پدر و مادر (شجره نامه)

بیعت مردم با امام علی

ولی یک حقیقت مسجل است و آن بعد ایمان و اعتقاد مردم به علی (ع) است. شاید
[صفحه ۱۱۸]
بسیاری از مردم حق و شان علی (ع) را آنچنان که بود نمیشناختند ولی هنوز زمزمه سخنان پیامبر (ص) در گوش بسیاری از صحابه حضور داشت و هنوز کسانی بودند که در عرصههای رزم آزمائی از قدرت شمشیر علی (ع) و در عرصه داوری از توان قضاوت علی (ع) آگاهی داشتند.
سرخوردگی از کیفیت خلافت خلفا دیگر مجالی برای مردم باقی نگذاشته بود که جز علی (ع) به در سرای دیگری روند و وسوسه خلافت فرد دیگری را در سر بپرورانند. اجماعی بیسابقه و خواستهای بیمانند در گرو یک شعار پدید آمده بود که علی (ع).
به در سرای امام (ع) رفتند و قبول مسند حکومت را از او خواستار شدند و امام از پذیرش آن ابا داشت، به دلیل وجود همان مشکلاتی که از پیش برشمردیم. ولی مگر میشد بر احساسات مردم قائق آمد؟ تلاش علی (ع) در فرونشاندن آتش التهاب مردم بیثمر بود و ناگزیر تن به پذیرش خلافت داد.
حسن بن علی (ع) در سن و سالی بود که میتوانست نظرات سازندهای در امر خلافت داشته باشد. او در قبول خلافت به پدر گفت: عقیده من این است که طلحه و زبیر به قبول خلافت شما وادار شوند و همچنان در حال خود باقی باشند و در این کار به مشورت بپردازند. اگر چه یک سال به طول انجامد [۱۵۵].
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *