حوادث، وقایع، هجرت

حسنین و فدک

پیامبر عظیم الشأن اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله از دنیا رحلت فرمود. بعد از او شد آن چه نباید می‌شد. ابوبکر به ناحق بر مسند خلافت تکیه زد و علی (ع) – که خدای سبحان او را شایسته و لایق خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامت امت اسلامی قرار داده بود – خانه‌نشین شد. میراث حضرت زهرا علیهاالسلام دخت گرامی پیامبر حق – که از پدر به ارث برده بود – غضب گردید و تمام مایملک او را که پیامبر صلی الله علیه و آله خود در زمان حیاتش به تملک دخترش در آورده بود و از جمله «فدک» توسط غاصبان خلافت مصادره شد. بین فاطمه علیهاالسلام و ابوبکر مشاجراتی درگرفت. ابوبکر از حضرت خواست که در اثبات مدعای خویش شاهد بیاورد! حضرتش، امیر المؤمنین (ع)، حسنین علیهماالسلام و ام‌ایمن را گواه گرفت، اما همان طور که معروف است، ابوبکر شهود فاطمه را رد کرد و حقش را به وی بازنگرداند. شریف مکه سرود:
ثم قالت: فنحله لی من وا
لدی المصطفی، فلم ینحلاها
[صفحه ۸۶]
فأقامت بها شهودا، فقالوا
بعلها شاهد لها و ابناها [۱۱۱].
«سپس فاطمه فرمود: پس فدک را که عطایی پدرم مصطفی است، به من بازگردانید، اما ابوبکر و عمر آن را به حضرت ندادند، گواهانی اقامه کرد؛ پس گفتند: شوهرش گواه اوست و فرزندانش.» بدین گونه حضرت زهرا علیهاالسلام که به حکم آیه‌ی مبارکه‌ی تطهیر و دیگر آیات قرآنی، معصوم بود و طوری نبود که چیزی را بیان کند، مگر این که کاملا با احکام شرع مقدس اسلام سازگار باشد، در برابر چشم و گوش و حتی با رضایت و تأیید سرور اوصیا، امیرمؤمنان (ع)، حسنین علیهماالسلام را به گواهی گرفت. از این مسأله می‌توان چنین نتیجه گرفت که امیر المؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام در حسنین با این وجود که عمرشان از هفت سال تجاوز نمی‌کرد – شایستگی و لیاقت ادای شهادت را در چنین مسأله‌ی حساسی می‌دیدند و این که نقش بارز و مهمی را در مسأله‌ای چنین خطیر و سرنوشت‌ساز به آن دو واگذار کردند، یک اتفاق تصادفی و جدای از ضوابطی که مواضع اهل بیت (ع) را تنظیم می‌کرد نبود، بلکه برعکس، تداوم و استمرار مواضع رسول خدا صلی الله علیه و آله در قبال حسنین علیهماالسلام در زمینه تربیت و آماده‌سازی و قرار دادن آن دو در منصب قیادت و رهبری امت بود.
[صفحه ۸۷]
از طرف دیگر نمی‌بایست از ارزش و اهمیت این مسأله بکاهیم، به این اعتبار که به یک حق مالی مربوط می‌شود و از عقودی نیست که مانند بیعت، بلوغ در آن شرط باشد؛ علی الخصوص که آن دو بزرگوار در هنگام ادای شهادت از نظر سنی بزرگتر بودند تا هنگام بیعت رضوان [۱۱۲]، نه ابدا نمی‌بایست چنین پنداشت، بلکه در شهادت دادن نیز بلوغ و عقل شرط است. با این حال – همان طور که گفتیم – عمرشان در هنگام ادای شهادت به هشت سال نمی‌رسید. به علاوه گواه گرفتن علی و حسنین و ام‌ایمن – که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره‌اش فرمود: «اهل بهشت است» – از سوی حضرت زهرا، همان طور که مرحوم هاشم معروف الحسنی می‌گوید، برای این بود که «حضرت می‌خواست رد صریحی از این قوم بر تصریحات رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره‌ی علی (ع) و فرزندانش ثبت کند. گذشته از این، اگر حضرت زهرا بیست شاهد از بهترین اصحاب رسول خدا حاضر می‌کرد، باز اینان حاضر نبودند که خواسته‌ی حضرت را برآورده کنند، بلکه آن طور که از سیر حوادث برمی‌آید، حاضر بودند که در قبال شهود حضرت، ده‌ها شاهد به عنوان معارضه و برای رد ادعای آن حضرت اقامه کنند، همان طور که شهادت علی و ام‌ایمن را با شهادت عمرو عبد الرحمن بن عوف – آن طور که ابن ابی الحدید می‌گوید – مورد معارضه قرار دادند.» [۱۱۳].
مرحوم حسنی کاملا درست می‌گوید که روایت منقول از عمر، مؤید فرموده‌ی وی و بلکه دلیل آن است. عمر می‌گوید: «آن گاه که رسول خدا صلی الله علیه و آله رحلت کرد، من و ابوبکر پیش علی رفتیم و گفتیم:
[صفحه ۸۸]
درباره‌ی ماترک رسول خدا صلی الله علیه و آله چه می‌گویی؟ – ما از تمامی مردم نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله سزاوارتریم. – در مورد آنچه در خیبر است؟ – آن نیز… – آن چه در فدک است؟ – آن هم همین طور. -به خدا قسم! اگر گردنمان را با اره جدا کنید به شما نخواهیم داد [۱۱۴].

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *