حوادث، وقایع، هجرت

بندهای قرارداد صلح امام حسن

الماده الاولی: «تسلیم الامر الی معاویه علی ان یعمل بکتاب الله و بسنه رسوله صلی الله علیه و آله و بسیره خلفاء الصالحین [۳۲۱]؛ واگذار نمودن حکومت به معاویه به شرط آن که بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سیره و روش خلفای شایسته عمل کند.»
الماده الثانیه: «ان یکون الامر للحسن من بعده فان حدث به حدث فلاخیه الحسین، و لیس لمعاویه ان یعهد به الی احد [۳۲۲]؛ خلافت بعد از معاویه از آن حسن بن علی علیهالسلام است و چنانچه حادثهای برای او پیش آمد و او موفق نشد، حکومت از آن
[صفحه ۲۰۲]
حسین علیهالسلام است و معاویه حق ندارد، پس از خود جانشینی تعیین کند.»
الماده الثالثه: «ان یترک سب امیرالمومنین و القنوت علیه بالصلاه و ان لا یذکر علیا الا بالخیر [۳۲۳]؛ دشنام و نفرین به امیرالمومنین علیهالسلام در قنوت نماز ترک شود و کسی از آن حضرت جز به نیکی یاد نکند.»
الماده الرابعه: «علی ان الناس آمنون حیث کانوا من ارض الله، فی شامهم و عراقهم و حجازهم و یمنهم و ان یومن الاسود و الاحمر و ان یحتمل معاویه ما یکون من هفواتهم و ان لا یتبع احدا بما مضی و ان لا یاخذ اهل العراق باحنه [۳۲۴]؛ همهی مردم از هر رنگ و نژادی که هستند و در هر جا زندگی میکنند، باید از امنیت کامل برخوردار باشند و از آنچه در گذشته انجام دادهاند درگذرد و به بهانههای واهی، افراد را تعقیب نکند و با مردم عراق به خشونت رفتار نشود.»
الماده الخامسه: «علی امان اصحاب علی حیث کانوا، و ان لا ینال احدا من شیعه علی بمکروه، و ان اصحاب علی و شیعته آمنون علی انفسهم و اموالهم و نساءهم و اولادهم، و ان لا یتعقب علیهم شیئا و لا یتعرض لاحد منهم بسوء و یوصل الی کل ذی حق حقه و علی ما اصاب اصحاب علی حیث کانوا… [۳۲۵]؛ یاران و شیعیان علی علیهالسلام در هر جا هستند در امان باشند و به آنها تعرضی نشود و جان و مال و ناموس و فرزندانشان از امنیت کامل برخوردار باشد، معاویه باید اینان را مورد تعقیب و سوء قصد قرار ندهد، حقوق هر صاحب حقی را به خودش برساند و هر آنچه در دست یاران علی علیهالسلام است باز پس گرفته نشود.»
الماده السادسه: «علی الا یبغی للحسن بن علی – ع – و لا لاخیه الحسین و لا لاحد من
[صفحه ۲۰۳]
اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله غائله سرا و لا جهرا و لا یخیف احدا منهم فی افق من الآفاق [۳۲۶]؛ هرگز نسبت به امام حسن و برادرش امام حسین علیهماالسلام و هیچ یک از خاندان اهل بیت در آشکار و نهان توطئهای نکند. [ستمی و آزاری نرساند] و در هیچ نقطهای از روی زمین برای آنان وحشتی ایجاد نکند.»
الماده السابعه: «و ان لا یقیم عنده الشهاده و ان لا یسمیه امیرالمومنین [۳۲۷]؛ در حضور معاویه اقامهشهادت نشود و معاویه حق ندارد خود را امیرالمومنین بنامد.»
الماده الثامنه: «ان یستثنی من بیت المال الکوفه خمسه آلاف الف فلا یشمله تسلیم الامر و یقضی عنه دیونه و علی معاویه ان یحمل الی الحسین علیهالسلام کل عام الفی الف درهم، و ان یفضل بنیهاشم فی العطاء و الصلات علی بنی عبد شمس و ان یفرق فی اولاد من قتل مع امیرالمومنین یوم الجمل و اولاد من قتل معه بصفین الف الف درهم و ان یجعل ذلک من خراج دارابجرد [۳۲۸]؛ از بیت المال کوفه، مبلغ پنج ملیون درهم مستثی است، آن مبلغ ربطی به قرارداد صلح ندارد معاویه باید بدهیهای بیت المال را بپردازد و بر اوست هر سال مبلغ دو ملیون درهم به برادرم حسین بدهد. بنیهاشم را در بخششها و عطاها بر بنی عبد شمس ترجیح دهد و هر سال یک ملیون درهم جهت فرزندان شهدای جنگهای جمل و صفین، آنانی که در رکاب امیرالمومنین علیهالسلام به شهادت رسیدند، داده شود و این مبلغ باید از مالیات مربوط به دارابجرد [۳۲۹] باشد.»
[صفحه ۲۰۴]
شروط فوق در نامههای رسمی امضا شده ردوبدل گردید. معاویه از شام به مسکن آمد و در آن جا به صورت علنی و رسمی در حضور افراد زیادی خوانده شد و اعلان گردید. بعضی از مورخان گفتهاند: عقد صلح در «بیت المقدس» [۳۳۰] و یا «اذرح» [۳۳۱] اجرا گردیده که این دو قول قوت چندانی ندارد، زیرا در مسکن [۳۳۲] محل تجمع نیروهای نظامی دو طرف بود و فرماندهان عالیرتبه نیز حضور داشتند.
[صفحه ۲۰۵]
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *