اصحاب و شاگردان

امام حسن و باز هم گله از یاران

آری، باز هم باید از یاران و دوستان و اطرافیان گله کرد. او در یک سخنرانی فرموده بود، به خدا اگر اصحابی مییافتم شب و روز را در جهاد با معاویه میگذارندم. اگر کسانی داشتم که در جنگ با دشمنان خدا با من همکاری میکردند، هرگز خلافت را به معاویه واگذار نمیکردم زیرا خلافت بر بنیامیه حرام است [۳۰۶].
و الله ما سلمت الامر الیه، الا انی لم اجد انصارا و لو وجدت انصارا لقاتلته لیلی و نهاری، حتی یحکم اله بینی و بینه. و لکنی عرفت اهل الکوفه و بلوتهم… انهم لا وفاء لهم و لا ذمه فی قول و لا فعل [۳۰۷].
صلح امام از روی ناچاری بود و او در شرایطی آن را پذیرا شد که راهی جز آن نداشت و حاصل آن هم مایه یاس مومنان بود و هم به زیان خود بدخواهان و
[صفحه ۲۱۹]
بداندیشان. زیرا اینان هم توطئهای که چیدند خیری ندیدند.
بدخواهان آرزوی انتقال مرکز خلافت اسلامی را به کوفه داشتند نومید شدند و آنها که آرزوی پیروزی حق داشتند بدان دست نیافتند. قومی شدند خسر الدنیا و الاخره. و تاریخ نشان میدهد که روزگار غمشان پس از صلح آغاز شد و آنها همان گونه که امام پیش بینی کرده بود روز خوش را ندیدند.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *