سیره عملی و رفتاری

امام حسن و اتهام ترس

او را متهم کردند که مرد جنگ نبود وگرنه لازم بود خود را در برابر معاویه به جنگ افکند [۶۲۷] و ظاهرا نفهمیده بودند آنچه که آدمی را از جنگ دور میدارد همه گاه ترس نیست در مواردی عوامل دیگری هم حضور دارند مثل مصلحت.
صلح امام با معاویه نه نشانه ترس است و نه ضعف. نه نشانه فرار از جنگ است و نه علامت عقب نشینی. بلکه این امر حاکی از بییاوری امام، ضعف روحیه آنان و درک و برداشت عمیق امام از مردم و جنگ که در جمع بندی به این نتیجه رسیده بود باید پذیرای صلح باشد.
به عبدالله زبیر، آن منافق معروف که امام را به ترسوئی متهم کرده بود فرمود: وای
[صفحه ۳۹۷]
بر تو، آیا من ترسویم؟ من پسر علی و فاطمهام، اگر صلح کردهام بدان خاطر است که یارانی چون تو منافق و مردد داشتم که به ظاهر ادعای دوستی دارند ولی در دل مرگ و نابودی مرا طلب میکنند و من چگونه میتوانم به این گونه افراد اعتماد و اطمینان و چشم کمک داشته باشم [۶۲۸].
آری، او با جرات و شهامت زیست، هدفدار بود و شجاعانه برای حفظ هدف و آرمان خویش ایستاد و بار سنگین تهمتها و سرزنشها را پذیرفت. و پذیرش صلح در آن شرایط بحرانی آیا حاکی از شجاعت او نیست؟
[صفحه ۳۹۸]
کلمات و سخنان او
مقدمه
او امام و پیشوای مردم است. باید اعلم افراد جامعه و اتقی و اصلح از مردم باشد. او را علمی است که از سرچشمه وحی نشات گرفته و موجب شادی و سیرابی دلهاست، کیست که بتواند در جنبه علم و فهم و درایت همتا و هماورد حسن باشد؟
او وصی پدر است و آنچه پدر داشته به او عطا نموده است. و میدانیم پدرش آنها را از رسول خدا (ص) فراگرفته و رسول اله نیز مستقیما از منبع علم الهی سیراب شده است. و بدین سان آنچه که در جنبه علم و فضل و حکمت امام گفته شود، گویای همه آن چیزی نیست که درباره او باید گفته شود.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *