فرزندان و نوادگان

حسن بن زید بن امام حسن (ع)

حسن بن زید مکنی به ابومحمد است و او را منصور دوانیق حکومت مدینه و أعراض مدینه داد و او اول کس است از علویین که بسنت بنی عباس جامه سیاه پوشید و هشتاد سال زندگانی یافت و زمان منصور و مهدی و هادی و رشید را دریافت و این حسن بن زید با بنی عم خود عبدالله محض و پسرانش محمد و ابراهیم که شرح حال ایشان در ذیل احوال اولاد حسن مثنی مرقوم می شود بینونتی داشت و ابن هر سه حسن را مدح می کند و او را بر بنی اعمام تفضیل می گذارد در این قصیده که می گوید:
الله اعطاک فضلا فوق فضلهم
علی هن و هن فی حاسد و هن
ابوالفرج اصفهانی گوید حسن بن زید را با جعفر بن سلیمان بن عباس خصومتی بود، داود بن سلم، جعفر بن سلیمان را بدین شعر مدح گفت:
و کنا حدیثا قبل تأمیر جعفر
و کان المنی فی جعفر أن یؤمرا
حوی المنبرین الطاهرین کلیهما
اذا ما خطا عن منبر ام منبرا
کان بنی حواء صفوا امامه
فخیر فی أنسابهم فتخبرا
چون حسن بن زید از حج یا عمره مراجعت کرد داود بن سلم بر وی درآمد و سلام داد حسن بن زید گفت توئی که جعفر را بدین اشعار ثنا کردی گفت: جعلنی الله فداک من گفتم و شما بهترین مردمید و من آن کسم که می گویم و این شعر را قراءت کرد:
لعمری ان عاقبت او جدت منعما
بعفو عن الجانی و ان کان معذرا
لأنت بما قدمت اولی بمدحه
و اکرم فخرا ان فخرت و عنصرا
هو الغره الزهرا و من فرع هاشم
و یدعو علینا و المعالی و جعفرا
و زید الندی و السبط سبط محمد
و عمک بالطف الزکی المطهرا
و ما نال من ذا جعفر غیر مجلس
اذا ما نعاه العزل عنه تاخرا
[صفحه ۲۸۱]
بحقکم نالوا ذراها فأصبحوا
یرون به عزا علیکم و مظهرا
پس حسن بن زید او را معفو داشت در خبر است گاهی که سر ابراهیم بن عبدالله بن حسن مثنی را در طشتی نهاده نزد منصور آوردند، حسن بن زید حاضر مجلس بود، منصور دوانیق گفت که می شناسی صاحب این سر را حسن بن زید گفت می شناسم.
فنی کان یحمیه من الضیم سیفه
و ینجیه من دار الهوان اجتنابها
و بگریست، منصور گفت من دوست نداشتم که او مقتول است لکن او خواست سر مرا از تن دور کند من سر او را برگرفتم.
و حسن بن زید را هفت پسر بود: نخستین قاسم کنیت او ابومحمد است و بزرگترین اولاد حسن است و مادرش ام سلمه دختر حسین اثرم بن حسن بن علی بن ابیطالب است مردی پارسا و پرهیزکار بود و به اتفاق بنی عباس بر محمد بن عبدالله بن حسن مثنی که در بین احجار زیت مقتول شد چنانکه در جای خود مذکور می شود خصومت داشت.
دوم علی مادر او ام ولد است و کنیت او ابوالحسن و لقب او شدید است و او در حبس منصور وفات یافت.
سیم یزید کنیت او ابوطاهر است و مادرش ام ولد از مردم نوبیه است. چهارم ابراهیم کنیت او أبواسحق مادرش ام ولد. پنجم عبدالله مادرش به روایت ابونصر ام ولد و در جای دیگر از کتابش می گوید مادرش ام رباب دختر بسطام شیبانیه و کنیت او أبوزید و ابومحمد است.
ششم اسحق مکنی به ابوالحسن ملقب به کوکبی مادرش ام ولد نجاریه و او اعور بود گویند او از عیون رشید بود بر آل ابوطالب و سعایت می کرد و بصواب دید او رشید ایشان را عرضه‌ی هلاک و دمار می داشت و در پایان امر رشید بر او خشم گرفت و محبوس داشت در جائی که ابدا روشنائی نیافت تا به جهان دیگر شتافت.
هفتم اسمعیل مکنی به ابو عبدالله مادرش ام ولد و او کوچکترین اولاد زید بن
[صفحه ۲۸۲]
حسن بود و فرزندان زید همگان فرزند آوردند اما ابونصر گوید ابراهیم و عبدالله بلاعقب بودند و از پنج تن دیگر فرزندان پدید آمدند.
برگزیده کتاب ناسخ التواریخ شرح احوال امام حسن مجتبی(ع) نوشته آقای محمد تقی لسان الملک سپهر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *