حوادث، وقایع، هجرت

جنگ معاویه با امام حسن (ع)

در مباحث گذشته دانستیم معاویه می خواست با نیرنگ هایش امام را از صحنه خارج سازد، ولی پس از عدم موفقیت در آن راهها دانست، بهترین راه برای حصول آرزوهای طلائی اش، اعلان جنگ است، که اگر این اقدام را صورت ندهد فرصتی برایش باقی نمی ماند، ضمن آنکه، اموری چند او را بر این کار وادار کرد:
۱ – او پیوندی محکم با بزرگان عراق و سرداران سپاه اسلام و روسای قبائل برقرار کرده بود، و دین و دل آنان را با پول اندکی خرید و به وعده های فراوان و پوشالی امیدوار شان ساخت، و آنان نیز در جهان به او قول همکاری با او و نیز خیانت به امام را داده بودند و دلیل بر این جریان بخشنامه هائی است که معاویه به کار گزارن خود نوشت و آنان را به آمادگی برای جنگ فراخواند، تا هرچه زودتر به او بپیوندند، و در این نامه ها اعلام داشت که طرفداران امام به او پیوسته اند.
۲ – او می دانست که سپاهیان امام دچار تفرقه و پراکندگی شده و از فرمانبری پیشوای خود سر پیچیده اند.
۳ – آگاهی به خطر داخلی بزرگی که عراق را تهدید می کرد و شام از آن در امان بود، و آن انفاق افکنی خوارج بود، که نقشه ای شوم خود را در تمام عراق مطرح کرده و مردم را به مخالفت و هجوم برمی انگیخت.
۴ – شهادت امام علی علیه السلام که باعث بی بهره نمودن عراق از پیشوائی موجه شد.
همچنان که گفتیم مسائل ذکر شده، باعث شد معاویه در اعلان جنگ شتاب ورزد، و در غیر این صورت، همه تلاشهایش را برای تأخیر جنگ و عقد پیمان موقت بکار می برد، چنانکه با امپراطور چنین روشی را پیش گرفت.
بر اساس این تفکر معاویه بخشنامه ای که مضمون واحدی داشت به همه کارگزاران و فرماندارانش نوشت و همه را به آمادگی جنگی با امام برانگیخت و دستور داد که با همه نیروها و وسائل خود برای نبرد با او به معاویه بپیوندند.
برگرفته از کتاب صحیفه الحسن نوشته: جواد قیومی اصفهانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *