احادیث و سخنان

خطبه امام حسن (ع) بعد از صلح با معاویه

پس از قرارداد صلح، معاویه از امام حسن علیه السلام خواست خطبهای بخواند امام علیه السلام امتناع میکرد، [صفحه ۳۱۹ ] معاویه او
را قسم داد که خطبهای بخوان، سپس منبری حاضر کردند و امام حسن علیه السلام بر آن نشست و فرمود: الحمد لله الذی توحد فی
ملکه، و تفرد فی ربوبیته، یؤتی الملک من یشاء، و ینزعه عمن یشاء. و الحمد لله الذی أکرم بنا مؤمنکم، و أخرج من الشرک اولکم و
حقن دماء آخرکم، فبلاؤنا عندکم قدیما و حدیثا أحسن البلاء ان شکرتم أو کفرتم. أیها الناس ان رب علی کان أعلم بعلی حین
قبضه الیه، و لقد اختصه بفضل لم تعتادوا مثله و لم تجدوا مثل سابقته، فهیهات هیهات! طال ما، قلبتم له الأمور حتی أعلاه الله علیکم و
هو صاحبکم و عدوکم فی بدر و أخواتها جرعکم رنقا، و سقاکم علقا، و أذل رقابکم، و أشرقکم بریقکم، فلستم بملومین علی بغضه.
و ایم الله لا تری أمۀ محمد خفضا ما کانت سادتهم و قادتهم فی بنیأمیۀ، و لقد وجه الله الیکم فتنۀ لن تصدروا عنها حتی تهلکوا؛
لطاعتکم طواغیتکم و انضوائکم الی شیاطینکم فعند الله أحتسب ما مضی و ما ینتظر من سوء دعتکم و حیف حکمکم. ثم قال: یا أهل
الکوفۀ لقد فارقکم بالأمس سهم من مرامی الله صائب علی أعداء الله نکال علی فجار قریش، لم یزل آخذا بحناجرها جاثما علی
أنفاسها، لیس بالملومۀ فی أمر الله، و لا بالسروقۀ لمال الله، و لا بالفروقۀ فی حرب أعداء الله، أعطی الکتاب خواتمه و عزائمه، دعاه
فأجابه، و قاده فاتبعه، لا تأخذه فی الله لومۀ لائم، فصلوات الله علیه و رحمته [ ۴۷۶ ]. (سپاس خدایی راست که در ملک خویش
یکتاست و در ربوبیت خود بیرقیب است و ملک را به هر کس که خواهد دهد و از هر کس که خواهد ستاند. و سپاس خدایی را
که مؤمنان شما را به وسیلهی ما مکرم ساخت و نخستینیان شما را از شرک به در آورد. پس آزمایش ما نزد شما چه در قدیم و چه
به تازگی همواره بهترین آزمایش بوده است، چه آن که شاکر بودهاید یا ناسپاس. ای مردم! پروردگار علی، هنگامی که علی را به
صفحه ۱۸۸ از ۳۲۶
سوی خود فراخواند، به او آگاه بود و او را به فضیلتی از خود اختصاص داد که شما هرگز مثل آن ندیدهاید و هرگز کسی را به
سابقهی او نیافتهاید. افسوس افسوس، چندان کار را بر او وارونه ساختید که خدا او را در حالی که در میان شما بود، بر شما برتری
داد و او در جنگ بدر و امثال آن در برابر شما و دشمنتان بود که آبی [صفحه ۳۲۰ ] تلخ در کامتان ریخت و خونابه در دلتان
چکانید، گردنهایتان را خرد کرد و شما را بیچاره کرد. برای کینهورزی به او مورد ملامت نیستید. و سوگند بر خداوند که هرگز
امت محمد زندگی آرام و راحت نخواهد داشت، در حالی بزرگان و رهبران آن از میان بنیامیه برگزیده شوند و خداوند فتنه و
آزمایشی سوی شما روانه ساخته است که از آن برون نیایید مگر آن که هلاک شده باشید، زیرا هم اکنون از گردن کشانتان تبعیت
کرده و به سوی شیاطین خود روانید، پس آنچه را که گذشته است و پیش خواهد آمد، از عکسالعمل زشت و رفتار ناپسند شما، به
خداوند وا میسپارم. سپس فرمود: ای اهل کوفه! دیشب از شما کسی جدا شد که تیری از تیرهای خداوند بود و در دل دشمنان خدا
مینشست. همان کسی که بر ستمکاران قریش سختگیر بود و همواره گلوی آنها را میفشرد و بر جان آنان مسلط و چیره بود. در
راه خدا ملالی به خویش راه نداده و مال خدا را حیف و میل نمیکرد و برای خود بر نمیداشت و از جنگ با دشمنان خدا واپس
و در حدیثی آمده است: پس از ماجرای صلح (.« سپس از منبر پایین آمد » نمینشست. پس صلوات و درود و رحمت خدا بر او باد
روزی عمروعاص و ابوالأعور سلمی از معاویه خواستند که امام حسن علیه السلام را به سخن گفتن وادارد، و گفتند: اگر او برخیزد
در این شرایط درمانده خواهد شد. معاویه گفت: به خدا سوگند من دیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زبان و لبهای او را
میمکید؛ هیچگاه زبانی که پیامبر آن را مکید درمانده نخواهد شد. آن دو اصرار کردند و معاویه از حضرت امام حسن علیه السلام
خواست که برخیزد و به مردم خبر دهد که با او بیعت کرده است. امام علیه السلام بپاخاست و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: أیها
الناس ان الله هداکم بأولنا و حقن دماءکم بآخرنا، و انی قد أخذت لکم علی معاویۀ أن یعدل فیکم و أن یوفر علیکم غنائمکم و أن
یقسم فیکم فیأکم، ثم أقبل علی معاویۀ، فقال علیه السلام: أکذاک؟ قال: نعم. ثم هبط من المنبر و هو یقول و یشیر باصبعه الی معاویۀ:
۴۷۷ ]. (ای مردم! خداوند شما را به وسیلهی پیشینیان ما هدایت کرد و به وسیلهی ] «. و ان أدری لعله فتنۀ لکم و متاع الی حین »
آیندگان ما، [صفحه ۳۲۱ ] خونهایتان را محفوظ ساخت. و من برای شما از معاویه پیمان ستاندم که در میان شما به عدالت رفتار
کند و بهره و غنایم شما را فراوان کند و حقوق شما را میان شما قسمت نماید. سپس رو کرد به معاویه و فرمود: آیا چنین است؟.
نمیدانم، شاید این فتنهای برای » : معاویه گفت: بله. سپس از منبر به زیر آمد و در حالی که با انگشت به معاویه اشاره میکرد، فرمود
همین مطلب در حدیث دیگری بدین گونه آمده است که: قال علیه السلام: أما بعد، أیها «. شما باشد و گرفتار آن هستید تا زمانی
الناس، فان الله هداکم بأولنا و حقن دماءکم بآخرنا، و ان لهذا الأمر مده و الدنیا دول قال الله عزوجل لنبیه محمد صلی الله علیه و آله
قل ان أدری أقریب أم بعید ما توعدون، انه یعلم الجهر من القول و یعلم ما تکتمون و ان أدری لعله فتنۀ لکم و متاع الی حین » : و سلم
۴۷۸ ]. ثم قال فی کلامه ذلک: یا أهل الکوفۀ، لو لم تذهل نفسی عنکم الا لثلاث خصال لذهلت: مقتلکم لأبی، و سلبکم ثقلی، و ]
طعنکم فی بطنی، و انی قد بایعت معاویۀ فاسمعوا له و أطیعوا [ ۴۷۹ ]. امام حسن علیه السلام فرمود: (ای مردم! خدا شما را به وسیلهی
پیشینیان ما هدایت کرد و با آیندگان ما خونهایتان را حفظ کرد و برای پایان کار مدتی هست و دنیا دست به دست میگردد.
بگو، نمیدانم آیا آن [روز] موعود نزدیک است یا دور. او صدای آشکار را » : خداوند بزرگ به پیامبرش [صفحه ۳۲۲ ] میفرماید
«. و آنچه را که پنهان میکنید نیز میداند چه دانم شاید آن روز آزمایشی برای شما باشد و برخورداری تا زمانی است » میداند
سپس در طی همین سخنانش فرمود: ای اهل کوفه! دل چرکین نشدم از شما مگر به خاطر سه خصلت: پدرم را کشتید، اثاث
زندگیام را غارت کردید، شکمم را مجروح کردید [ ۴۸۰ ] بدانید که من با معاویه بیعت کردم، پس گوش به او بسپارید و از او
فرمان برید.)
برگرفته از کتاب فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته: محمد دشتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *