احادیث و سخنان

حدیث امام حسن ثمرات بردباری

مردی از سرزمین شام حسن بن علی علیهالسلام را سوار بر مرکب دید، آن مرد حضرت را لعن و نفرین مینمود. امام مجتبی علیهالسلام اهانتهای او را شنید و سپس رو به او کرد و سلام نمود، در حالی که خندهای بر لب داشت، فرمود:
«ایها الشیخ اظنک غریبا و لعلک شبهت و لو استعتبتنا اعتبناک و لو سالتنا اعطیناک و لو استرشدتنا ارشدناک و لو استحملتنا احملناک و ان کنت جائعا اشبعناک و ان کنت عریانا کسوناک و ان کنت محتاجا اغنیناک و ان کنت طریدا آویناک و ان کان لک حاجه قضیناها لک، فلو حرکت رحلک الینا و کنت ضیفنا الی وقت ارتحالک کان اعود علیک، لان لنا موضعا رحبا و جاها عریضا و مالا کثیرا» [۶۸۳].
ای مرد! به گمانم شما در این شهر [مدینه منوره] غریبی و چه بسا امر بر تو مشتبه شده که لعن و نفرین میکنی، چنانچه نیازمند خشنودی هستی (و میخواهی عقده دل خالی کنی) تو را خشنود میکنیم، اگر نیازمند و محتاجی، نیازت را برطرف میسازیم و اگر از ما راهنمایی بخواهی تو را ارشاد میکنیم و چنانچه در جابهجایی خود مساعدت میخواهی کمکت میکنیم، اگر گرسنهای سیرت میکنیم و اگر برهنهای تو را جامه میپوشانیم و تو را بینیاز میکنیم و اگر آواره و بیپناهی پناهت میدهیم و چنانچه نیازمندی دیگری داری بر میآوریم و اگر
[صفحه ۴۲۷]
بار سفرت را به سوی ما بستهای تا زمان رفتنت [به مقدار دلخواه] از تو پذیرایی میکنیم، زیرا جایگاه پذیرایی و مهمانی وسیعی داریم و از جهت مال هم در مضیقه نیستیم.
آن مرد پس از شنیدن این مطالب متاثر شد و گریه کرد و گفت:
گواهی میدهم که تو خلیفه و جانشین واقعی خداوند در روی زمینی. خداوند خود میداند که امامت و رسالتش را در چه جایی قرار دهد، تو و پدرت منفورترین چهره در نزد من بودید، و لیکن الان [با این برخورد] شما بهترین مخلوق در نزد من هستید و شما را میستایم.
آن گاه مرکب خود را به سوی خانهی امام مجتبی علیهالسلام روانه کرد و در خانهی آن حضرت تا زمان رفتنش میهمان بود و از معتقدان و محبان آن بزرگوار گردید.
[صفحه ۴۲۸]
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *