امامت و رهبری، حاکمان زمان

امام حسن در فرض شکست در جنگ با معاویه

اگر امام قیام میکرد و با معاویه میجنگید و در این جنگ شکست میخورد (که این شکست از نظر ما نه محتمل بلکه قطعی بود) چه عواقبی پدید میآمد؟ دورنمای واقعه نشان میدهد که وقوع این جریانات به نظر ممکن و حتی حتمی مینمود.
۱- استقرار معاویه: در آن صورت معاویه استقرار مییافت و میتوانست از موضع قدرت با مردم برخورد کند. و تکلیف مردم و امت اسلامی به گونهای دیگر میشد. آن روز که در سایه پیمان صلح تحت ضابطه تعهد در آمده بود چنان کرد که دیدیم و قتل و دمار او را یافتهایم وای به حال روزی که او از موضع توانمندی و سلطه بدست آمده از جنگ پیروزی مییافت که در چنان وضعی خطر دو صد چندان میبود.
۲- دستگیری حسن (ع): و شما کینه خاندان بنیامیه را به خاندان علی (ع) و پیامبر (ص) میشناسید. معاویه کسی بود که حتی پس از مرگ علی (ع) هم از سب و لعن او خودداری نمیکرد و مدعی بود که کار ما جز با این راست و استوار نمیشود. او ناراحت از این بود چرا نام پیامبر (ص) در اذان گفته میشود.
حال از موضع قهر و غلبه حسن را در اختیار بگیرد، اقل مجازات او اهانت، اسارت، تحقیر، و شاید هم قتل بود. ممکن است این دعاوی برای عدهای غیرقابل باور باشد ولی
[صفحه ۲۴۶]
شما نمونه آن را در شهادت حسین (ع) و اسارت خاندانش به دست پسر او میبینید که حتی سر بریده او را بر روی نیزه کرد و بر لبان آن سر بریده چوب زد. و مگر همین معاویه نبود که با حسن (ع) صلح کرده و عهد و پیمان بسته راه نیرنگ در پیش گرفت و او را مسموم کرده بود؟
۳- نابودی شیعیان: معاویه پس از پیروزی برای یک دست کردن سربازان و لشکریانش دمار از روزگار شیعیان برمیآورد و نمیگذاشت احدی از آنان زنده بمانند. او با همه تعهدهای غلاظ و شدادش و با همه سوگندها و عرض اخلاصها دیدید که با یاران مخلص علی (ع) چه کرد؟
ما در فصول بعد خواهیم دید که او حتی از پیران فرتوت ۸۰ ساله هم نگذشت و آنها را به جرم شیعه بودن به دار کشید، دست و پا برید، زبان از کام درآورد، زنده به گور کرد، نام آنها از دفتر بیت المال حذف کرد و… و زیاد بن ابیه و بسر بن ارطاه در این راه چه جنایات هولناکی مرتکب شدند. وای بر آن روزی که معاویه از راه جنگ پیروزی بدست میآورد که در آن صورت خطر دو صد چندان بودند.
۴- نابودی مکتب شیعه: از اهداف مهم صلح حفظ مکتب تشیع بود زیرا معاویه را با علی (ع) و حزبش دشمنی غیر قابل وصفی بود. او میدانست که مکتب شیعه مکتب مخالفت و مقاومت در برابر هر عاصی گردنکشی است که در برابر خدا سر برافرازد و تنها معترضان به او همین گروه بودند.
او بارها میگفت هر گاه چشمان خیره آنها را در زیر کلاهخودها در صفین میبینیم هوش از سرم میپرد و وحشت سراسر وجودم را فرا میگیرد. حال اگر او در جنگ غلبهای مییافت بدون شک این مکتب معارض را ریشه کن میکرد. و شما جلوه مواضعش را با شیعیان میبینید که معاویه کاری کرده بود که بسیاری از طرفداران علی (ع) این که خود را شیعه معرفی کنند ابا داشتند.
۵- نابودی اسلام: برای معاویه مسالهای نبود که اسلام را از میان بردارد و حکومت و سلطنتی همانند آنچه که در دیگر نقاط جهان وجود داشته است پایه نهد و خود گفته بود که ما به این راضی شدیم که پادشاه و ملکی باشیم!!
[صفحه ۲۴۷]
آری، صف آرائی در برابر معاویه به نابودی اسلام منجر میشد و ما از قبل گفته بودیم که معاویه از این کار ابائی نداشت و حتی پس از صلح برای حفظ موقعیت خود صد هزار دینار به دولت روم شرقی داده بود که به او حمله نکند (نه برای اینکه به اسلام لطمهای وارد آورد) [۳۵۹].
۶- اقدامات دیگر: از اقدامات محتمل دیگر در این زمینه:
– به هدر رفتن حق شیعیانی بود که در فقر و بدبختی اقتصادی زندگی میگذراندند.
– مهمل گذاشته شدن حق خاندان شهدای جمل و صفین بود.
– انتقال نسب پیامبر به بنیامیه بود و حتی نام و نشانی از او باقی نمیماند.
– تسلیم کردن امام مجتبی (ع) بدون قید و شرط به معاویه بود که امام به آن اذعان داشت [۳۶۰].
– برانگیختن تبلیغات سوء علیه خود بود که معاویه میگفت درخواست صلح کردم او نپذیرفت و او بود که جنگ را بر من تحمیل کرد و خون خود را ضایع نمود.
– احتمالا استفاده دولت روم از این فرصت و ورود به مرزهای کشور اسلامی بود.
-…
نکته مهم و اساسی
نکته مهم و اساسی صلح را باید در حفظ شیعیان ذکر کرد گو اینکه دیگر مسائل هم بس مهم بود. ولی امام درباره این مساله تکیه بسیار داشت.
– در سخنی فرموده بود اگر من بدین کار اقدام نمیکردم احدی از شیعیان ما بر روی زمین باقی نمیماند [۳۶۱].
– ابناثیر هم میگوید اگر حسن شکست میخورد جمع عظیمی از یاران او بیجهت کشته میشدند [۳۶۲].
[صفحه ۲۴۸]
– باز هم امام در سخن دیگری فرموده بود ترسیدم شیعیان از زمین ریشه کن شوند و با قبول صلح خواستم فریاد زنی به خاطر اسلام باقی بماند [۳۶۳].
– به ابوسعید هم فرموده بود اگر صلح نمیکردم یک تن از یارانم بر روی زمین زنده نمیماند و من بر وفق مصالحی به این کار اقدام کردم.
به یکی از یاران خود که در مقام اعتراض به صلح امام بود فرمود: شما حکمت صلح مرا درک نکردید، اگر درک میکردید اعتراض نمینمودید. اگر این کار را نمیکردم یک تن از شیعیان جان سالم بدر نمیبردند و همه آنها را میکشتند [۳۶۴].
در کل، شرایط پس از صلح نشان داد که امام چه شیوه نیکوئی را در این زمینه اتخاذ کرد و چگونه اسلام و مسلمین را از این فتنه عظیم نجات بخشید. او میدانست که معاویه موجودی خطرناک است و برای رسیدن به هدف از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد. خالصترین عنصر اسلامی را از میان برمیداشت و در آن صورت سندیت اسلام و تشیع زیر سوال بود.
[صفحه ۲۴۹]
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *