امامت و رهبری، حاکمان زمان

جبر و ستم زمان خلفا زمان امام حسن

در پارهای از اسناد آمده است که عمر برای خواستگاری از دختر علی (ع)، زینب صغری (امکلثوم) کس فرستاد و امام اجابت نکرد [۱۲۸] و سرانجام عمر به تهدید پرداخت که اگر نپذیرد با اقامه شهود (که حتما عادل هم باشند!!) او را به سرقت متهم کرده و دستهای او را خواهد برید.
میگویند ازدواج به ناچار صورت گرفت، اگر چه بزرگانی چون شیخ مفید و شیخ صدوق اصل آن را مورد انکار قرار دادند. و به نظر ما حق هم همین است و ما از شان علی (ع) و خاندانش بسیار بعید میدانیم که ثمره وجودی خود را در اختیار فردی
[صفحه ۱۰۱]
گذارند که سهیم در قتل فاطمه (ع) دختر پیامبر (ص) باشد. یا باید اسناد مربوط به در و دیوار را فراموش کرد و آنها را بافتهها دانست و یا این تضاد را در مورد زندگی حل کرد!!
ازدواج امکلثوم با عمر اگر درست باشد، که بسیار بعید است این سند و روایت را به عنوان پشتوانه جریان و اعلام سند حقانیت خاندان علی (ع) میتوان ذکر کرد که امام صادق (ع) فرمود: این ناموسی بود که به زور و غصب از ما گرفته شد [۱۲۹].
و اگر این ازدواج درست باشد حکایت از تجاوز و تعدی، جبر و ستم، فریب و نیرنگ و زور و خیانتی است که از سوی خلفا بر جامعه اسلامی اعمال میشد. اگر عمر زاهد منش این چنین باشد تکلیف عثمان و معاویه روشنتر است.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *