سیره عملی و رفتاری

امام حسن و بازگشت به مدینه منوره

اشاره
چند روز پس از قرارداد امضای صلح و رفت و آمدهای مکرر از سوی دوستان و دشمنان، امام مجتبی علیهالسلام مصلحت را در آن دید که به همراه بعضی از یاران به مدینهی جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله هجرت نمایند. انتشار این خبر بازتابی گسترده برای دوستان و دشمنان داشت. غم و اندوه مردم را فراگرفت. مسیب بن نجبهی فزاری به همراه ظبیان بن عمارهی تمیمی خدمت امام رسیدند و اصرار و پافشاری زیادی جهت ماندن آن حضرت در کوفه نمودند، لیکن امام علیهالسلام پیشنهاد آنان را نپذیرفت و فرمود: «لیس الی ذلک سبیل [۳۸۴]؛ چارهای جز این نداریم.»
فردای آن روز به همراه برادرش حسین بن علی علیهماالسلام و خانواده و اطرافیانش، راهی مدینه شدند. مردم کوفه با اندوه بسیار به مشایعت آن حضرت شتافتند، در حالی که اشگ، چشمان بسیاری را فراگرفته بود، با آنان وداع نمود. [۳۸۵] مشایعت کنندگان با نگاههای طولانی خود حسرت خود را اظهار میداشتند و با زبان حال بر سرنوشت تیرهی خود – که با هجوم و سلطهی چکمهپوشان معاویه گره میخورد سرود اندوه میسرودند – امام علیهالسلام و همراهان چون به دیر هند
[صفحه ۲۵۰]
رسیدند، آن بزرگوار نگاهی به شهر کوفه کرد و چنین سرود:
و لا عن قلی فارقت دار معاشری
هم المانعون حوزتی و زماری [۳۸۶].
«من خانهی دوستانم را از روی دشمنی ترک نمیکنم، چون آنها از پیمان من و تعهدهایم دفاع میکردند.»
کاروان جهت بازگشت به مدینه راه خود را ادامه دادند تا در آن جا اقامت گزیدند. سبط اکبر پیامبر، این ناخدای بردبار تصمیم گرفت با فروبردن خشم خود و صبر و تحمل، کشتی اسلام را از غرقاب حتمی حکومت معاویه نجات بخشد و نگذارد حکام بنیامیه با احادیث جعلی و نسبتهای ناروا به پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و پدرش امیرمومنان علیهالسلام و صحابه بزرگ، چهرهی واقعی اسلام را عوض کنند و بکنیه «حکومت اسلامی» بعد از پیامبر، اهداف شیطانی خود را بر امت اسلامی تحمیل نمایند و بدعتها و سنتهای جاهلیت را دوباره همانند اجدادشان احیا کنند، از این رو در دوران اقامتش در مدینه این اهداف را خوب پیگیری کرد.
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *