پدر و مادر (شجره نامه)

امام مجتبی بعد از شهادت فاطمه زهرا علیها‌السلام

بعد از شهادت حضرت فاطمه‌ی زهرا (علیها السلام) حضرت امام مجتبی (علیه السّلام) همیشه غمخوار پدر. و بازوی پر توان پدر. و عزیز پدر، بود. پدر مهربانش را که همه چیزش بود در مقابل دشمنان تنها نمی گذاشت و همیشه در همه کار به او کمک می کرد.
او وقتی به حدّ بلوغ رسید آن چنان مورد توجّه و محبّت مردم قرار گرفته بود که مردم جان و مالشان را از او دریغ نداشتند. و با اصرار زیاد دختران و زنان مسلمان دوست داشتند ولو برای یک ساعت یا یک روز به عقد ازدواج آن حضرت درآیند و به این وسیله نزد رسول اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلم) و فاطمه‌ی زهرا (علیها السلام) سرفراز باشند.
امام مجتبی (علیه السّلام) هم بعضیها را که با محبّت و بااخلاص اصرار می کردند برای رضای خدا و ایجاد الفت بین قبائل و شیعیان علی بن ابیطالب (علیه السّلام) قبول می فرمود. لذا در اکثر کتب تاریخ برای آن حضرت همسران زیادی نوشته‌اند که اکثر آنها از این قبیل دختران و زنانی بوده‌اند که برای تبرّک جستن و سرفرازی، در دنیا و آخرت با آن حضرت ازدواج می کرده‌اند لذا مورّخین نوشته‌اند که وقتی حضرت امام مجتبی (علیه السّلام) از دار دنیا رحلت فرمود سیصد نفر زن که همه ولو برای ساعتی با آن حضرت ازدواج کرده بودند جنازه‌ی آن
[صفحه ۲۵]
حضرت را تشییع می نمودند. [۱۵].
امام مجتبی (علیه السّلام) از تمام این ازدواجها فقط از سه نفر آنها دارای فرزند شدند. و از این سه زن پانزده پسر و هشت دختر داشتند که
[صفحه ۲۶]
نام آنها از این قرار است:
زید – حسن مثنّی – حسین – علی اکبر – علی اصغر – جعفر – عبداللّه اکبر – عبداللّه اصغر – قاسم – عمرو – احمد – اسماعیل – یعقوب – عقیل – محمّد اکبر – محمّد اصغر.
و فاطمه کبری – فاطمه صغری – سکینه – امّ سلمه – رقیّه – رمله – امّ الخیر – امّ عبداللّه. [۱۶].
حضرت امام مجتبی (علیه السّلام) در دوران زندگی پدر فقط از پدر بزرگوارش اطاعت می کرد و تحت فرمان آن حضرت بود. یعنی علاوه بر آنکه او و پدرش معصوم و محفوظ از خطا و اشتباه و انحراف بودند و محال است که دو نفر معصوم در کوچک ترین مساله‌ای با یکدیگر اختلاف داشته باشند، حضرت امام مجتبی پدر بزرگوارشان را امام و پیشوای خود از جانب خدای تعالی می دانستند و لذا در تمام کارها، جزئی و کلّی از آن حضرت اطاعت می نمودند.
حضرت امام مجتبی (علیه السّلام) همیشه در کنار پدر بودند و با دشمنان آن حضرت می جنگیدند و سخنان پدرشان امیرالمؤمنین را می شنیدند.
روزی در جنگ صفّین در کنار پدرشان به دور صفوف لشکر اسلام راه می رفتند حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به فرزندشان امام
[صفحه ۲۷]
مجتبی فرمودند:
پسرم این را بدان که برای پدرت فرقی ندارد که مرگ به طرف او بیاید یا او به طرف مرگ برود. کنایه از آنکه او منتظر مرگ است و از جان گذشته را به کمک احتیاج نیست. [۱۷].

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *