امامت و رهبری، حاکمان زمان

جنون آمیزترین جنایت معاویه

معاویه راههای مختلفی را جهت مبارزه با شخصیت اجتماعی و سیاسی امام مجتبی علیهالسلام برگزید و آن را طی کرد. او هرچه سعی کرد شخصیت والا و پر نفوذ سبط اکبر پیامبر صلی الله علیه و آله را از قلب دوستدارانش بزداید، به هدفش نرسید. به هر جنایتی که دست مییازید نتیجهی عکس میگرفت. و هر روز تعداد علاقهمندان آن حضرت و تشنگان دین و حقیقت زیادتر میشد و بر سرعت و قدرت محوریت امام مجتبی علیهالسلام افزون میگردید. مدینه و اهل بیت خطری جدی برای بنیامیه محسوب میشدند. معاویه دید که مبارزه با شخصیت سبط پیامبر صلی الله علیه و آله با هر چهره و رنگی محکوم به شکست و رسوایی است، از این جهت تصمیم گرفت شخص آن بزرگوار را از بین ببرد تا شاید دیگر افراد خاندان اهل بیت علیهمالسلام و ساداتی که در صدد مبارزه با رژیم وی هستند ناامید گردند.
معاویه بارها تصمیم بر مسموم کردن امام حسن علیهالسلام گرفت و به واسطههای پنهان زیادی متوسل گردید.
حاکم نیشابوری با سند محکم از امبکر بنت مسور نقل میکند که گفت:
[صفحه ۲۸۸]
«کان الحسن بن علی [علیهالسلام] سم مرارا کل ذلک یغلت حتی کانت مره الاخیره التی مات فیها فانه کان یختلف کبده، فلم یلبث بعد ذلک الا ثلاثا حتی توفی [۴۴۵]؛ حسن بن علی [علیهماالسلام] را بارها مسموم کردند، لیکن اثر چندانی نگذاشت ولی در آخرین مرتبهی زهر کبدش را پاره پاره کرد، که بعد از آن دو یا سه روز بیشتر زنده نماند.
ابنابیالحدید مینویسد: «چون معاویه خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبی علیهالسلام کرد، زیرا معاویه برای گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثی کردن حکومتش مانعی بزرگتر و قویتر از حسن بن علی علیهالسلام نمیدید، پس معاویه توطئه کرد، آن حضرت را مسموم نمود و سبب مرگش شد.» [۴۴۶].
در این توطئه، بیشترین نقش را مروان بن حکم [۴۴۷] که فرماندار مدینه بود ایفا کرد. وقتی معاویه تصمیم بر این جنایت هولناک گرفت، آخرین مرتبه، طی نامهای کاملا سری از مروان فرماندار خویش خواست تا در مسمومیت حسن بن علی علیهالسلام سرعت گیرد و آن را در اولویت قرار دهد.
مروان جهت اجرای این توطئه مامور شد با جعده دختر اشعث همسر امام مجتبی علیهالسلام تماس برقرار کند. معاویه در نامهاش نوشته بود که جعده یک عنصر ناراضی و ناراحت است و از جهت روحی میتواند با ما همکاری
[صفحه ۲۸۹]
داشته باشد و سفارش کرده بود که به جعده [۴۴۸] وعده دهد بعد از انجام ماموریتش او را به همسری پسرش یزید در خواهد آورد و نیز توصیه کرده بود صد هزار درهم به او بدهد.
بنا به گفتهی شعبی: چون جعده امام مجتبی علیهالسلام را مسموم کرد، معاویه صد هزار درهم را به او داد، لیکن از ازدواج با پسرش یزید سر باز زد و در پیامی برایش نوشت، «چون علاقه به حیات و زندگی فرزندم یزید دارم، نمیگذارم با تو ازدواج کند.» [۴۴۹].
امام صادق علیهالسلام فرمود: جعده – لعنه الله علیها – زهر را گرفت و به منزل آورد. آن روزها امام مجتبی علیهالسلام روزه داشت و روزهای بسیار گرمی بود، به هنگام افطار
[صفحه ۲۹۰]
خواست مقداری شیر بنوشد، آن ملعون زهر را در میان آن شیر ریخته بود، به مجرد این که شیر را آشامید، پس از چند دقیقه امام علیهالسلام فریاد برآورد:
«عدوه الله! قتلتینی قتلک الله و الله لا تصیبن منی خلفا و لقد غرک و سخر منک و الله یخزیک و یخزیه؛ دشمن خدا! تو مرا کشتی، خداوند تو را نابود کند. سوگند به خدا! بعد از من بهره و سودی (خوشحالی) برای تو نخواهد بود. تو را گول زدند و مفت و رایگان در راستای اهدافشان به کار گرفتند. سوگند به خدا! (معاویه) بیچاره و بدبخت نمود تو را و خود را خوار و ذلیل کرد.»
امام صادق علیهالسلام در ادامهی سخنان خود فرمودند: «امام مجتبی علیهالسلام بعد از این که جعده او را مسموم کرد، دو روز بیشتر باقی نماند و از دنیا رفت و معاویه هم بدانچه وعده کرده بود وفا ننمود.» [۴۵۰].
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *