امامت و رهبری، حاکمان زمان

جو صلح در لشکر امام حسن

جو جامعه و شرایط جو صلح بود. اقدام نظامی و ادامه آن با این شرایط بس بیفایده مینمود. ظاهر قضیه نشان میداد که شرایط برای پذیرش صلحی ولو تحمیلی آماده است، بدون اینکه در عمل تاییدی برای مشروعیت معاویه باشد.
امام میتوانست عرف سیاست روز را معمول دارد و با کیفر دادن سربازان متخلف، تهدیدها، تطمیعها و حتی ترورها افراد را زیر فرمان درآورد. اما او شیوه استبداد را نمیپذیرفت و در فصل بعد از موضع او بیش یا کم سر در میآوریم.
در مدائن یزید بن وهب به عیادت امام رفت و عرض کرد مردم سرگردانند میخواهی چه کنی؟ امام که از این مردم ضربه خورده بود فرمود به خدا من معاویه را برای خود بهتر از این مردم میشناسم. آنها به ظاهر شیعه مناند ولی در جنگ قتل و مرگ منند و مال مرا به غارت میبرند. اری و الله معاویه خیرا لی من هولاء، ترعمون انهم شیعه، ابتغوا قتلی، و انتهبوا ثقلی [۲۸۵] و این زمان بود که با خنجر بر او تاخته و مضروبش ساخته بودند [۲۸۶].
و هم فرمود اگر از معاویه پیمان بگیرم بهتر است که به دست این مردم کشته شوم. اگر بخواهم با معاویه بجنگم اینان مرا میگیرند و تسلیم دشمن میکنند و آنگاه یا معاویه مرا میکشد و یا بر من منت مینهند و رهایم میسازد [۲۸۷].
[صفحه ۲۰۵]
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *