امامت و رهبری، حاکمان زمان, سیره عملی و رفتاری

امام حسن (ع) و شهادت امام علی (ع)

امام حسن (ع) و شهادت امام علی (ع)

سال چهلم هجری در حالی که خاندان وحی و امّت اسلامی در سوگ امیرمؤمنان علی علیه السلام نشسته اند، کوفه، مرکز استقرار خلافت علوی، بار دیگر انتخاب و آزمایشی برزگ را تجربه می کند. صبحگاه روز بیست و یکم ماه رمضان، ابن عباس به میان مردم آمده و می گوید:
ای مردم! امیرمؤمنان به سرای دیگر سفر کرد و فرزندش را از برای شما به یادگار گذاشت. اگر دوست دارید، فرزندش به سوی شما آید!
مردم گریستند و خواستار حضور امام مجتبی علیه السلام در میان خود شدند. حضرت، به مسجد کوفه آمد و پس از سپاس الهی و درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چنین ادامه داد:
«در این شب، مردی از دنیا رفت که پیشینیان بر او در عمل نیک سبقت نگرفتند و آیندگان توان رسیدن به او را نخواهند داشت. او همراه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در راه خدا می جنگید و جان خویش را سپر بلای وی می نمود. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرچم خویش را به وی می داد، در حالی که جبرئیل از طرف راست و میکائیل از جانب چپ، در کنار او بودند و از جنگ برنمی گشت تا خداوند پیروزی را به وی ارزانی می داشت. او در شبی به عالم بقا رفت که حضرت عیسی علیه السلام در آن شب به آسمان عروج نمود؛ شبی که یوشع بن نون، وصیّ موسی علیهماالسلام از دنیا رفت. از طلا و نقره چیزی جز هفتصد درهم برایش باقی نماند که از بخشش های او زیاد آمده بود و می خواست با آن پول، خادمی برای خانواده اش خریداری کند.»
پس از آن گریست و مردمان نیز گریه کردند، آنگاه فرمود:
منم پسر بشارت دهنده «به رحمت خداوند». منم فرزند بیم دهنده «از عذاب الهی» منم پسر دعوت کننده به سوی خداوند به اذن او. منم پسر نور تابناک. منم از اهل بیتی که خداوند، ایشان را پاک و پاکیزه ساخت. و منم از خاندانی که خداوند در قرآن کریم محبّت ایشان را واجب ساخته و خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است: «بگو از شما پاداشی جز دوستی اهل بیت خود نمی خواهم و هرکس کار نیکی انجام دهد، برنیکی اش می افزاییم.»۱ و این نیکی، دوستی ما اهل بیت علیهم السلام است.»۲
آنگاه نشست و مردم را غرق جذبه و نور معنویّت خویش نمود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *