امامت و رهبری، حاکمان زمان

امام حسن در کوفه بعد از صلح با معاویه

پس از تصرف غاصبانهی حکومت عراق و حجاز و نقض عهدنامه از سوی معاویه، امام مجتبی علیهالسلام چند روزی در کوفه حضور داشت و شخصیتهای مختلف از راههای دور و نزدیک، خدمت آن حضرت میرسیدند و کسب فیض مینمودند. حساسیت اطرافیان معاویه، مانند عمرو بن عاص، ولید بن عقبه، مغیره بن شعبه و عتبه بن ابوسفیان نسبت به آن رفت و آمدها، باعث شد که آنان گزارشی به معاویه بنویسند و احساس خطر خود را از محبوبیت و جلوه شخصیت آن حضرت اعلان نمایند. اینان جهت خاموش نمودن نور الهی و مبارزهی با اهلبیت علیهمالسلام به معاویه پیشنهاد کرده و گفتند: ای معاویه! تو مجلسی ترتیب بده و سران قبایل را به آن مجلس دعوت کن و نیز حسن بن علی را در آن جا حاضر کن تا ما با وی گفتگو و بحثی را آغاز کنیم، ما با این کار، او و پدرش را قاتل عثمان معرفی میکنیم، در نتیجه از موقعیت سیاسی و اجتماعی او خواهیم کاست.
معاویه در پاسخ و درخواست آنان گفت: حسن بن علی زبان گویایی دارد.
[صفحه ۲۲۳]
شما در مقابله با او مغلوب خواهید شد، سپس اضافه کرد: اگر من او را فراخوانم، میدانش خواهم داد تا هر چه را سزاوار آنید بگوید. عمروعاص پرسید: آیا میترسی باطل او را بر حق ما غالب شود؟!
معاویه گفت: بدانید که کسی نمیتواند اهل بیت پیامبر را سرزنش کند و ننگی را به آنان نسبت دهد. شما سعی کنید کشته شدن عثمان را به پدرش علی بن ابیطالب نسبت دهید و این مطلب را جا بیندازید که وی از سه خلیفهی قبل از خود خشنود نبوده است.
همراهان معاویه بر تشکیل مجلس، قبل از خروج حسن بن علی علیهماالسلام از کوفه و رفتن به مدینه، تاکید زیادی کردند و معاویه به دنبال اصرار آنان، مجلس را تشکیل داد و بسیاری از رجال کوفه را دعوت نمود، شخصی را نیز به دنبال امام حسن علیهالسلام فرستاد. آن حضرت از چگونگی جلسه و افراد حاضر در آن پرسش نمود، آن گاه فرمود:
«ما لهم خر علیهم السقف من فوقهم و اتاهم العذاب من حیث لا یشعرون؛ اینان چه هدفی را دنبال میکنند؟ خراب شود بر سرشان سقف و گرفتار عذاب الهی گردند از جایی که هیچ گونه توجهی به آن ندارند.»
لباسهایش را پوشید و این دعا را به هنگام حرکت زمزمه کرد:
«اللهم انی ادرا بک فی نحورهم و اعوذ بک من شرورهم و استعین بک علیهم فاکفنیهم بما شئت و انی شئت من حولک و قوتک یا ارحم الراحمین؛ بار خدایا! از تو کمک میخواهم تا با نیروی تو بر آنان غالب شوم، از شر آنان به تو پناه میبرم و از تو یاری میخواهم، پس نگه دار مرا در برابر آنان، هر گونه که خود صلاح میدانی، به قدرت و توان خود، ای مهربانترین مهربانان.»
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *