حوادث، وقایع، هجرت

حضور امام حسن علیه السلام در ماجرای مباهله

شیوه‏های مختلف برخورد با مخالفان
ما چند رقم برخورد با مخالفین داریم، اول برخورد منطقی، قرآن بخوانم، (قل)، به کفار و مخالفین بگو: (هاتوا برهانکم)، برهان و استدلالتان را بیاورید، به چه دلیل شما مثلاً در مقابل سنگ و مجسمه اشک می‏ریزید؟ به چه دلیل یک همچین عقیده‏ای دارید. برخورد منطقی است. بیا با هم گفتگو کنیم، بحث آزاد، (انا او ایاکم لعلی‏ هدی او فی ضَلال مبین) اول منطق، یکی از راه‌ها این است که اگر طرف موذی بود، برخورد. اگر شمشیر کشید، مقابله به مثل، یکی از راه‌ها که در قرآن طراحی شده راه نفرین است، بیا با هم نفرین کنیم. من می‏گویم خدا مثلاً شما را چنین کند، شما هم یک نفرین به ما کن، هر نفرینی مستجاب شد، معلوم می‏شود صاحب نفرین، آن کسی که نفرین می‏کند، پهلوی خدا آبرو دارد که دعایش مستجاب می‏شود. این را می‏گویند مباهله، در تاریخ پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلم یک همچنین مباهله‏ای شد، با مسئولین مسیحی، سران مسیحی. چون بالاخره مسیحی‌ها باید جزیه بدهند، همینطور که مسلمانها خمس می‏دهند، سهم امام می‏دهند، زکات می‏دهند، یهودی‌ها هم باید جزیه بدهند، چون نمی‏شود در کشور اسلامی، از امنیت استفاده کرد، برای دفاع جوان‏ها بروند، خون بدهند، آن وقت مسیحی‌ها و یهودی‌ها توی کشور اسلامی، زندگی کنند، خونش را بچه مسلمانها بدهند، رفاهش برای آنها باشد. لااقل، حالا که شما جبهه نمی‏روید، چون مسلمان نیستید، می‏گویید ما جهاد را قبول نداریم، ما اسلام را قبول نداریم، ما دستورات شما را قبول نداریم. حالا که جنگ و جبهه و جهاد برای یهودی‌ها و مسیحی‌ها برداشته شده، لااقل کمک مالی بکنید، نفری یک مبلغی بدهید. اگر توی یک کشوری زندگی کنید، این را می‏گویند جزیه، جزیه هم وزن زکات و خمسی است که مسلمانها می‏دهند، بهر حال مسلمانها، یا منطق را بپذیرید، مسلمان بشوید، یا اگر هم می‏خواهید مسلمان نشوید (لا اکراه فی الدین) دین خودتان را داشته باشید. لکن چون توی کشور ما زندگی می‏کنید، جزیه بدهید، یک برخورد نفرینی شده بود) بنا شد نفرین کنند. پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلم ما، خودش با امیرالمؤمنین علیه السلام ، با (زهرا سلام اللَّه علیها) سه نفر، با حسن و حسین علیهما السلام دو تا کوچولو، با هم آمدند نفرین کنند. مسیحیها گزارش دادند به رهبر بالایشان که چه کنیم، نفرین بکنیم یا نه، گفتند اگر پیغمبر با زن و بچه‏اش و چند نفری آمد، پیداست اینها خیلی به خودشان معتقدند، چون انسان وقتی نفرین می‏کند ممکن است اگر باطل باشد خوب نفرین آنها مستجاب بشود. خود پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلم جانش، با علی بن ابیطالب علیه السلام و فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها ، یگانه وارثش، نوه هایش، آن کسی که خودش و نوه هایش و زن و بچه‏اش را می‏آورد میدان، خیلی به حرفهای خودش اعتماد دارد. و اگر دیدید زن و بچه‏اش را آورده پیداست، خیلی به حرف‌هایش اعتماد دارد، و بهش نفرین نکنید. که اگر نفرین کنید، آتش می‏گیرید همه تان، اما اگر دیدید نه، تمبک و داریه و هارت و هورت و اگر دیدید موج راه انداخته پیداست تو خالی است. اگر موج راه انداخته تو خالی است، اما اگر خودش و نسلش را آورده پیداست، چون گاهی وقتها انسان مردم را جبهه می‏فرستد، اما بچه‏اش را حاضر نیست بفرستد جبهه. اگر دیدید بچه‏اش را می‏آورد میدان برای نفرین، پیداست که خیلی معتقد به کارش است.

حضور امام حسن علیه السلام در ماجرای مباهله
پیغمبر ما صلّی اللَّه علیه و آله و سلم اینجا بچه‏اش را آورد و یکی از این بچه‏ها امام حسن علیه السلام بود، جایگاهی که امام حسن علیه السلام دارد، این هم می‏خوای جای، جای هایی که در قرآن گره می‏دهد به امام حسن علیه السلام بگویم، یکیش آیه (یطهرکم تطهیرا) است و یکیش آیه مباهله، یکی‏اش هم سوره دهر است، یکی‏اش هم ذی القربی است که گفتیم، اینها آیه هایش اما، سخنان: (احبُ اهل بیتی الی الحسن و الحسین)، پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: عزیزترین اهل بیت من نزد من حسن و حسین علیه السلام هستند. (من احبنی و احب هذین و اباهما و امها)، هر کس من، حسن و حسین علیه السلام و پدرش را و مادرش را دوست داشته باشد، (کان معی الیوم القیامه)، روز قیامت با من است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *