حوادث، وقایع، هجرت

اجرای مواد صلح امام حسن با معاویه

در مورد اجرای مواد فوق در صلحنامه آمده است: تعهد و میثاق خدایی و به آنچه که خداوند مردم را بر وفای به آن مجبور کرده و نزد معاویه ابن ابیسفیان است که به کلیه مواد این قرارداد عمل کند و از آن تخلف ننماید.
البته برخی نوشتهاند که دشنام ندادن به علی (ع) که از شرایط صلح بود مورد موافقت معاویه قرار نگرفت و در نتیجه قرار بر این شد که در حضور امام حسن (ع) به پدرش ناسزا نگوید!! و معاویه آن را پذیرا شد اگر چه به آن وفا نکرد [۳۲۹] که به نظر ما این سخن اساس و پایهای ندارد، زیرا با اصل ارسال ورقه سفید مبانیت دارد. اگر بنای عمل نکردن
[صفحه ۲۲۵]
باشد دیگر مواد را هم عمل نکرده است بنای معاویه این بود که صورت ظاهری از صلح درست بکند و بعدا به هر صورتی که خواست مقصد خود را عملی سازد و همین کار را هم کرد.
نکات مهم آنها
همان گونه که ملاحظه میکنیم مواد صلحنامه متعدد و متفاوت است. گمان میرود در این جنبه نیز دستهائی در کار بودهاند تا اصل مساله را مخدوش نشان دهند و یا سلیقههای خاص خود را از جهات مختلف اعمال نمایند.
اینکه واقعا در صلحنامه چه چیزهائی گنجانده شده امری است که از آن اطلاع دقیقی نداریم ولی با توجه به جو و شرایط حاکم، و با توجه به خط امامت و ولایت که مبتنی بر اندیشه قرآن و سنت است میتوان جمع بندیهائی داشت و چنین نتیجه گرفت که امام:
معاویه را متعهد کرده است طبق کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) عمل کند. امنیت مردم را مورد رعایت و احترام قرار دهد. خود را امیرالمومنین نخواند بدان خاطر که امام با قبول صلح به امامت او بر مومنان صحه نگذارده بلکه فقط تسلیم امر کرده است، یعنی کارگزاری و کارگردانی و اداره امور مملکت را به او واگذار کرده است نه بیشتر.
او هم چنین معاویه را متعهد کرده است که برای خود جانشینی معین نکند. زیرا فعلا کارگزاری بیش نیست. حتما امام برای خانواده شهدای جمل و صفین اندیشیده است و حتما برای اصحاب و شیعیان که معاویه برایشان خط و نشان میکشید فکر کرده است. مثلا معاویه که دل پرخونی از قیس بن سعد داشت دائما برایش خط و نشان میکشید و امام نوشت اگر مساله این چنین است با او صلح نخواهد کرد [۳۳۰] و به نظر ما روس مسائل همین جنبهها بوده و در مورد دیگر مواد باید بیشتر تامل کرد. و یا عدم اقامه شهادت در نزد او [۳۳۱] میتواند مورد قبول باشد از آن بابت که نشان میدهد امام او را به عنوان قاضی
[صفحه ۲۲۶]
عادلی نمیشناسد و…
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *