حوادث، وقایع، هجرت

امام حسن و منبر پدر

برای حسن (ع) اگر چه کودک بود مساله حقانیت پدر امری مسجل به حساب میآمد. میدانست که پدرش امام امت و بر حق، چه مردم بپذیرند و چه نپذیرند.میدانست رسول خدا (ص) پدر او را در ملاء عام به مردم معرفی و او را وصی خود اعلام داشته است. و درک حسن (ع) از مسائل بحدی بود که رسول خدا (ص) برخلاف مساله صغر سن او فتوا به قبولی شهادتش داد. پس او بالغی عاقل ولی در سنین کودکی است خوب میفهمد که بر جای پیامبر (ص) چگونه فردی باید بنشیند و منبر از آن چه کسی است.
عظمت روحی و جرات و شجاعتش هم بر این فهم و ادراک میافزود. روزی وارد مسجد شد و ابوبکر را بر بالای منبر یافت. فریاد زد: از منبر پدرم فرود آی و به منبر پدرت بالا رو: انزل عن منبر ابی و اذهب الی منبر ابیک [۹۵] و ابوبکر گفت راست میگوئی به خدا قسم این منبر پدر تست نه منبر پدر من: صدقت و الله انه لمنبر ابیک لا منبر ابی [۹۶].
[صفحه ۷۸]
امیرالمومنین (ع) از این جریان خبر یافت و به ابوبکر پیام فرستاد که من او را نگفتهام که چنین کند اقدام از جانب خود او بود. و ابوبکر تصدیقش کرد. (البته برخی از اسناد ابن عمل را به حسین بن علی (ع) که خردسالتر از حسن (ع) بود نسبت میدهند [۹۷].
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *