سیره عملی و رفتاری

امام حسن در برابر اعتراضات بعد از صلح

امام در برابر اعتراضات که چرا صلح کردهای به تناسب جوابهائی میداد که بخشی
[صفحه ۲۴۳]
از آنها همان بود که در فوق نگاشتیم و بخشی دیگر عبارتند از جوابهای نقضی امام مثل این جوابها:
من امام شمایم، مفترض الطاعهام، سید جوانان اهل بهشتم، کارم از روی حکمت است، و حتی حق را بیابیم به آن تمسک داریم، هدف من خاموش کردن آتش جنگ بود، مدارای من به خاطر قطع فتنه بود، ما عالم به تاویل هستیم و… [۳۵۶].
شما را حق آن نیست که درباره کارها اظهار نظر سفیهانه کنید. صلحی را که کردم اگر واقع نمیشد از شیعیان ما کسانی بر صفحه روزگار باقی نمیماند [۳۵۷] امام حسین (ع) در این باره فرمود برادرم داناترین مردم به خدا و رسول خدا (ص) و آشناترین خلق به کتاب خدا بود [۳۵۸].
[صفحه ۲۴۴]
اگر قیام میکرد
این فصل نیز چهره دیگری از همان دو فصل گذشته است و در واقع نشان میدهد که چرا قیام نکرد و به چه عللی پذیرای صلح شد. اگر به واقع امام قیام میکرد چه اتفاقی ممکن بود بیفتد و این حدس تا چه حد قابل اطمینان است؟
او حادثه صلح را پذیرفت تا به هدفهائی بس عزیز و گرامیتر از همه دنیا و حتی جان خود جامه تحقق بپوشاند و مصلحت امت اسلام و مسلمین را مرعی و مورد نظر دارد. او صلح را پذیرفت تا نماز اقامه شود و حج پای برجا بماند. از شرف و مردانگی در دنیای اسلام خبری باشد.
حسن (ع) نخستین امام امت اسلام است که برای هدایت خلق و نابودی باطل سیاست روشنی را در پیش گرفت که در آن روزگار، به خاطر غلبه جو و شرایط در پردهای از ابهام بود. مردم در آن روزگار نمیتوانستند دریابند که امام چه خدمت بزرگی برای آنها انجام داده است.
بررسیهای امروز نشان میدهند پیکار با دشمن در آن شرایط نابسامان، برای یک زمامدار دور اندیش خطای آشکار بود. زیرا در آن صورت سوسوی اسلام از میان میرفت و زحمات رسول خدا (ص)، شهدای راستین اسلام و مخصوصا پدر مجاهدش نابود میشد.
[صفحه ۲۴۵]
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *