سیره عملی و رفتاری

امام حسن و حمایتهای سیاسی و اقتصادی از موالیان

با تسلط یافتن معاویه بر عراق آن روز، آمار جنایت و خیانت وی بر مسلمانان به ویژه موالیان اهل بیت علیهمالسلام بیشتر میگردید و هر روز بر فراریان از مظالم ستمگر
[صفحه ۲۷۱]
شام که راهی مدینه میشدند افزون میگشت، همانند آنچه بر سر ابودرداء [۴۲۷] ، عویمر بن مالک بن زید بن قیس بن امیهی خزرجی (صحابی و قاضی معروف دمشق) آمد.
حسن بن علی علیهالسلام پشتوانهای محکم و استوار برای پناهندگان سیاسی بود که در دوران اقامت در مدینهی جدش از هیچ گونه کوشش و حمایتی از آنان کوتاهی نکرد.
سعید بن ابیسرح کوفی که از دوستان و موالیان اهل بیت علیهمالسلام بود، مورد خشم و غضب استاندار کوفه (زیاد بن ابیه) قرار گرفت و سپس مورد تعقیب سیاسی واقع شد. زیاد او را احضار نمود، و لیکن او از کوفه فرار کرد و راهی مدینهی منوره گردید و به امام مجتبی علیهالسلام پناه برد. حاکم کوفه خانوادهی (زن و فرزندان) سعید را زندان کرد و اموالشان را مصادره نمود و خانهاش را با خاک یکسان ساخت تا وحشتی در دل موالیان اهل بیت به وجود آید و سعید بن ابیسرح خود را تسلیم کند.
سعید در محضر امام مجتبی علیهالسلام در مدینه نشسته بود که خبر مصادره و تخریب خانهاش را آوردند. امام علیهالسلام به شدت ناراحت شد و جهت جلوگیری از مظالم زیاد بن ابیه و گرفتن امان برای سعید بن ابیسرح، نامهای خطاب به زیاد، بدین شرح نوشت:
[صفحه ۲۷۲]
«اما بعد فانک عمدت الی رجل من المسلمین له ما لهم و علیه ما علیهم فهدمت داره و اخذت ماله و حبست اهله و عیاله فان اتاک کتابی هذا فابن له داره، و اردد علیه ماله، و شفعنی فیه فقد اجرته. والسلام [۴۲۸]؛ اما بعد، تو یکی از مسلمانان را مورد غضب و خشم خویش قرار دادی، در حالی که سود او سود مسلمانان و ضرر به وی ضرر به مسلمانان است. خانهاش را ویران کردی و مالش را گرفتی و خاندانش را به زندان افکندی. تا نامه به تو رسید، خانهاش را درست کن و مالش را بر گردان و وساطت مرا دربارهی او بپذیر تا پاداش و اجر نیک بر تو رسد.»
نامهی امام علیهالسلام دربرگیرندهی امر به معروف و نهی از منکر و حمایت صریح از سعید بن ابیسرح است و دارای متنی قوی و استوار میباشد و در این نامه خواسته شده که به سعید و خاندانش آسیب و گزندی نرسد و تمام ضررهای مالی که بر وی زده شده جبران گردد و از همه مهمتر این که امام علیهالسلام سعید را بیگناه دانسته و مستحق عقوبت نمیداند.
وقتی نامهی سبط اکر رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیاد بن ابیه رسید و آن را خواند، از حمایت سیاسی امام علیهالسلام و امر و نهی آن حضرت به خشم آمد و پلیدی ذات خود را نشان داد و تمام الطاف و مهربانی خاندان اهل بیت علیهمالسلام در زمان حاکمیت امیرمومنان علیهالسلام را از یاد برد و جوابیهای بدین شرح برای حضرت ارسال داشت:
از زیاد بن ابیسفیان به حسن بن فاطمه علیهاالسلام:
«اما بعد، نامهات به من رسید، چرا نام خود را قبل از نام من نوشته بودی، در حالی که تو نیازمندی و من قدرتمند؟! تو که از مردم عادی هستی، چگونه است که همانند یک فرمانروای قدرتمند فرمان میدهی و از فرد بداندیشی که به تو پناه آورده و تو هم با کمال رضایت پناهش دادهای، حمایت میکنی؟ به خدا سوگند اگر او را بین پوست و گوشتت هم قرار دهی، نمیتوانی از او
[صفحه ۲۷۳]
نگهداری کنی و من چنانچه به تو دسترسی پیدا کنم هیچ مراعات نخواهم کرد و لذیذترین گوشت را برای خوردن، گوشت تو میدانم! سعید را به دیگری واگذار کن، اگر او را بخشیدم به خاطر وساطت تو نیست و چنانچه او را کشتم به جرم محبت او با پدر… تو است، والسلام.»
خباثت و بیشرمی زیاد بن ابیه در این نامه به وضوح روشن شده است. او زنازادهای است که در سفاکیت و تکبر و بیباکی نظیر نداشت و چنانچه امام علیهالسلام به وی نامه مینویسد و امر و نهی میکند، در حقیقت به او به چشم ذلت مینگرد و شخصیت پوشالی او را خرد مینماید و این، قدرت و شجاعت حسن بن علی علیهالسلام را میرساند.
امام علیهالسلام با این تهدیدات و جوابیهی توهینآمیز زیاد، دست از حمایت سیاسی سعید بن ابیسرح برنداشت و نامهای به همراه نامهی سراسر هتاکی و فحش زیاد برای معاویه فرستاد و از او خواست تا جلو تجاوزات زیاد بن ابیه را بگیرد و امنیت را برای سعید بن ابیسرح ایجاد نماید.
به دنبال این نامه معاویه که موقعیت امام مجتبی علیهالسلام را خوب درک میکرد و میدانست موضعگیری صریح حسن بن علی علیهالسلام برایش ارزان تمام نخواهد شد، نامهای برای زیاد بن ابیه به مضمون ذیل نوشت:
«اما بعد، حسن بن علی [علیهالسلام] نامهای به همراه نامهی تو که در پاسخ نامهاش دربارهی سعید بن ابیسرح نوشته بودی، برایم فرستاد. من از کار تو بسیار درشگفتم. البته میدانم که تو دارای دو خصوصیتی: یکی بردباری و نیکاندیشی است که از ابوسفیان به ارث بردهای و دیگر از مادرت سمیه گرفتهای که دومی سبب گردیده، برای حسن [علیهالسلام] نام نوشتهای و در آن پدرش را دشنام داده و فاسق نامیدهای، درصورتی که به جان خودم سوگند تو به فسق و گناه سزاوارتری.
معاویه در ادامهی نامهاش تمام نکات ذکر شدهی نامه زیاد را جواب گفت و نوشت:
[صفحه ۲۷۴]
اما این که نامش را پیش از نام تو نوشته است، حق با اوست، زیرا دارای مقام والا و بلندی است و این امر هیچ از مقام و شان تو نمیکاهد، اگر تفکر و اندیشه کنی و این که در نامهاش به تو فرمان داده، او چنین حقی را دارد و اگر وساطت و شفاعتش را نمیپذیری، افتخار بزرگی را از دست میدهی، چرا که او از هر جهت از تو بالاتر است. به مجرد این که نامهام به دستت رسید، خاندان سعید بن ابیسرح را آزاد کن، خانهاش را بساز، اموالش را برگردان و دیگر مزاحم او نباش. من نامهای برای سعید نوشتهام و درآن نامه او را آزاد گذاشتهام، خواست در مدینه بماند و یا به شهرش بازگردد.
زیاد! بدان از این که حسین [علیهالسلام] را به مادرش نسبت دادهای و قصد جسارت داشتهای، وای بر تو! مگر او را به کدام مادر نسبت میدهی، اگر تو آگاه بودی و فکری داشتی، این بزرگترین افتخار و عزت برای او بود. ماد او فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
سپس در پایان نامهاش این اشعار را در منقبت حسن بن علی علیهالسلام نگاشت:
اما حسن فابن الذی کان قبله
اذا سار سار الموت حیث یسیر
و هل یلد الرئبال الا نظیره
و ذا حسن شبه له و نظیر
و لکنه لو یوزن الحلم و الحجا
بامر لقالوا یذبل و ثبیر [۴۲۹].
«حسن فرزند کسی است که پیش از آن به هر کجا حمله میبرد مرگ هم سراغ دشمنانش میرفت؛ و آیا شیر به جز همانند خود به دنیا میآورد؟ حسن در همه جهات همانند پدر خویش است. اگر بخواهیم بردباری و دانایی او را بسنجیم، باید با وزن کوههای بلند آن را سنجش نماییم.» از خلال نامهها، اعتراف معاویه و دشمنان اهل بیت نسبت به شخصیت و موقعیت امام مجتبی علیهالسلام روشن میگردد و از طرف دیگر، حمایت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی حسن بن علی علیهالسلام نسبت به
[صفحه ۲۷۵]
موالیان اهلبیت علیهمالسلام چقدر دقیق و حساب شده بود که حضرت هیچ گاه حاضر نشد دست از حمایت آنان بردارد.
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *