احادیث و سخنان

امام حسن (ع) و یادآوری لعنتهای پیامبر به ابوسفیان

مرحوم طبرسی قدس سره در احتجاج ضمن نقل یکی از احتجاجهای طولانی امام حسن علیه السلام با معاویه و پیروان و یاران او نقل
میکند که امام حسن علیه السلام به معاویه و حاضران فرمود: قال علیه السلام: أنشدکم بالله هل تعلمون أن ما أقول حقا انک یا معاویۀ
کنت تسوق بأبیک علی جمل أحمر و یقوده أخوک هذا القاعد؟، و هذا یوم الأحزاب فلعن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
القائد و الراکب و السائق، فکان أبوک الراکب، و أنت یا أزرق السائق، و أخوک هذا القاعد القائد؟ ثم أنشدکم بالله هل تعلمون أن
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لعن أباسفیان فی سبعۀ مواطن؟. اولهن: حین خرج من مکۀ الی المدینۀ و أبوسفیان جاء من
الشام، فوقع فیه أبوسفیان فسبه و أوعده و هم أن یبطش به ثم صرفه الله عزوجل عنه. و الثانیۀ: یوم العیر حیث طردها أبوسفیان لیحرزها
و « الله مولانا و لا مولی لکم » من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. والثالثۀ: یوم أحد یوم قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم
فلعنه الله و ملائکته و رسله و المؤمنون أجمعون. و الرابعۀ: یوم حنین یوم جاء أبوسفیان ،« لنا العزی و لا عزی لکم » : قال أبوسفیان
بجمع من قریش و هوازن و جاء عیینۀ بغطفان و الیهود، فردهم الله بغیظهم لم ینالوا خیرا، هذا قول الله عزوجل أنزله فی سورتین فی
کلتیهما یسمی أباسفیان و أصحابه کفارا و أنت یا معاویۀ یومئذ مشرک علی رأی أبیک بمکۀ و علی یومئذ مع رسول الله صلی الله
وصددت أنت و أبوک و مشرکوا « و الهدی معکوفا أن یبلغ محله » علیه و آله و سلم و علی رأیه و دینه. و الخامسۀ: قول الله عزوجل
قریش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فلعنه الله لعنۀ شملته و ذریته الی یوم القیامۀ. و السادسۀ: یوم الأحزاب، یوم جاء أبوسفیان
بجمع قریش، و جاء عیینۀ بن حصین بن بدر بغطفان فلعن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم القاده و الأتباع و الساقۀ الی یوم
القیامۀ. فقیل: یا رسول الله! اما فی الأتباع مؤمن؟. قال: لا تصیب اللعنۀ مؤمنا من الأتباع و [صفحه ۳۷۰ ] أما القاده فلیس فیهم مؤمن، و
لا مجیب و لا ناج. و السابعۀ: یوم الثنیۀ، یوم شد علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اثنا عشر رجلا، سبعۀ منهم من بنیأمیۀ، و
خمسۀ من سایر قریش فلعن الله تبارک و تعالی و رسوله صلی الله علیه و آله و سلم من حل الثنیۀ غیر النبی صلی الله علیه و آله و سلم
و سائقه و قائده [ ۵۷۰ ]. امام حسن علیه السلام فرمود: (شما را به خدا سوگند میدهم آیا میدانید که آن چه میگویم حق است تو
ای معاویه، شتر سرخمویی را که پدرت بر آن سوار بود میراندی و این برادرت که نشسته است، آن را میکشید و این موضوع در
روز احزاب بود، که پیامبر افسار به دست و راننده و سوار را لعنت کرد که پدرت سوار بود و تو ای چشم دریده میراندی و
برادرت، همین که نشسته است، افسار میکشید؟ دوباره شما را به خداوند سوگند میدهم که آیا میدانید رسول الله صلی الله علیه و
آله و سلم ابوسفیان را در هفت جا لعنت کرده است: اول: زمانی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به سوی مدینه
خارج شد و ابوسفیان از شام آمد و ابوسفیان با او روبهرو شد و او را دشنام داده و تهدید کرد و اراده کرد تا به وی حمله کند، ولی
خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را از شر ابوسفیان بازداشت. دوم: روز کاروان بود که ابوسفیان آن را تاراند تا از رسول الله
صلی الله علیه و آله و سلم در امان دارد. سوم: روز احد بود، روزی که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا سالار ماست
و شما را سالاری نیست. و ابوسفیان گفت: عزی از آن ماست و شما را عزا نباشد. که خداوند و ملائکهی او و پیامبران و همهی
مؤمنان لعنتش کردند. چهارم: روز حنین، روزی که ابوسفیان همراه جمعی از قریش و هوازن و عیینه و یهود در غطفان آمد. و
خداوند آنها را عصبانی بازگردانده و به سودی دست نیافتند. این سخن خداوند است که طی دو سوره آورده و در هر دو سوره،
را کفار مینامد و اما تو ای معاویه در مکه، مشرک و همفکر پدرت بودی و پدرم علی در آن روزگار « ابوسفیان و اصحاب او » آنها
صفحه ۲۱۵ از ۳۲۶
آنها کسانی هستند که شما را از » با رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و به رأی و آیین وی بود. پنجم: سخن خدای بزرگ
و آنها که از پیامبر ممانعت کردند، تو بودی و پدرت و «. مسجدالحرام و رسیدن قربانی هایتان به قربانگاه بازداشتند « زیارت »
مشرکان [صفحه ۳۷۱ ] قریش بودند که خداوند او را لعنتی کرد که تمام ذریهی او را تا روز قیامت شامل شد. ششم: روز احزاب
روزی که ابوسفیان با جمع قریش آمد و عیینۀ بن حصین بن بدر در غطفان آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رهبران، پیروان و
ذریهی او را تا روز قیامت لعنت کرد. گفته شد که ای رسول خدا آیا در ذریهی او مؤمنی نیست؟. فرمود: لعنت به مؤمن از ذریهی
او نرسد، ولی در رهبران نه در میان آنان مؤمنی هست نه پذیرندهای و نه رستگار شوندهای. هفتم: روز ثنیه [ ۵۷۱ ]، روزی که دوازده
مرد راه بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بستند، هفت نفر از آنان از بنیامیه بودند و پنج نفر از دیگر قریشیان. پس خدای تبارک
بود را لعنت کرده است.) « محلی از کوه » و تعالی و رسول او، غیر از رسول خدا و ساربان شتر پیامبر؛ هر کس که در ثنیه
برگرفته از کتاب فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته: محمد دشتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *