اصحاب و شاگردان

اصحاب امام حسن مجتبی علیه السلام

اصحاب امام حسن مجتبی علیه السلام
قیس بن سعد بن عباده
قیس بن سعد از اصحاب رسول الله صلی الله علیه واله و همچنین از یاران و دوستداران امیرالمؤمنین و امام حسن علیهما السلام است. او جزء افرادی بود که هیچ گاه حاضر به بیعت با ابوبکر نشد و پیوسته او را انکار کرد. قیس، مردی بسیار شجاع، بلند قامت و تنومند بود، تا ان جا که می گویند هنگامی که بر روی اسب می نشست، پاهایش به زمین کشیده می شد.یکی دیگر از افتخارات قیس را باید حضور در میان افراد معروف به (شرطه الخمیس)
/پاورقی ۱ـ (شرطه) به معنای سرباز و (الخمیس) در اصطلاح به معنای سپاه است./
دانست، یعنی سربازانی که با امیرالمؤمنین علیه السلام شرط کرده بودند که در راهش ‌ان چنان مجاهده کنند، که یا پیروز شوند و یا جان دهند. و حضرت علی علیه السلام نیز با انان شرط کرد و ضامن شد که به پاداش مجاهدتشان، انان را به بهشت برساند.

سردار راستین
زمانی که امام حسن علیه السلام پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام زمام امور را به دست گرفت، مانند گذشته با خرابکاری ها و نافرمانی های معاویه روبه رو شد و پس از مکاتبات فراوانی که بین ایشان و معاویه صورت گرفت، و پس از ان که معاویه سپاه بزرگی از مردم شام را برای مقابله با ایشان به سوی کوفه روانه داشت، امام حسن علیه السلام نیز برای مقابله و جنگ با معاویه تصمیم قطعی گرفتند.
پس از ان بود که حضرت مجتبی علیه السلام به جمع اوری سپاه پرداختند و از کوفه خارج شدند، و به مکانی به نام (نخیله) رسیدند و پس از ان در دیر (عبدالرحمان) به مدت سه روز اردوی نظامی زدند تا سپاه کاملا منسجم گردید. در ان زمان حدود چهل هزار نفر سواره و پیاده در لشکر امام حضور داشتند. در ان جا حضرت سیاست جنگی خود را این گونه تنظیم نمودند که دوازده هزار نفر از میان سپاه، برای توقف پیشروی لشکر معاویه حرکت کنند. امام حسن علیه السلام فرماندهی این عده را به (عبیدالله بن عباس) سپردند و (قیس بن سعد) را هم به عنوان جانشین او قرار دادند. سپس امام خط سیر پیشروی انان را معین نمود و دستور داد در هرکجا که به سپاه معاویه رسیدند جلوی پیشروی انها را بگیرند و جریان را به امام گزارش دهند تا بی درنگ با سپاه اصلی به انان ملحق شود. حضرت نیز به همراه بقیه سپاه به سوی (مدائن) حرکت نمودند.
طولی نکشید که عبیدالله بن عباس به همراه سپاه، در مکانی به نام (مَسکِن) با سپاه معاویه روبه رو شد و در همان جا اردو زد. در ان زمان معاویه، فرصت را برای فریب عبیدالله مناسب دید و بدین منظور برای او نامه ای نوشت و در ان به او وعده داد که اگر لشکر عراق را رها کند و به نزد معاویه برود، مبلغ یک میلیون درهم به عنوان پاداش به او پرداخت نماید. در این شرایط بحرانی بود که این فرمانده سست عنصر با پذیرفتن پیشنهاد ننگین معاویه، تا اندازه بسیار زیادی در تضعیف سپاه و تزلزل موقعیت نظامی سپاه امام حسن علیه السلام موثر واقع شد.
در مقابل، سردار راستین مورد نظر ما یعنی (قیس بن سعد) که مردی بسیار شجاع و نسبت به خاندان امیرالمؤمنین علیهم السلام بسیار باوفا و معتقد بود، طبق دستور امام حسن علیه السلام فرماندهی سپاه را به دست گرفت و طی سخنانی، اقدام خائنانه عبید الله در پیوستن به سپاه معاویه را نکوهش کرد و با بیانات مهیجی کوشید روحیه سربازان را برای ادامه حضور و پایداری در سپاه امام حسن علیه السلام تقویت نماید. همچنین پس از این رخداد، نامه ای به حضرت مجتبی علیه السلام نوشت و در ان اقدام عبید الله را شرح داد و وفاداری و استقامت خویش را به ایشان ابراز نمود.
البته معاویه برای فریب قیس نیز دست به کار شد و با وعده های کاذب مادی تلاش نمود تا او را نیز مانند بسیاری از افراد دیگر از سپاه امام حسن علیه السلام دور نماید، اما قیس همچنان استوار ماند و تا اخرین لحظه در مقابل دشمنان اسلام ایستادگی کرد.

اطاعت کامل از ولایت
زمانی که امام حسن علیه السلام از سر اجبار با معاویه صلح نمود، معاویه برای تثبیت موقعیتش تصمیم گرفت از بنی هاشم و سردمداران بزرگ مخالف خویش بیعت بگیرد. از این رو افرادی را بدین منظور فراخواند که در در میان انان حضرت ابی عبد الله الحسین علیه السلام و قیس بن سعد نیز حضور داشتند. حضرت مجتبی علیه السلام به معاویه فرمود: امام حسین علیه السلام را به این کار وادار نکن، زیرا با تو بیعت نمی کند مگر این که کشته شود. و او کشته نمی شود مگر این که همه اهل بیت کشته شوند، و اهل بیت کشته نمی شوند تا این که اهل شام را بکشند. و در پی این سخنان امام حسن علیه السلام بود که معاویه از انجام این کار منصرف شد.
پس از ان معاویه، برای گرفتن بیعت، متوجه (قیس بن سعد) شد. قیس، در ان زمان هنوز با چهار هزار نفر از باقی مانده سپاه، هنوز در مقابل معاویه، عَلَم مخالفت و ستیز را کنار نگذاشته بود، ضمن این که با شنیدن خبر صلح امام حسن علیه السلام در این اقدام خود با تردید مواجه بود.
قیس سوگند یاد کرده بود که معاویه را ملاقات نکند، مگر این که میان او و معاویه نیزه و شمشیر قرار داشته باشد. از این رو معاویه برای اجرای قسم او نیزه و شمشیری حاضر کرد و او را به نزد خود طلبید.
زمانی که قیس وارد مجلس معاویه شد، متوجه حضور امام حسین علیه السلام شد و به ایشان گفت: ایا با معاویه بیعت کنم؟ در ان جا امام حسین علیه السلام به برادر بزرگوارشان اشاره کردند و گفتند: او امام من است و اختیار با اوست. ان جا بود که قیس با اگاهی از مصلحت امام حسن علیه السلام در این امر و به واسطه دستور ایشان، علی رغم میل باطنیش با معاویه بیعت کرد.

دفاع از حریم ولایت
قیس بن سعد، از مسلمانان راستینی بود که پیوسته و با تمام وجود می کوشید از حریم ولایت و امامت دفاع کند. در این راستا، نامه های فراوان، سخنرانی های کوبنده، و حضور پرشور او را در میادین جهاد، بسیار می توان مشاهده نمود. داستان ایستادگی قیس پس از فریب و ملحق شدنش عبید الله به سپاه معاویه و سخنرانی های جانانه او پس از این رخداد، که پیش از این به ان اشاره شد، را می توان نمونه ای برای اثبات این مدعا پیرامون وی ذکر نمود.
یکی دیگر از موارد حضور قیس در راه دفاع از خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام زمانی است که در میان افراد بدعت گذار حاضر در (ثقیفه) به پا خاست و برای بیان صلاحیت و دفاع از حق مسلم خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام سخنانی هشدار دهنده و روشنگرانه بیان نمود.
اری! قیس بن سعد در جریان ثقیفه، حتی برای طرفداری از پدر خود که نماینده انصار برای دریافت خلافت بود، قیام نکرد. بلکه طی سخنان معروفی رو به مهاجران کرد و گفت: ای جماعت قریش، برگزیدگان شما خوب می دانند که اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و اله به سبب سابقه شان در اسلام و تلاش های نیکویشان، برای جایگاه خلافت شایسته ترین افراد هستند، و خداوند جانشینی حضرت رسول صلی الله علیه واله را به حضرت علی علیه السلام واگذار کرده است، در جایی که خود شما حاضر بوده اید و با گوش های خودتان می شنیدید. بنابر این در حال گمراهی، از او روی مگردانید، که در این صورت به اصل خود باز خواهید گشت و از زیان کاران خواهید شد.
داستان دیگری که برای بیان چگونگی ایثار و دفاع از حریم ولایت توسط قیس بن سعد به ان اشاره می کنیم مربوط است به سخنان او در حضور معاویه، هنگامی که معاویه در راه حج خانه خدا وارد مدینه شده بود.
معاویه پس از صلح دروغینش با امام حسن علیه السلام و احاطه بر امور مسلمین، کوچکترین حسن نیتی پیرامون تعهداتش از خود نشان نداد. او حتی به این پیمان شکنی بسنده نکرد و در راستای خیانت و کینه توزی به خاندان عصمت علیهم السلام و دوستداران انان، از هیچ اقدامی کوتاهی نورزید. در پی این اقدامات، معاویه در یکی از سفرهای حج خود، زمانی که به شهر مدینه رسید، با استقبال کمی از طرف مردم مواجه شد. به طوری که از میان انصار مدینه کمتر کسی را در میان مردم، به چشم می دید. از این رو بسیار نارحت شد و گفت: چه اتفاقی برای انصار افتاده که به استقبال ما نیامده اند؟. در این بین عده ای از چاپلوسان گفتند: انان ـ انصارـ جزء درویشان و مسکینانند، به حدی که مرکبی ندارند که سوار ان شوند و به استقبال شما بیایند. معاویه گفت: پس (نواضج)
/پاورقی ۲ ـ (نواضج) به معنی شتران اب کش است./
ایشان چه شده است؟ او با گفتن این عبارت قصد توهین و تحقیر انصار را داشت، و درحقیقیت می خواست انان را جزء مزدوران و بی ابرویان شهر معرفی کند، نه از بزرگان و اعیان مدینه. با شنیدن این سخنان (قیس بن عباده) ـ که در حقیقت جزء بزرگان و اعیان مدینه بود ـ براشفت و روبه معاویه کرد و گفت: انصار، شتران خود را در غزوه بدر، احد و دیگر غزوات رسول خدا صلی الله علیه واله از دست دادند، یعنی در زمانی که با شمشیرهایشان در برابر تو و پدرت جهاد می کردند. و بر اثر استقامت و ادامه این جهاد بود که اسلام توسط شمشیرهای انان، ظاهر و پیروز شد. در حالی که شما راضی به این امر نبودید و از ان بیزار بودید.
معاویه که با شنیدن این سخنان سرخورده شده بود ساکت شد و قیس دوباره ادامه داد: رسول خدا صلی الله علیه واله به ما خبر داده است که بعد از او ستمکاران بر ما غالب خواهند شد. معاویه گفت: پس از این خبر به شما چه دستوری داد. قیس گفت: به ما امر کرد که صبر کنیم، تا زمانی که او را ملاقات نماییم. معاویه با شنیدن این سخن، با گستاخی تمام گفت: پس صبر کنید تا او را دیدار کنید.
مشاهده کنید، مردی که خود را جانشین نبی اکرم صلی الله علیه و اله معرفی می کند، چگونه با این سخن، مقام عظمای نبوی، اعتقادات و اصحاب او را به استهزاء گرفته است. ـ لعن و عذاب الهی بیش از پیش بر او باد ـ.
پس از این سخن معاویه، قیس بار دیگر شروع به سخن کرد و فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام را برای همه یاداوری نمود. تا ان که رو به معاویه کرد و گفت: از همان زمانی که انصار جمع شدند و خواستند که با پدر من برای خلافت بیعت کنند، قریش با ما به خصومت و دشمنی پرداختند و دلیل برتری خود را، نزدیکی با رسول خدا صلی الله علیه واله بیان کردند. اما به جان خود قسم می خورم، که نه از انصار و نه ا زقریش و نه از هیچ یک از عرب و عجم، جز علی مرتضی و اولاد او علیهم السلام در خلافت حق و شایستگی نداشتند.
معاویه با شنیدن این سخنان، خشمناک شد و برای توهین و استهزاء قیس به او گفت: ای پسر سعد، این سخنان را از که اموخته ای؟ ایا پدرت این مطالب را به تو یاد داده است؟. قیس پاسخ داد: از کسی شنیده ام که بهتر از من و پدر من است، و بیش از پدرم به گردن من حق دارد!. معاویه گفت: پس ان شخص کیست؟ قیس پاسخ داد: علی بن ابی طالب علیه السلام یعنی همان کسی که اگاه ترین و راستگوترین این امت است، و ان کسی که خداوند متعال در حق او این ایه مبارکه را نازل کرده است: (قُلْ کَفَى بِاللّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ)
/پاورقی ۳ ـ سوره رعد، ایه ۴۳٫/
قیس، پس از این ایه، باز هم ایات دیگری را که در شان امیرالمؤمنین علیه السلام نازل شده بود، قرائت کرد.
معاویه پس از شنیدن این سخنان کوبنده و رسای قیس، برای انحراف بحث گفت: همانا که راستگوی این امت (ابوبکر) و فاروق امت (عمر) و اگاه به علم کتاب (عبدالله بن سلام) است. قیس در واکنش به این سخن بلافاصله گفت: هیچ یک از سخنانی که گفتی، حقیقت ندارد. بلکه شایسته ترین فرد به این صفات و اسماء، کسی است که خداوند در حق او می فرماید: (افَمَن کَانَ عَلَى بَیِّنَهٍ مِّن رَّبِّهِ وَیَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ)
/پاورقی ۴ ـ سوره هود، ایه ۱۷٫/
و کسی شایسته و برتر است در این صفات، که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله در (غدیر خم) او را نصب کرد و درباره او فرمود: (من کنت مولاه واولی به من نفسه، فعلی اولی به من نفسه)، و در غزوه (تبوک) به او گفت: (انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی).
معاویه پس از شنیدن این سخنان قیس، لرزه بر اندامش افتاد و با وجود افرادی مانند او پایه های حکومت خویش را سست و متزلزل احساس کرد، از این رو به همه فرماندارانش دستور داد که دیگر هیچ کس حق ندارد پیرامون فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام سخنی بگوید، و هر کس که زبان به مدح علی علیه السلام گشاید و از او فضیلتی بیان کند، و از ان حضرت دوری و بیزاری نجوید، اموالش را به باد دهند و خونش را بی ارزش شمارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *