اخلاق و فضائل

امام حسن در نماز

در نماز او را حالی فوق العاده در مرز از خود بیگانگی بود. در شرح حال او در امر نماز نوشتهاند: آنگاه که به نماز میایستاد از خود بیگانه و در جمال و جبروت الهی محو و فانی بود. در نماز شب او میلرزید و تمام اندامش رعشه داشت.
به هنگامی که ایاک نعبد میگفت چنان بود که گوئی از همه ماسوی بریده است و فقط فقط در جهان وجود یک منشا و مبدء هستی و یک وجود قابل ذکر شناخته است. و یا به عبارتی دیگر چنان بود که گوئی احدی در این جهان وجود ندارد.
و به هنگامی که ایاک نستعین میگفت چنان بود که گوئی همه خواری و ذلت و ناداری و فقر خود را عرضه میکرد و خود را با تمام وجود محتاج عنایت او میدانست. احتیاج و نیازمندی از کل وجود او میبارید و راه نجات را جز با گشایش دریچه رحمتی از سوی او به خود بسته میدید.
او در نماز واقعا و با تمام وجود در پناه خدا بود و کل هستی خود را در پناه و حمایت او میدید و در عین حال وضع روحی و حال او را تفسیر نمیتوان کرد و هر آنچه که دیگران صرفا بر اساس حواس ظاهر او درمییافتند سخنی نمیتوان افزود.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *