از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار ولادتی امام حسن مجتبی(ع) – شده امشب شراب و می لازم

شده امشب شراب و می لازم
دم افـطار بـر لـب صائم

ساقی سفره ضیافت شد
آنکه لـطفش به ما بود دائـم

شده روشن دو چشم دنیا بر
اولیـن یـوسف بنی هـاشم

شک ندارم که عیدی امشب
دست عبد الله است یا قاسم

شده دیوانه وار مجنونش
عقل هرکس که بوده است سالم

رونق سفره صد برابر شد
مادر عرش و فرش مادر شد

رحمتی قد آسمان دارد
کرمی فوق هر بیان دارد

پدر مهربان ایتام است
این پسر از پدر نشان دارد

با محبان چه می کند وقتی
که هوای جزامیان دارد

قبر او قبله گاه خورشید است
چه نیازی به سایبان دارد

در کرم خانه اش برای حسین
سه دلاور سه پهلوان دارد

کاش با او مـرا قـیاسی بود
رشته من حسن شناسی بود

نسبتی با عدم ندارد او
جز مسیحانه دم ندارد او

آن قدر دست ما گرفت انگار
حرفه ای جز کرم ندارد او

خواستم تا که خادمش گردم
یادم آمد حرم ندارد او

من که هستم نگو نگو هرگز
شاعر و محتشم ندارد او

بدل و مثل و المثنایی
در عرب یا عجم ندارد او

یوسف یوسفان خوش سیماست
او امـام امـام کرببـلاست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *