نقش اجتماعی, نقش تربیتی و ارشادی

تربیت در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام

تربیت در سیره امام حسن مجتبی علیه السلام
ضرورت تربیت
انسان موجودی متعالی و دارای استعداد رسیدن به کمال است و برای سیر تکاملی خویش نیازمند پیروی از یک روش تربیتی قوی و کامل می‏باشد. انسان فاقد تربیت، فاقد همه چیز است، پس باید به دنبال تربیت روح و روان خویش باشد.
امام مجتبی علیه السلام در زمینه ضرورت تربیت روحی و معنوی انسان و تغذیه روان او می‏فرماید: (عجبت لمن یتفکر فی ماکوله کیف لا یتفکر فی معقوله، فیجنب بطنه ما یؤذیه و یودع صدره ما یردیه،
/پاورقی ۱- الدعوات، قطب الدین راوندی، قم، مدرسه الامام المهدی، ۱۴۰۷ ه . ق، ص ۱۴۴ و ۱۴۵٫/
تعجب می‏کنم از فردی که در غذای جسمانی خود فکر می‏کند (که سالم و بهداشتی باشد) اما در غذای روح و جان خویش نمی‏اندیشد، در نتیجه شکم خود را از غذاهای زیانبخش حفظ می‏کند ولی سینه‏اش را در مقابل آن چه آن را پست می‏گرداند رها می‏کند.)

بخش اول: عوامل تربیت
الف: خانه و خانواده
خانواده از مهمترین عوامل تربیتی محسوب می‏شود که هدف از آن، ایجاد و پرورش نسل و هدایت آن به سوی اهداف صحیح تربیت می‏باشد. خانواده کانون مقدسی است که در پرتو پیوند زناشویی دو انسان پایه گذاری شده و با پیدایش فرزند جلوه‏ای تازه به خود می‏گیرد. نتیجه این پیوند فرزندانی است که هرکدام ممکن است در آینده سرباز یا سربار جامعه باشند. روانشناسان اجتماعی، خانواده را یکی از پاسداران آثار تمدن می‏دانند. در مورد تاثیر و نقش خانواده در روند صحیح تربیت از امام مجتبی علیه السلام سخنان قابل توجهی به ما رسیده است.

نقش پدر صالح
پدر که رکن مهم خانواده است‏باید دارای شرایط و صفات پسندیده‏ای باشد.امام مجتبی علیه السلام به مردی که برای نظر خواهی به حضورش آمده بود، فرمود: (شایسته است که همسر دخترت مردی با تقوا و مومن باشد. زیرا اگر او دختر تو را وست‏بدارد وی را احترام خواهد کرد و اگر از او خوشدل نباشد به وی ستم روا نمی‏دارد.)
/پاورقی ۲- مکارم الاخلاق، ص ۲۳۳٫/
مطمئنا اگر پدر به عنوان مدیر خانواده فردی صالح و باایمان باشد همسر و سایر اعضای خانواده را در پرتو مهر و محبت‏ خویش قرار داده و در اثر شایستگی‏های معنوی خویش، کانون خانواده را به محیطی امن تبدیل نموده و زمینه تربیت فرزندانی با ایمان و مسؤولیت‏پذیر را فراهم خواهد نمود.

تاثیر مادر شایسته
مادر نقش قابل توجهی در رشد و شکوفایی استعداد فرزندان در محیط خانه دارد تا آن جا که یکی از عوامل سعادت و شقاوت انسان را در گرو اعمال مادر او دانسته‏اند. حضرت مجتبی علیه السلام در مورد نقش ویژه مادر در ساختار شخصیت افراد سخنی دارد که ما را در درک این مهم یاری می‏کند.
آن حضرت هنگامی که با معاویه مناظره می‏کرد، در مورد یکی از علل شقاوت معاویه و سعادت خویش به نقش مادر اشاره کرده و فرمود: ( چون مادر تو هند است و در دامن چنین زن پست و فرومایه‏ای پرورش یافته‏ای این گونه اعمال زشت از تو سر می‏زند و سعادت ما خانواده در اثر تربیت مادرانی پاک همچون فاطمه علیها السلام و خدیجه علیها السلام می‏باشد.)
/پاورقی ۳- احتجاج طبرسی، ج ۱، ص ۲۷۹٫/
مادر به عنوان یک موجود عاطفی در ایجاد محیطی آرام برای فرزندان موثر است، و نقش تعیین کننده‏ای از هنگام انعقاد نطفه تا رسیدن به سن آموزش کودکان دارد. به ویژه در دوران بارداری و هنگام شیر دادن که شخصیت روانی و اخلاقی کودک ساخته می‏شود، مادر منبع تغذیه مستقیم کودک می‏باشد.
بر این اساس ایمان و اخلاق و الدین که دو رکن مهم خانواده هستند شرط اساسی در نیل به اهداف بلند تربیت می‏باشد.

ب: دوستان
بعد از خانواده دوستان و هم بازی‏ها و هم کلاسی‏های یک کودک می‏توانند به عنوان یک عامل محیطی در تربیت و خلق و خوی او تاثیرگذار باشند. کودک و نوجوان گرایش زیادی به دوستان هم سن و سال خود دارد و بدون تردید این همنشینی و هم‏گرایی دوستان در یکدیگر موثر خواهد بود. البته معاشرت با دوستان صمیمی یک نیاز طبیعی است و لذت بخش‏ترین ساعات زندگی برای یک کودک و نوجوان لحظاتی است که با دوستان سپری می‏کند.
پیشوایان معصوم ما ضمن بیان اثرهای مثبت و منفی رفاقت و همنشینی، پیروان خود را به مصاحبت‏با افراد شایسته سوق داده‏اند.
حضرت مجتبی علیه السلام در این رابطه به فرزندش می‏فرماید: (یا بنی لا تواخ احدا حتی تعرف موارده و مصادره فاذا استنبطت الخبره و رضیت العشره فآخه علی اقاله العثره و المواساه فی العسره،
/پاورقی ۴- تحف العقول، ص ۲۳۳٫/
فرزندم! با هیچ کس دوستی نکن مگر این که از رفت و آمد (و خصوصیات روحی واخلاقی) او آگاه گردی، هنگامی که دقیقا بررسی نمودی و معاشرت با او را برگزیدی، آنگاه با او براساس گذشت و چشم پوشی از لغزش‏ها و یاری کردن در سختی‏ها دوستی کن.)

ج – تشکل‏ها و محافل اجتماعی
انسان با رفت و آمد به مجالس و محافل، تحت تاثیر رفتارها و حرکات شرکت کنندگان در آن‏ها قرار می‏گیرد.
امام حسن مجتبی علیه السلام در سخنی هم به اصل تاثیر مجالس اجتماعی اشاره دارد و هم به شرکت در محافل سالم و مفید توصیه و ترغیب می‏فرماید، آن جا که می‏فرماید: (من ادام الاختلاف الی المسجد اصاب احدی ثمان: آیه محکمه و اخا مستفادا و علما مستطرفا و رحمه منتظره و کلمه تدله علی الهدی او ترده عن ردی، هر کس پیوسته به مساجد برود یکی از هشت‏بهره را خواهد برد: آیه و نشانه‏ای محکم، برادری سودمند، علمی نو، رحمتی مورد انتظار، سخنانی که او را به راه راست هدایت می‏کند و یا سخنی که او را از هلاکت می‏رهاند.)
/پاورقی ۵- تحف العقول، ص ۲۳۵٫/

بخش دوم: شیوه‏های تربیت
۱ – استفاده از حس کمال جویی
کودکان و نوجوانان فطرتا کمالات و صفات زیبای انسانی را دوست دارند. مربی می‏تواند از طریق ارضاء صحیح تفوق خواهی، متربیان خود را به سوی اهداف مورد نظر خویش هدایت کند، و آنان را با دلگرمی و نشاط به کسب کمالات وادار سازد. امام مجتبی علیه السلام روزی فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرده و به آنان فرمود: (همه شما کودکان اجتماع امروز هستید و امید می‏رود که بزرگان جامعه فردا باشید، دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید، هر کدام که نمی‏توانید در مجلس درس مطالب استاد را حفظ کنید آن‏ها را بنویسید و نوشته‏ها را در منزل نگهداری نمایید تا در موقع لزوم مراجعه کنید.)
/پاورقی ۶- منیه المرید، ص ۳۴۰٫/
آن حضرت با این روش صحیح تربیتی فرزندان را به کسب دانش و درس خواندن ترغیب و تشویق می‏کند و آنان به این طریق با عشق و علاقه به دنبال کسب دانش و سایر کمالات بشری می‏روند و در این شیوه، نیازی به تهدید و مجازات نیست.

۲ – معرفی اسوه‏های تربیت
کودک و نوجوان فطرتا به دنبال الگو می‏گردد و این خواسته درونی او در حس تقلید وی جلوه می‏کند.
والدین و مربیان باید با معرفی الگوهای صحیح، حس تقلید او را جهت دهند. آن چه در این میان اهمیت ویژه دارد شناساندن الگوهای راستین و نمونه‏های کامل در به وجود آوردن صفات پسندیده در نهاد فرزندان است. این شیوه در قرآن کریم فراوان دیده می‏شود. قرآن کریم با معرفی الگوهای کامل و بی عیب و نقص، در آموزش خوبی‏ها و کمالات و فضائل انسانی بهره می‏گیرد. حضرت مجتبی علیه السلام نیز به پیروی از قرآن در سیره تربیتی خویش این روش را دنبال می‏کند. آن حضرت بعد از شهادت علی علیه السلام خطابه بلیغی ایراد کرد و در ضمن آن به معرفی شخصیت ممتاز علی علیه السلام پرداخته و می‏فرماید: (ای مردم! در این شب مردی از دنیا رفت که در هیچ کار نیکی، پیشینیان بر او سبقت نگرفتند و بندگان خدا در هیچ سعادتی نمی‏توانند به او برسند، او به همراه پیامبر صلی الله علیه و آله جهاد می‏کرد و جان خود را فدای او می‏نمود.) آن گاه با شمردن صفات دیگر امیرمؤمنان علیه السلام او را به عنوان امام و الگوی مردم مطرح می‏کند.
/پاورقی ۷- منتهی الآمال، ج ۱، ص ۲۲۵٫/

۳ – ایجاد خودباوری و عزت نفس در کودکان
به وجود آوردن خودباوری و عزت نفس در کودکان، آن هارادر زندگی آینده موفق‏تر خواهد نمود. این صفت زیبا را می‏توان از همان دوران کودکی و با شیوه‏های مختلف در او پرورش داد. برخی از آن شیوه‏ها عبارتند از:

یک) احترام به کودک
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بارها امام حسن و امام حسین علیه السلام را در ایام کودکی احترام می‏نمود. روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نشسته بود که آن دو کودک وارد شدند، پیامبر به احترام آن‏ها از جای برخواسته و به انتظار ایستاد، لحظاتی طول کشید، آن‏ها نرسیدند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله به طرف کودکان پیش رفت و از آنان استقبال نمود، بغل باز کرد و هر دو را بر دوش خود سوار نمود و به راه افتاد و به آنان فرمود: (فرزندان عزیز، مرکب شما چه خوب مرکبی است و شما چه سواران خوبی هستید!)
/پاورقی ۸- کودک فلسفی، ج ۱، ص ۱۱۵٫/
در روایت دیگری عبدالله بن عباس می‏گوید: (با پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه فاطمه علیها السلام رفتیم. حسن علیه السلام (که کودکی بیش نبود) صورتش را شسته و تمیز و پاکیزه از منزل بیرون آمد. رسول خدا صلی الله علیه و آله حسن علیه السلام را در آغوش گرفته و بوسید و سپس فرمود: (این پسر من آقاست.)
/پاورقی ۹- اعلام الوری، ص ۲۱۱٫/

دو) همبازی شدن با او
کودکان و نوجوانان از بازی و ورزش لذت می‏برند و به این وسیله ضمن آشنایی بیشتر با جهانی که در آن زندگی می‏کنند رشد یافته و در عین حال فرصت‏های خوبی را برای بیان احساسات و عواطف خود می‏یابند. همبازی شدن والدین و بزرگترها با آنان در ایجاد خودباوری در وجود شان نقش مهمی دارد. ابورافع یکی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله روزی با امام حسن علیه السلام که کودک خردسالی بود، همبازی شد. آنان روی قرار دوش گرفتن از همدیگر بازی می‏کردند. هنگامی که نوبت‏سواری به ابورافع می‏رسید، حضرت مجتبی علیه السلام به او می‏فرمود: عجب دارم از تو که می‏خواهی بر دوش کسی سوار شوی که پیامبر صلی الله علیه و آله او را بر دوش خود سوار می‏کند. وقتی نوبت‏سواری امام حسن علیه السلام می‏شد، ابورافع می‏گفت: همانطوری که تو به من سواری ندادی من هم تو را سوار نمی‏کنم. حضرت به او فرمود: آیا میل نداری کسی را که پیامبر صلی الله علیه و آله بر دوش خود می‏نشاند بر دوشت‏سوار کنی؟ ناچار ابورافع طفل را بر دوش خود سوار می‏کرد.
شخصیت روحی این کودک از خلال گفتار و کیفیت استدلالش پیداست. طفلی را که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در آغوش خود پرورش داده و شخصیت روانی او را احیاء نموده است، بزرگی خود را باور دارد و هرگز با ذلت و زبونی سخن نمی‏گوید.
/پاورقی ۱۰- کودک فلسفی، ج ۲، ص ۱۳۳٫/

سه) انتخاب نام زیبا برای کودک
نام کودک نقش مهمی در شخصیت او ایفا می‏کند. باید برای طفل نامی را انتخاب کرد که بعدها به خاطر آن مورد استهزاء و تحقیر قرار نگیرد و در آینده احساس حقارت نکند. نامی که یادآور وابستگی او به خداوند متعال بوده و نشانگر فرهنگ و مکتب او باشد. سیره عملی امام مجتبی علیه السلام در نامگذاری فرزندان خویش گواه روشنی بر توجه آن حضرت به این مهم می‏باشد. نام فرزندان پسر آن حضرت عبارتند از: حسن، زید، قاسم، عمرو، عبدالله، عبدالرحمن، حسین، طلحه و نام فرزندان دختر او عبارتند از: ام الحسن، ام الحسین، فاطمه، ام عبدالله، ام سلمه، رقیه.
/پاورقی ۱۱- الارشاد، ج ۲، ص ۱۶٫/

چهار) مشورت با فرزندان
یکی از شیوه‏های شخصیت دادن به فرزندان، مشورت کردن با آن‏هاست. امام مجتبی علیه السلام ضمن توصیه به این کار پسندیده، با فرزندان خویش در موارد مختلف مشورت می‏کرد و بدین وسیله شخصیت آنان را پرورش داده و در آن‏ها عزت نفس ایجاد می‏نمود. روزی معاویه بن خدیج‏به عنوان خواستگار به منزل آن حضرت آمد، حضرت مجتبی علیه السلام به او فرمود: ( انا قوم لا نزوج نساءنا حتی نستامرهن
/پاورقی ۱۲- حیاه الحسن علیه السلام، ج ۱، ص ۳۲۹٫/
ما قومی هستیم که دختران خود را بدون نظرخواهی و مشورت با خودشان، شوهر نمی‏دهیم.)

پنج) سلام کردن به کودکان
حضرت مجتبی علیه السلام می‏فرماید:
(هر کس قبل از سلام کردن به سخن آغاز کند، او را جواب ندهید.)
/پاورقی ۱۳- مسند الامام المجتبی علیه السلام، ص ۶۸۸٫/
این سخن در مورد معاشرت والدین با کودکان اهمیت ویژه‏ای می‏یابد، زیرا کودکی که به او سلام داده شود و بدین وسیله از وی احترام نمایند، لیاقت و شایستگی خود را باور می‏کند و از همان دوران کودکی احساس می‏کند که دیگران برای او اهمیت و ارزش قائل هستند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: (پنج چیز را تا لحظه مرگ ترک نمی‏کنم…یکی از آن‏ها سلام دادن به کودکان است.)
/پاورقی ۱۴- الخصال، ج ۱، ص ۲۷۱٫/

۴ – مطابقت رفتار با گفتار:
والدین و مربیان اگر به گفته‏های خویش جامه عمل بپوشانند، بهترین و مؤثرترین و پرثمرترین شیوه را در تربیت‏به کار گرفته‏اند و به طور غیرمستقیم و ناخودآگاه متربیان را تحت تاثیر قرار داده‏اند. پندها و نصیحت‏های مربیان و والدین زمانی بر فرزندان موثر واقع خواهد شد که آنان هر یک نمونه‏ای عملی از آن توصیه باشند و گفتار خویش را با عمل هماهنگ سازند.
حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام یکی از دوستان خود را که شایسته تمجید آن بزرگوار بود با صفات زیبائی معرفی کرد و در ضمن خصلت‏های پسندیده او می‏فرمود: ( کان لا یقول ما لا یفعل و یفعل ما لا یقول،
/پاورقی ۱۵- تحف العقول، ص ۲۳۴٫/
او آن چه را که عمل نمی‏کرد، نمی‏گفت و کارهایی را که نگفته بود انجام می‏داد.)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *