سیره عملی و رفتاری

اقدامات امام حسن در مدینه

اینکه درباره مانده عمر (حدود ۹ سال) در مدینه چه کرد سوالی است که پاسخ آن نسبتا پردامنه است بخشی از آن که عیانتر بود عبارت است از:
۱- تربیت نسل زنده: او به فرموده پیامبر (ص) نخست از خانواده آغاز کرد (ابدء بما تغول) [۳۹۵].
فرصتی بود که فرزندان خود، برادرزادگان و کسان را گرد خود آورد و مبانی اعتقادی و فکری را به آنان بیاموزد.
از کارهای مهم دینی او کتابت حدیث بود که بر آن اهتمام میورزید. به فرزندان خود و برادرش میفرمود: ای عزیزان، شما اینک کودک و خردسالید و به زودی بزرگ خواهید شد. پس دانش بیاموزید. و آن کس که توان حفظ آن را ندارد آن را بنویسد و در خانهاش نگه دارد. یا بنی انکم صغار قوم فتوشکون ان تکونو کبارا – فتعلمو العلم – فمن لم یستطع ان یحفظه او یرونه، فلیکتبه، و یضعه فی بیته [۳۹۶].
۲- تربیت عالمان: امام محفلی داشت از نوع محفل درس و بحث که در آن بسیاری از افاضل حضور مییافتند و امام به آنها درس میداد. او در طول مدت اقامت در مدینه شاگردان بسیاری را تربیت کرد تا حدی که مدینه کانون اخلاق و ادب شد و روش پیامبر (ص) در آنجا احیاء گردید [۳۹۷].
از شاگردان برجستهاش در کوفه و در مدینه افرادی را نام میبرند که مهمترین آنان عبارتند از: جابر بن عبدالله انصاری، ابواسود دوئلی، احنف بن قیس، حبه بن حجر بن العرسی، حبیب بن مظاهر، پسرش حسن مثنی، مسیب بن نخبه، ابوالحوراء، اسحق بن بسار، عیسی بن مامون، صبغ بن بناته و… که بسیاری از آنان شاگردی او را هم درک کرده بودند. و اینان یاران صمیم و وفادار بودند و استوانههای تشیع به حساب میآمدند.
۳- بیداری مردم: امام با گروههای عامه و مردم کوچه و خیابان و افراد عادی هم در ارتباط بود. برایشان مساله میگفت، رفع مشکل میکرد، گاهی تفسیر میگفت،
[صفحه ۲۷۷]
حدیث میخواند. از حقانیت خود و خاندانش بحث میکرد، مساله صلح را توجیه میکرد.
خانهاش مرکز آمد و شدها بود. در محل نشر حدیث و علم بود. مرکز پخش فضایل دینی و انجام رسالتهای اسلامی بود. او همچنان با کمال شهامت و شجاعت از عدول دشمنان از دین، از انحراف عدهای از حق و عدالت سخن میگفت، حقایق را بیان میکرد، پردهها را برمیافکند که حاصل آن بیداری مردم، توجه به دین و مذهب، حفظ تشیع و پاسداری از حقایق، تعلیم و تدریس و افاضات علمی بود.
۴- خنثی کردن توطئهها: و این هم از کارهای مهم امام بود. معاویه پس از استقرار خلافت و تبدیل آن به سلطنت به مسخ اسلام و حقایق دینی همت گماشت. و امام با جو بدی مواجه بود. حقایق و اسناد دینی را از بین میبردند، جلوی نشر فضایل را میگرفتند. نمیگذاشتند که تعالیم دین اشاعه یابد. حتی جلو نشر حدیث را میگرفتند. و دیدیم که امام دستور داده بود حدیث را بنویسند و…
در عصر معاویه احادیثی را در فضایل معاویه و عثمان جعل میکردند. آن را در منبرها بازگو مینمودند و حتی دستور میدادند که آنها را در مدارس و محافل به بچهها درس دهند و آموزش آنها جزء برنامه روزانه زندگی مردم قرار گرفته بود. و این کمال ساده اندیشی بود که امام در برابر توطئهها ساکت و بیتفاوت بماند و دم برنیاورد.
امام از موضع قدرت و از توان سخنوری و فصاحتی که داشت در این مورد اقدام میکرد. بطلان بسیاری از سخنان را اعلام میکرد و با توجه به اینکه فرزند رسول اله (ص) بود
مردم نمیتوانستند به او نسبت دروغ دهند و یا قول و سخن او را نامعتبر شمرند.
۵- سفر به شام: اسناد نشان میدهند که امام مسافرتی به شام داشته و اینکه این سفر یک بار یا چند بار بود جای بحث است. اما در مورد اصل آن جای بحث و سخنی نیست. او در شام برنامههائی داشت در مجالس مناظره بسیاری شرکت میکردند. به پرده برداری از مفاسد و اسرار میپرداخت فرومایگی و پستی سران را به آنها نشان میداد. تا حدی که افرادی چون ولید، عتبه، مغیره، عمروعاص… حضور او را در شام
[صفحه ۲۷۸]
خطری تلقی میکردند.
– او در شام این مساله را تفهیم کرد که پسر پیامر (ص) است و اگر در کره زمین بگردند فرزند پیامبر (ص) جز او و برادرش نمییابند [۳۹۸] لو طلبتم ابنا لنبیکم…
لن بجدوا غیری و غیر اخی – تفهیم کرد که به معاویه تسلیم امر شده است نه امامت و خلافت رسول اله (ص) معاویه کارگردان حکومت دنیوی مردم است.
– نشان داد که چه پستیها و فرومایگیها در بنیامیه است و چرا تن به صلح داده است [۳۹۹].
– پرده برداری از توطئه معاویه در احضار امام برای رسوا کردن او و احتجاج سران معاویه با او که هر بار این اقدام نتیجه نامیمونی برای معاویه داشت.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *