حوادث، وقایع، هجرت

توطئه ها در لشکر امام حسن

آری، توطئههای پیدرپی بود و جرات لشکر بر او زیاد، کارش به جائی رسید که شخصی به نام عبدالرحمن عبدالله عبا را از دوشش کشید و گرفت و برد و آن دیگری بخود جرات داد که قصد جان او کند و آماده کشتن امام شده بود، آن دیگری به خود جرات داده بود که پسر پیامبر (ص) را تکفیر کند.
سوء قصدها مکرر بود. در میان لشکریان خود تامین جانی نداشت. به همین جهت امام در زیر لباس جوشن و زره میپوشید و به همراه محافظ برای ادای نماز میرفت، همان طرحی را که درباره پدرش اجرا کرده بودند درباره او نیز برنامه داشتند ولی موفق نشدند.
از توطئهها در همین ایام شایعه اندازی برای صلح بود. امام در مدائن سرگرم ذخیره
[صفحه ۱۹۴]
کردن نیرو بود تا بتواند بر معاویه بتازد و در این گیرودار نمایندگان معاویه به نبردش آمدند و درخواست صلح او را مطرح نمودند. امام درخواستشان را با وجود چنین اوضاعی رد کرد.
ولی آنان در بازگشت دست بردار نبودند. شایع کرده بودند که امام صلح را پذیرفته است و این شایعه وضع را از بد بدتر کرد. بازمانده لشکریانش را تاراند و آنها نیز بیش و کم به سوی معاویه و یا به دنبال کار و زندگی خود رفتند [۲۷۳] معاویه هم چنان بذرپاشی میکرد و از سربازان امام میخواست به او بپیوندند و جایزه خود را دریافت دارند.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *