احادیث و سخنان, سیره عملی و رفتاری

امتحان امام حسن از فرماندهان لشکر در جنگ

امام به عزم امتحان و برای آشکار کردن دسیسهها و نشان دادن اینکه جوشان چگونه است و هم برای خنثی نشان دادن وعدههای ارتباطی آنان با معاویه باب امتحانی را گشود. توضیح اینکه ارتباط سران با معاویه یک معامله بود، اینان باید امام را تسلیم میکردند تا به پولی دست مییافتند و یا امام را به صلحی مجبور میکردند تا به
[صفحه ۱۹۲]
وصال دست بیابند. امام با نشان دادن دریچه صلح همه آرزوهایشان را بر باد میداد و همه قراردادها لغو میشد.
در مدائن به منبر رفت و خطبهای خواند و سربازان را نصیحت کرد و از آنها طاعت و فرمانبرداری در جمیع اوامر و نواهی را خواستار شد. فرموده بود امیدوارم خیرخواه شما باشم. کینهای از کسی در دلم نباشد، وحدت کلمه از همه چیز مهمتر است. بهتر این است با دستوراتم مخالفت نکنید خداوند من و شما را بیامرزد و… [۲۶۷].
از شنیدن این سخنان که برایشان مبهم بود و ظاهرا از آن بوی صلح به شام میآمد. همه به همدیگر نگریستند که او را از این سخنان چه مقصدی بود:
– عدهای گفتند او قصد صلح دارد (و بر این اساس تمام نقشهها، وعده و وعیدها، بده و بستانها با معاویه نقش بر آب است.)
– جمعی ثابت قدم بودند و تزلزلی در آنها پیدا نشد (بدان خاطر که قول و قراری با معاویه نداشتند و فقط تسلیم رای امام و سربازی برای او بودند)
– گروهی هم که امام حسن (ع) را پل قرار داده و با قدرت او میخواستند معاویه را از میان بردارند (گروه خوارج) و به هدف خود دست یابند مقاصد خود را بر فنا دیدند.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *