حوادث، وقایع، هجرت

تبیین صلح امام حسن با معاویه

در این بخش عنوان تبیین صلح و یا پرده برداری و تفسیر از آن است آن را در پنج فصل مرتبط به هم که هر کدام بیان کننده چهرهای از یک سوال عمدهاند خواهد بود و آن سوال این است که چرا امام حسن (ع) تن به صلح داد و قیام نکرد؟ چرا او هم مثل حسین بن علی (ع) پذیرای شهادت شد و قیام سرخ را برای ادامه راهش برنگزید؟
در فصل اول به این سوال پاسخ میدهیم که او چرا قیام نکرد؟ و خواهیم گفت که از مهمترین علل عدم قیام آشکارا نبودن ریا کاری بنیامیه، آینده نگری او، جلوگیری از پامال شدن خونها بود. تفاوت شرایط حسین (ع) را با شرایط او بحث کرده و به این نتیجه میرسیم که راه شهادت سرخ به روی او بسته بود. و هدفداری امام ایجاب میکرد که او به هر وضعی متصور تن به مرگ ندهد.
در فصل دوم به تعلیل صلح میپردازیم که اهم آنها عبارت از خیانت سپاه، بییاوری امام، وجود توطئه از خارج، نابسامانی در داخل، وجود هرج و مرج در ارتش، جلوگیری از خونریزیها، حفظ مصلحت، خنثی کردن حیلهها، حفظ دین و مذهب و دلایل دیگر.
در فصل سوم به پاسخ این سوال میپردازیم که اگر قیام میکرد چه میشد؟ و اگر شکست نصیب او میگشت چه عواقبی داشت و خواهیم گفت که در آن صورت معاویه مستقر میشد و خفت و ذلتی غیرقابل وصف برای حسن (ع) پدید میآمد. شیعه و مکتب آن از میان میرفت و در نهایت اسلام فانی میشد.
فصل چهارم در مورد جمع بندی صلح است و بیان این نتیجه که صلح امام نوعی تغییر تاکتیک، شبیه حکمت خضر، تکراری از مشی رسول در حدیبیه، نوعی فداکاری و مبارزه، آزادی در سیر بعدی، آمادگی برای مبارزات و رسوائی بنیامیه و گشودن دفتر اعتراض اهل بیت بروی جهانیان تا قیامت قیامت بود.
در فصل آخر از اهمیت صلح بحث خواهیم کرد که مهمترین آثار آن کشف چهره بنیامیه، بسیج افکار علیه آنها دادن خط مشی به آیندگان، تحقق قیام حسینی و تحقق اندیشه رسول الله در ایجاد آتشی بین دو گروه عظیم در دنیای اسلام بود.
[صفحه ۲۳۱]
چرا قیام نکرد
در مورد صلح امام حسن (ع) سخنهاست، سرزنشهاست، اشکالتراشیهاست. زبان دشمن به سویش باز و گفتار خصم دربارهاش فوق العاده نیشدار بود. تا حدی که برخی از رقیبان، حتی در دوره بنیعباس او را متهم کردند که پولی گرفت و به دنبال عیش و لذت خود رفت و…!!
او را مورد انتقاد و سرزنش قرار دادند که چرا چون برادرش حسین عمل نکرد؟ و چرا چون او تن به شهادت نداد و کار حسینی نکرد؟ اگر مساله بییاوری مطرح باشد حسین هم بییاور بود. اگر مساله ضرورت قیام علیه نابکاران باشد همین امر درباره او و در عصر او هم صادق بود.
در کل سخنان و نظرات علیه درباره او بسیار است و جمع بندی کلی سخنان همان است که در مورد عدم قیام او بمانند قیام حسینی (ع) و عدم شهادتش به صورت سر بریده شدن و پیکر خونین مطرح است. بقیه مسائل تحت الشعاع این اعتراض است.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *