دیدگاه های دیگران

اتهام ازدواجها و طلاقهای مکرر به امام مجتبی

یکی از موضوعات بی اساس و جعلی که قرنها مورخان و نویسندگان مسلمان (بیشتر ناآگاه) به آن میپرداختند و بالاتر آن که بدان تفاخر میکردند، بدون این که جویای صحت و سقم آن شوند و درست بررسی نمایند، داستان ازدواج و طلاقهای متعدد امام حسن مجتبی علیهالسلام بوده است و همین باعث گردیده که دشمنان اسلام جهت انتقام گرفتن و ضربه زدن به شخصیت اهل بیت علیهمالسلام بر
[صفحه ۳۳۲]
همین نوشتهها تکیه کنند و سبط اکبر رسول خدا صلی الله علیه و آله را فردی شهوتران و غیر متعهد به جهان معرفی نمایند [۵۳۶] و تعجب از بزرگانی همچون ابنشهر آشوب
[صفحه ۳۳۳]
است که احادیثی را دربارهی اهل بیت علیهمالسلام به عنوان «مناقب» ذکر میکند، بدون این که توضیحی دهد و یا ردی کند همانند:
«قال ابوطالب المکی: انه (الحسن) تزوج ماتین و خمسین امراه. [۵۳۷] و قد قیل ثلاثمائه»
بعضی دیگر با عینک خوشبینی تا چهار صد عدد را هم نوشتهاند – که به صورت مفصل خواهد آمد – و به آنها پاسخ خواهیم داد:
اما با کمال تاسف، نویسندگان مغرض و مریضی، امثال گفتارهای فوق را مستمسک خویش قرار دادهاند و به شخصیت سبط اکبر رسول خدا صلی الله علیه و آله هر چه توانستهاند نسبتهای ناروا دادهاند.
پرسش: چرا نسبت ازدواجهای زیاد و طلاقهای مکرر در زمان امیرالمومنین علیهالسلام و خود امام مجتبی [۵۳۸] و امام حسین علیهماالسلام بلکه بالاتر تا بعد از قرن یکم، مطرح نبوده و در کتب تاریخی اثری از این تهمتهای ناجوانمردانه دیده نمیشود؟!
پاسخ: در سال ۱۳۷ هجری قمری منصور دوانیقی (عبداله بن محمد بن علی بن عبدالله بن عباس) در میان خلفای عباسی روی کار آمد، او سیاستهای ضد اسلامی و ضد مردمی عجیبی داشت، وی جهت خاموش کردن نهضتهای علویان و سادت حسنی از هیچ گونه تهمتی پرهیز نداشت، لذا اتهام زنندهی اصلی منصور دوانیقی، خلیفهی عباسی است، گر چه مجعولات به گونهای است که به
[صفحه ۳۳۴]
محض خواندن آن به ذهن میگذرد که راویان آن اخبار قبل او میزیستهاند، و لکن با اندکی دقت روشن میگردد که چنین نیست.
بعد از قیام سادات حسنی به زعامت محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی ابیطالب علیهالسلام در سال ۱۴۵ هجری که تا مرز نابودی خلافت منصور پیش رفتند، این خلیفهی بیرحم فرمان داد عبدالله بن حسن، پدر محمد و بسیاری از یاران او را دستگیر نموده و در شهر «هاشمیه» [۵۳۹] روانهی زندان کردند. [۵۴۰] آن گاه منصور خطابهای در برابر عدهای از اهل خراسان ایراد نمود که خود گواه مطالب فوق است، در بخشی از سخنان او آمده است:
«ثم قال یا اهل خراسان انتم شیعتنا و انصارنا و اهل دعوتنا و لو بایعتم غیرنا لم تبایعوا خیرا منا ان ولد ابنابیطالب و ترکناهم و الذی لا اله الا هو و الخلافه فلم نعرض لهم لا بقلیل و لا بکثیر فقام فیها علی بن ابیطالب – رضی الله عنه – فما افلح و حکم الحکمین فاختلفت علیه الامه و افترقت الکلمه ثم و ثب علیه شیعته و انصاره و ثقاته فقتلوه ثم قام بعده الحسن بن علی – رضی الله عنه – فو الله ما کان برجل عرضت علیه الاموال فقبلها، و دس الیه معاویه: انی اجعلک ولی عهدی فخلعه و انسلخ له مما کان فیه، و سلمه الیه، و اقبل علی النساء یتزوج الیوم واحده و یطلق غدا اخری، فلم یزل کذلک حتی مات علی فراشه… [۵۴۱]؛ ای اهل خراسان! شما پیروان و انصار ما هستید که به دعوت ما پاسخ گفتهاید، اگر با غیر ما بیعت میکردید بهرهای بیش از این نمیبردید و بهتر از ما را نمییابید، همانا ما نوادگان فرزند ابیطالب را رها نمودیم، زیرا سوگند به خدای واحد، ما در
[صفحه ۳۳۵]
راستای حاکمیت خویش به فرزندان ابیطالب هیچ گونه تعرضی نداشتهایم – آنان در امر خلافت بهرهای ندارند – پدرشان علی بن ابیطالب [علیهالسلام] برای خلافت به پا خاست و لکن پیروز نشد، وقتی حکمین (ابوموسی اشعری، عمروعاص) کار خود را انجام دادند، پس اختلاف در میان امت پیش آمد و متفرق شدند، سپس شیعیان و یارانش بر او حمله کردند و او را کشتند، آن گاه فرزندش حسن بعد از او به پاخاست.
به خدا سوگند! پولهایی را که به وی عرضه شده بود پذیرفت و معاویه او را فریب داد و وعده کرد که تو را جانشین خودم خواهم نمود، لیکن او را برکنار کرد و از موقعیتی که داشت به زیر کشید، او آن گاه به شهر خود (مدینه) بازگشت و روی به زنان آورد، امروز با یکی ازدواج میکرد و فردای آن روز، یکی را طلاق میداد و با این شیوه به سر برد تا در بستر خویش بمرد…»
حرکت شیطانی منصور و تبلیغات مسموم بنیامیه سبب شد که مزدوران قلم به دست و دوستان ناآگاه و غیر ملتفت به مصالح امت اسلامی از کاه کوهی ساختند و از موی منارهای تا آن جا که تعداد همسران امام حسن مجتبی علیهالسلام را از هشت تا چهارصد شمردند، اما هنگامی که سخن از نام و نشان آنان به میان میآید در میمانند و بعد تعداد انگشت شماری را معرفی میکنند که خود دلیل آشکار بر سستی سخن و بیپایگی این اتهام است.
اینک احادیث و اقوال کثرت ازدواج آن حضرت، و ارقامی را که دربر دارد میآوریم و سپس اسامی همسران آن حضرت و همچنین تعداد فرزندان و دامادهای آن بزرگوار را متذکر میشویم تا خود قضاوت کنید.
روایات و احادیث این باب را میتوان بر دو بخش تقسیم کرد:
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *