حوادث، وقایع، هجرت

آغاز مبارزه حق پرستان با معاویه

مدت زیادی از شهادت امام حسن مجتبی علیهالسلام نگذشته بود که گروههای مختلفی از عراقیان خدمت امام حسن علیهالسلام آمده، از آن حضرت تقاضای رهبری قیام و حرکت بر ضد معاویه را نمودند [۵۳۰] ، به ویژه هنگامی که در سال ۵۶ هجری معاویه اقدام به گرفتن بیعت برای فرزندش یزید نمود که این امر با مخالفت حسین بن علی علیهماالسلام و دیگر افرادی همچون عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر و… روبهرو گردید [۵۳۱] ، زیرا همگی از استبداد معاویه به ستوه آمده بودند و میترسیدند این حلقهی بردگی برای همیشه بر گردنشان آویز گردد. در این راستا مبارزاتی متشکل علیه بنیامیه آغاز گردید، به چند نمونه اشاره میگردد:
الف) در سال ۵۲ هجری زیاد بن خراش عجلی به همراه سیصد نفر نیروی سواره بر سرزمین مسکن وارد شدند و میخواستند بر نیروهای معاویه حمله کنند که با نیروهای سعد بن حذیفه روبهرو شدند و مغلوب گشتند.
[صفحه ۳۲۷]
ب) و همچنین معاذ طائی با گروهی از نیروهای نظامی خود تشکلی پیدا کردند و حملهای آغازیدند، لیکن آنها نیز مغلوب شدند. [۵۳۲].
پ) در سال ۵۳ هجری ربیع بن زیاد که خود فرماندار منصوب خراسان از سوی معاویه بود از جنایات معاویه به ستوه آمد و آن گاه که از کشتار مظلومانهی حجر بن عدی (ره) و یارانش باخبر شدند، سخت متاثر گردید، در حضور مردم در نماز جمعه و غیره اظهار ناخشنودی نمود. او میگفت: از این پس مرگ به سراغ عرب خواهد آمد، چنانچه مردم کوفه به پشتیبانی حجر برمیخاستند او هرگز کشته نمیشد. اگر مردم کوفه در برابر قوای بنیامیه ایستادگی میکردند این رادمردان آزاد و نیکوکار را نمیکشتند، اما آنها از جهاد خودداری کردند پس به ذلت و بدبختی و خواری خواهند افتاد و خوار شدهاند.
ربیع در روز جمعه همان ایام به هنگام خطبههای نماز جمعه دست به آسمان بلند کرد و گفت: «ای مردم! من از زندگی خسته شدم، دعا میکنم شما آمین بگویید، سپس گفت: بار خدایا! اگر ربیع در درگاه تو عمل خیری دارد جانش را بگیر و اجلش را برسان.»
همان روزها دعایش مستجاب شد و چیزی نگذشت که وی از دنیا رفت. [۵۳۳].
ت) در سال ۵۸ هجری عدهی زیادی از خوارج به سرپرستی حیان بن ظبیان سلمی بر معاویه خروج کردند که حرکت آنان به جایی نرسید و شکست خوردند. [۵۳۴].
نظیر این حرکتهای منظم و سازمان یافته، فراوان علیه امویها پیش آمد، زیرا در سایهی صلح و فرصت پیدا شده، بنیامیه ماهیت خبیث و پست خود را نشان دادند و در نزد همگان برای همیشه منفور گردیدند.
[صفحه ۳۲۸]
در سال شصت هجری به دنبالهی فرارسیدن مرگ معاویه و جانشینی فرزندش یزید، نهضت اباعبدالله الحسین علیهالسلام آغاز گردید، در آن سال از بیشتر بقاع اسلامی نامهها به سوی آن حضرت سرازیر گردید. مردم کوفه و بصره و مدینه و مکه و شامات که تلخی حکومت استبدادی نوزده سال و سه ماههی معاویه را دیده بودند [۵۳۵] به هر نحو که شده میخواستند از آن استبداد شوم بگریزند، تا این که در سال ۶۱ هجری افراد زیادی بیعت نمودند و نهضت عاشورا را ترتیب دادند. حزب حاکم بنیامیه که خود را در شرف نابودی همیشگی میدید، جنایت، کشتار، تخریب و زندانی نمودن انسانهای آزاد را در همه جا گسترش دادند و یزید بن معاویه در مدت سه سال بعد از پدر فجایعی انجام داد که روی شدادها و ضحاکها را سفید نمود و حادثه خونین و دلخراش کربلا را بوجود آورد و لعن و نفرین همیشگی را برای خود و خاندانش خرید و منفور همیشه تاریخ گردید.
[صفحه ۳۳۱]
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *