امامت و رهبری، حاکمان زمان

جریانهای اجتماعی زمان امام مجتبی

پیش از بررسی هویت معاویه و نیز جریانهای اجتماعی زمان امام مجتبی (ع) توجه به یک سنت اجتماعی الهی بایسته مینماید. و آن این که نهاد سیاسی یا حکومت یک ضرورت زندگی اجتماعی انسان است. اما حق بودن یا باطل بودن آن مشمول این معیار نیست، بلکه چنگ آویزی به حکومت و حراست از آن تابع معیارهای خاص اجتماعی و احیانا زورمداری است که بررسی آن فرصت دیگری را میطلبد.
آن چه دراین فرآیند فعلا مورد نظر است، این که پیآمد حکمیت و داوری دومه الجندل پیریزی و پایه نهادن حکومت بنیامیه میباشد. که به پادشاهی معاویه شروع میشود. عوامل تزویر و فریب کاری با بهرهوری از جریانهای اجتماعی مانند قومیت حمراء و حزب عثمانیه بویژه عامل نفاق و با بهرهوری از جهل و نادانی مردم و با بهرهوری از نمادهای دینی سبب ایجاد پراکندگی و شکستن صلابت تشکل همسو و همراه اهل بیت شده معادلات سیاسی را به سود بنیامیه گردش میدهد.آن عوامل که ذوالفقار علی را در لیله الحریر و یوم الحریر صفین غلاف نمود همان عوامل صلح تلخ را بر کام سپاه حسن (ع) چکامید.
[صفحه ۹۵]
و این یک سنت اجتماعی الهی است، که اگر مردم از معیارهای حق فاصله گرفتند و ازنهاد سیاسی همانند علی (ع) و اهل بیت حمایت نکردند آنگاه نهاد سیاسی دیگر همانند معاویه جایگزین خواهد شد. استقرار و نیز حراست از نهاد سیاسی دینی به عهدهی عموم مردم است. زیرا توانمندی نهاد سیاسی دینی از مردمی بودن آن که براساس شایسته سالاری است استوار میباشد.
همانگونه که در کتاب «امام علی (ع) و جمهوریت» این موضوع کاملا تحلیل شده است که نهاد سیاسی دینی بر دو پایه فخیم مشروعیت و مقبولیت و پذیرش مردم استوار است و یک نهاد دو سویه است که مشروعیت آن از جانب خداست. و پذیرش آن و جمهوریت آن از جانب حضور مردم در صحنههای اجتماعی است. این دو پایه همانند دو بال پرنده میباشند که بدون هر کدام پرواز ممکن نخواهد بود. بدون هر کدام نهاد سیاسی دینی شکل نمیگیرد. حکومت همان گونه که اگر اسلامیت خود را کف نهد، حکومت دینی نخواهد بود؛ اگر حمایت مردمی و جمهوریت را از کف نهاد، حکومت دینی شکل نخواهد پذیرفت. بلکه قدرت سیاسی به جریان دیگر اجتماعی گردش خواهد نمود، که قرآن این حقیقت را شفاف تبیین مینماید: تلک الایام نداولها بین الناس [۱۱۷]. «ما قدرتها را در درون مردم گردش و دست بدست میکنیم».
زمینه تشکل حکومت انبیا و دین، رویکرد مردم است. اگر مردم به هر دلیلی گریزان از مظاهر حق و سیاستمداری چون علی (ع) شدند، به یقین سیاست باطل همانند سیاست معاویه جایگرین
[صفحه ۹۶]
خواهد شد. و همان گونه که اگر مدیریت کارآمد علی مستقر میشد آبادگری و آزادی اجتماعی و اصلاحات فرهنگی و اصلاحات عمیق اجتماعی و اقتصادی و اقتصادی را درپی خواهد داشت. و بر مردم آن گونه حکم رانی خواهد نمود که خوشنودی خدا و رضایت مردم را فراهم آورد. اگر سیاست معاویه مستقر شود، طبیعی است که ذلت و بردگی، بر مردم تحمیل خواهد شد. و آن گونه حکومت خواهد نمود که خواهشهای نفسانی خود میخواهد، نه رضایت مردم و نه خوشنودی خدا. و این حقیقت یک سنت تغییر ناپذیر الهی است.
برگرفته از کتاب امام حسن علیه السلام الگوی زندگی نوشته: حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *