احادیث و سخنان

خطبه های امام حسن پس از شهادت امام امیرالمؤمنین

پس از شهادت امام امیرالمؤمنین علیه السلام امام حسن علیه السلام بپاخاست و خطبهای بدین مضمون برای مردم ایراد فرمود: قال
علیه السلام: أیها الناس؛ أنا ابن البشیر، و أنا ابن النذیر، و أنا ابن السراج المنیر، و أنا ابن الذی أرسل رحمۀ للعالمین، و أنا ابن الداعی
الی الله، و أنا من أهل البیت أذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، و أنا من أهل البیت الذین کان جبرییل ینزل علیهم، و أنا من
قل لا أسألکم علیه أجرا الا الموده فی القربی و من یقترف حسنۀ نزد له » أهل البیت الذین أفترض الله مودتهم، فقال سبحانه و تعالی
۴۵۴ ]. فقالوا: یا رسول الله ] « یا أیها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما » ۴۵۳ ]. و اقتراف الحسنۀ مودتنا. و لما نزلت ] « فیها حسنا
کیف الصلاه علیک؟ فقال: قولوا اللهم صل علی محمد و علی آل محمد. فحق علی کل مسلم أن یصلی علینا فریضۀ واجبۀ. و أحل
الله خمس الغنیمۀ لنا کما أحل له صلی الله علیه و آله و سلم و حرم الصدقۀ علینا کما حرم علیه صلی الله علیه و آله و سلم. فأخرج
جدی صلی الله علیه و آله و سلم یوم المباهلۀ من الأنفس أبی، و من البنین أنا و أخی الحسین، و من النساء فاطمۀ أمی، فنحن أهله و
انما یرید الله لیذهب عنکم » لحمه و دمه، و نحن منه و هو منا. و هو یأتینا کل یوم عند طلوع الفجر فیقول: الصلاه یرحمکم الله، و یتلو
۴۵۶ ] فجدی صلی ] « افمن کان علی بینۀ من ربه و یتلوه شاهد منه » : ۴۵۵ ]. و قد قال الله تعالی ] «. الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا
الله علیه و آله و سلم علی بینۀ من ربه، و أبی الذی یتلوه و هو شاهد منه. و أمر الله رسوله أن یبلغ أبی سوره البراءه فی موسم الحج. و
قال جدی صلی الله علیه و آله و سلم حین قضی بینه و بین أخیه جعفر و مولاه زید، فی ابنۀ عمه حمزه: أما أنت یا علی فمنی و أنا
[صفحه ۲۹۵ ] منک، و أنت ولی کل مؤمن بعدی. فکان أبی أولهم ایمانا، فهو سابق السابقین، و فضل الله السابقین علی المتأخرین،
کذلک فضل سابق السابقین علی السابقین، و ذلک انه لم یسبقه الی الایمان أحد غیر جدتنا خدیجۀ علیهاالسلام. و ان الله (عزوجل)
بمنه و برحمته فرض علیکم الفرائض لا لحاجۀ منه الیها، بل برحمۀ منه لا اله الا هو، لیمیز الخبیث من الطیب، و لیبتلی الله ما فی
صدورکم، و لیمحص ما فی قلوبکم، و لتتسابقوا الی رحمته، و لتتفاضلوا منازلکم فی جنته [ ۴۵۷ ]. (حسن بن علی علیه السلام پس از
وفات پدرش سخنرانی کرد و فرمود: ای مردم! من فرزند بشارت دهندهام، من فرزند بیم دهندهام و من پسر چراغ فروزانم و من
فرزند آنم که به عنوان رحمۀ للعالمین فرستاده شده است. من فرزند دعوت کننده به سوی خداوندم، و من از خاندانی هستم که
خداوند پلیدی را از آنان زدوده و به طهارتی ویژه پاکشان کرده است. من از خاندانی هستم که خداوند مودت آنان را فرض کرده
بگو که برای رسالت مزدی از شما نمیخواهم مگر مودت نزدیکان و هر کس حسنهای انجام دهد، بر نیکیاش » : و فرموده است
ای کسانی که ایمان آوردهاید، بر او درود بفرستید و به سلامی » و حسنه انجام دادن مودت ماست. و وقتی آیهی «. میافزاییم
اللهم صل علی محمد و آل » : نازل شد، گفتند ای رسول الله درود بر تو چگونه است؟ فرمود: بگویید « مخصوص به او سلام دهید
پس بر هر مسلمانی سزاست که به عنوان فریضهی واجب، بر ما صلوات فرستد. .« محمد، خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست
و خداوند خمس غنیمت را برای ما حلال کرد. همچنان که برای پیامبر خدا حلال کرده بود و صدقه را بر ما حرام کرد همچنان که
پدرم را، و از فرزندان، من و برادرم « کسی که به عنوان جان پیامبر باشد » به خود ایشان حرام کرده بود. روز مباهله، جدم از نفوس
صفحه ۱۷۷ از ۳۲۶
حسین را و از زنان، مادرم را با خود همراه برد، پس ما خانوادهی او هستیم و ما از اوییم و او از ماست و او هر روز هنگام دمیدن
خداوند فقط » سپیده نزد ما میآمد و میفرمود: نماز (وقت نماز است)، خدایتان بیامرزد و (رسول خدا همواره) میخواند که
آیا » : صفحه ۲۹۶ ] همچنین خداوند فرموده است ] «. میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد
البته جد من است که دارای دلیل «. آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد و به دنبال آن شاهدی از سوی او میباشد
آشکار از پروردگار خویش است و پدر من همان کسی است که جانشین پیامبر است و از طرف او الگو و گواه بر مردم میباشد. و
خداوند به پیامبر خود دستور داد که پدرم سورهی برائت را در موسم حج ابلاغ کند و جدم وقتی میان پدرم و جعفر و خادمش زید
در قضیهی دختر عمویش حمزه داوری کرد، فرمود: اما تو ای علی، از من و من از تو و تو سردمدار هر مؤمنی و پس از من تو ولی و
سرپرست هر مؤمن هستی. پس پدرم، نخستین مسلمانان بود به ایمان و او پیشتاز پیشتازان است و خداوند، پیشتازان را بر بعدی
فضیلت و برتری داده است. و همچنین پیشتاز پیشتازان را بر پیشتازان برتری داده است. و دلیل آن این است که کسی بر ایشان جز
جدهی ما خدیجه علیهاالسلام سبقت نگرفت. و خدای بزرگ به منت و رحمت خود، واجبات را بر شما واجب گردانید، نه به خاطر
نیازش بدان، بلکه به خاطر رحمت او، خدایی جز او نیست، تا ناپاک را از پاک جدا کرده و آنچه را که در دلهایتان هست،
آزمایش کند و آنچه را که در دلهایتان وجود دارد، محک زند، تا به سوی رحمت او مسابقه دهید و هر یک از شما جایگاههای
بهشتیتان را از دیگری برتر سازید.) و در روایت دیگری آمده است: امام حسن علیه السلام در یکی از خطبههایی که پس از
شهادت پدرش ایراد نمود، چنین فرمود: لقد قبض فی هذه اللیلۀ رجل لم یسبقه الأولون بعمل و لا یدرکه الاخرون بعمل لقد کان
یجاهد مع رسول الله فیقیه بنفسه و کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یوجهه برایته فیکنفه جبرییل عن یمینه و میکاییل عن
شماله و لا یرجع حتی یفتح الله علی یدیه و لقد توفی علیه السلام فی اللیلۀ التی عرج فیها بعیسی بن مریم و فیها قبض یوشع بن نون
وصی موسی علیه السلام و ما خلف صفراء و لا بیضاء الا سبعمائۀ درهم [ثلثمائۀ درهم] فضلت عن عطائه اراد أن یبتاع بها خادما
لأهله. ثم بکی و بکی الناس؛ ثم قال: انا ابن السراج المنیر انا من أهل بیت أذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا انا من أهل بیت
قل لا اسئلکم علیه أجرا الا الموده فی [صفحه ۲۹۷ ] القربی و من یقترف حسنۀ نزد له فیها » فرض الله مودتهم فی کتابه فقال تعالی
فالحسنۀ مودتنا اهل البیت [ ۴۵۸ ]. [صفحه ۲۹۸ ] (در این شب (شب شهادت حضرت علی علیه السلام) مردی از دنیا رفت که « حسنا
پیشینیان بر هیچ عمل خیری از او سبقت نگرفتند و آیندگان نیز، در هیچ سعادتی به او نمیتوانند رسید. به تحقیق که جهاد میکرد
در کنار حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم و جان خود را فدای او میکرد، و حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
همواره او را با پرچم خود به هر طرف که میخواست میفرستاد، و جبرییل از جانب راست و میکاییل از جانب چپ، او را در
حمایت خود میگرفتند. بر نمیگشت، مگر اینکه خداوند با دستهای او پیروزی را نصیب اسلام کند. در شبی به عالم بقا رحلت
کرد که حضرت عیسی در [صفحه ۲۹۹ ] آن شب به آسمان رفت و در آن شب یوشع بن نون وصی حضرت موسی از دنیا رفت. از
طلا و نقره از او چیزی بر جای نماند مگر هفتصد درهم [یا سیصد درهم] که از بخششهای او زیاد آمده بود و میخواست که
خادمی برای خانوادهی خود بخرد. پس از آن گریه گلوی آن حضرت را فشرد و خروش از مردم برآمد. پس فرمود که: من فرزند
بشارت دهنده و بیم دهندهام، منم فرزند دعوت کننده به سوی خدا به امر خدا. منم فرزند سراج منیر، منم از خانهای که حق تعالی
رجس را از ایشان دور کرده است، ایشان را معصوم و مطهر گردانیده است، منم از اهل بیتی که حق تعالی در کتاب خود مودت
بگو که برای رسالت مزدی از شما نمیخواهم مگر مودت نزدیکان و هر » : ایشان را واجب گردانیده است. آنجا که فرموده است
حسنهای که حق تعالی در این آیه فرموده است محبت ماست.) و در حدیث «. کس حسنهای انجام دهد، بر نیکیاش میافزاییم
دیگری آمده است که: پس از شهادت امام امیرالمؤمنین علیه السلام امام حسن علیه السلام نماز صبح را با مردم به جای آورد و بر
منبر رفت. خواست سخن بگوید، بغض گلویش را گرفته و گریه کرد. سپس فرمود: الحمد لله علی ما أحببنا و کرهنا، و أشهد أن لا
صفحه ۱۷۸ از ۳۲۶
اله الا الله وحده لا شریک له، و أشهد أن محمدا عبده و رسوله صلی الله علیه و آله و سلم، و أنی أحتسب عند الله عزوجل مصابی
بأفضل الآباء رسول الله القائل صلی الله علیه و آله و سلم، من أصیب بمصیبۀ فلیتسل بمصیبۀ فی فانها أعظم المصائب. والله الذی لا اله
الا هو، الذی أنزل علی عبده الفرقان، لقد قبض فی هذه اللیلۀ رجل ما سبقه الأولون بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، و لا
یدرکه الآخرون. فعند الله نحتسب ما دخل علینا و علی جمیع امۀ محمد صلی الله علیه و آله و سلم. فوالله لا أقول الیوم الا حقا لقد
دخلت مصیبۀ الیوم علی جمیع العباد، و البلاد، و الشجر و الدواب. و لقد قبض فی اللیلۀ التی رفع فیها عیسی بن مریم علیه السلام الی
السماء، و قبض فیها موسی بن عمران، و یوشع بن نون علیه السلام، و أنزل فیها القرآن علی محمد صلی الله علیه و آله و سلم، و لقد
کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یبعثه فی السریۀ، و یسیر جبرییل عن یمینه، و میکاییل عن یساره، فما یرجع حتی یفتح الله
عزوجل علی یدیه. و ما ترک صفراء، و لا بیضاء الا سبعمائۀ درهم أراد أن یبتاع بها خادما لأهله، ألا ان [صفحه ۳۰۰ ] أمور الله تعالی
تجری علی أحوالها، فما أحسنها من الله، و أسوأها من أنفسکم، ألا ان قریشا أعطت أزمتها شیاطینها، فقادتها بأعنتها الی النار. فمنهم
من قاتل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حتی أظهره الله تعالی علیهم. و منهم من أسر الضغینۀ حتی وجد علی النفاق أعوانا رفع
الکتاب و جف القلم. و أمور تقضی فی کتاب قد خلا. ثم أطرق الحسن [ ۴۵۹ ]. امام حسن علیه السلام فرمود: (سپاس خدای را بر
دوست داشتنیهای ما و ناپسندی های ما. و شهادت میدهم که خدایی جز خداوند نیست و یکتاست و او را نیازی نیست، و شهادت
میدهم که محمد بندهی او و فرستادهی اوست. و من این مصیبت خود را نزد خدای بزرگ وا میگذارم به افضل پدران، یعنی
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: هر کس به مصیبتی دچار شد، با مصیبتی که از من بر او آمد تسلیت دهد، زیرا
مصیبت من بزرگترین مصیبتهاست. سوگند به خدایی که جز او خدایی نیست، همان که فرقان بر بندهی خویش نازل کرد، در
این شب مردی جان سپرد که پس از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کسی از پیشگامان بر او سبقت نگرفت و دنبالهروان نیز به
گرد او نرسند. پس آنچه را که بر ما و امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رفت، به خدا وا میگذاریم. سوگند به خدا که امروزه
جز حق نمیگویم و آن اینکه مصیبت امروز بر تمام بندگان و سرزمینها و درختان و موجودات نازل شد. و او در شبی جان سپرد
که در آن شب عیسی بن مریم به آسمان فرا کشیده شد و موسی بن عمران و یوشع بن نون علیه السلام در آن شب درگذشتند و در
آن شب قرآن بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد. او چنان بود که وقتی پیامبر وی را به مأموریت اعزام میکرد و جبرییل
از راست و میکاییل از طرف چپ او همراهیش میکردند. و باز نمیگشت مگر آن که خدای بزرگ با دستان او پیروزی را نصیب
میکرد. نه زردی [زر] از خود به جای گذاشت و نه سپیدی [سیم] مگر هفتصد درهم که میخواست با آن خادمی برای خانوادهاش
تهیه کند. آگاه باشید امور خدای بزرگ به منوال خود میگذرد و آنچه که خوب است، از خداست و آنچه که بد است از جانب
شماست، و قریش، زمام امور خویش را به دست شیاطین خود سپرده است و آنان او را ابزار کرده یکراست به سوی آتش میرانند.
برخی از آن شیاطین کسانیاند که با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چندان جنگیدند که خداوند پیامبرش را بر آنها چیره ساخت و
و کسی » برخی از آنان کسانی [صفحه ۳۰۱ ] اند که کینه در دل نگه داشتند تا آن که برای نفاق همراهانی یافتند. کتاب برچیده شد
و قلم خشکید و کارهایی در کتاب رفته است که از قبل نبود. آنگاه امام حسن علیه السلام سر به زیر « به کتاب خدا توجه نمیکند
افکند.) و در حدیث دیگری آمده است: امام حسن علیه السلام در یکی از خطبههایی که پس از شهادت پدرش ایراد نمود، فرمود:
قال علیه السلام: الحمد لله و هو للحمد أهل، الذی من علینا بالاسلام و جعل فینا النبوه و الکتاب و اصطفاه علی خلقه فجعلنا شهداء
علی الناس، من عرفنی فقد عرفنی و من لم یعرفنی فأنا الحسن بن محمد صلی الله علیه و آله و سلم و أنا ابن البشیر النذیر و أنا ابن
الداعی الی الله باذنه السراج المنیر و نحن أهل البیت الذی کان جبرییل ینزل فیهم و منهم یصعد، و نحن الذین افترض الله مودتنا و
أیها الناس لقد فارقکم فی هذه اللیلۀ رجل ما سبقه من المسلمین الأولون و ما .« قل لا أسألکم علیه أجرا الا الموده فی القربی » ولایتنا
یدرکه الآخرون. هیهات هیهات لطال ما قلبتم له الأمور فی مواطن بدر و احد و حنین و خیبر جرعکم رنقا و سوغکم علقا فلستم
صفحه ۱۷۹ از ۳۲۶
بملومین علی بغضکم ایاه، أیها الناس لقد فقدتم رجلا لم یکن بالملومۀ فی أمر الله و لا النومۀ فی حق الله و لا السروقۀ من مال الله
اعطی الکتاب عزائمه و دعاه فأجابه، و قاده فاتبعه صلوات الله علیه و مغفرته و احتسب أمیرالمؤمنین عند الله و استودع الله دینی و
أمانتی و خواتیم عملی [ ۴۶۰ ]. امام حسن علیه السلام فرمود: (سپاس خدای را که شایستهی حمد است. آن که با اسلام بر ما منت نهاد
و نبوت و کتاب را در ما قرار داد. و او را بر آفریدگان خود برگزید و ما را شاهد بر مردم قرار داد. هر کس مرا میشناسد، شناخته
است و هر کس مرا نمیشناسد، من حسن بن محمدم، من فرزند بشارت دهندهی بیم دهندهام، من پسر دعوت کننده به سوی خدا به
اذن اویم. همان چراغ فروزان؛ ما اعضای خانوادهای هستیم که جبرییل همواره در میان آنها فرود میآمد و از میان آنها برمیخاست
بگو من پاداشی برای رسالت از شما نمیخواهم » و ما کسانی هستیم که خداوند مودت و ولایت ما را بر مردم واجب کرده است
صفحه ۳۰۲ ] ای مردم! امشب مردی از میان شما رفت که از مسلمانان نخستین؛ کسی بر او پیشی نگرفت و ] «. مگر مودت نزدیکانم
آیندگان نیز به گرد او نرسند. افسوس افسوس چه بسیار شد آن وارونه کاریهایتان نسبت به او در بدر و احد و حنین و خیبر در
میدان نبرد، تلخاب به کامتان ریخت و خوناب به حلقتان چکاند و شما به خاطر کینهتوزی نسبت به او، مورد ملامت نیستید. ای
مردم! کسی را از دست دادهاید که نه در کار خدا شرمزده بود و نه در حق خدا خواب زده و نه از مال خدا اختلاس کننده. حق
قرآن را ادا کرد و [خداوند] او را فراخواند و او لبیک گفت و به سوی خود فراکشید و او پیرویش کرد. صلوات و مغفرت خدا بر او
باد و امیرالمؤمنین را نزد خدا میدانم و دین و امانت و سرانجام کارم را نیز به خدا واگذار میکنم.) و در حدیث دیگری آمده
است: زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام به شهادت رسید، امام حسن علیه السلام بر منبر رفت، گریه کرد و لحظهای بالای منبر نشست
و سپس فرمود: قال علیه السلام: الحمد لله الذی کان فی أولیته وحدانیا فی أزلیته، متعظما بالهیته، متکبرا بکبریائه و جبروته، ابتدأ ما
ابتدع و انشأ ما خلق، علی غیر مقال کان سبق مما خلق. ربنا اللطیف بلطف ربوبیته، و بعلم خبره فتق، و باحکام قدرته، خلق جمیع ما
خلق، فلا مبدل لخلقه، و لا معیر لصنعه و لا معقب لحکمه، و لا راد لأمره و لا مستراح عن دعوته خلق جمیع ما خلق، و لا زوال
لملکه، و لا انقطاع لمدته فوق کل شیء علا، و من کل شیء دنا، فتجلی لخلقه من غیر أن یکون یری و هو بالمنظر الأعلی. احتجب
بنوره، و سما فی علوه، فاستتر عن خلقه، و بعث الیهم شهیدا علیهم و بعث فیهم النبیین مبشرین و منذرین، لیهلک من هلک عن بینۀ،
و یحیی من حی عن بینۀ، و لیعقل العباد عن ربهم ما جهلوه، فیعرفوه بربوبیته، بعد ما أنکروه. و الحمد لله الذی أحسن الخلافۀ علینا
أهل البیت، و عنده نحتسب عزانا فی خیر الآباء رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، و عند الله نحتسب عزانا فی أمیرالمؤمنین، و لقد
اصیب به الشرق و الغرب، والله ما خلف درهما و لا دینارا الا أربعمائۀ درهم. أراد أن یبتاع لأهله خادما، و لقد حدثنی حبیبی جدی
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أن الأمر یملکه اثنا عشر اماما من أهل بیته و [صفحه ۳۰۳ ] صفوته. ما منا الا مقتول أو مسموم
۴۶۱ ]. امام حسن علیه السلام فرمود: (سپاس خدایی را که همواره در اولیت خود بوده و در ازلیت خود یکتاست، و با آلهیت خود ]
همواره در شکوه و عظمت است. و با کبریاء و جبروت خود قدرتمند است. آنچه را که نوآوری کرد، آغاز کرد و آنچه را که
آفرید، از خویشتن آفرید، بی آنکه الگویی از آفریدهها داشته باشد. پروردگار ما به لطف ربوبیتش لطیف است و به علم و
آگاهیاش آفریننده است و به استحکام قدرتش همهی آن چه را که آفرید، مستحکم آفریده است از این رو، جایگزینی برای
آفرینش او و ارزیابی برای ساختهی او و تبصرهای برای حکم او و بازدارندهای از فرمان او و@ ردخوری از فراخوان او نباشد. آنچه
را که آفرید خود آفرید و ملک او را زوال نباشد و مدت حکومتش را گسستگی نبود. به برتری از همه چیز برتر است و به نزدیکی
پیش از هر چیز بوده است. از این رو بی آن که دیده شود به خلق خود تجلی مینماید و او در منظر والاست. از شدت
درخشندگیاش پنهان است و در عین بلند مرتبهایاش، والاست و از این رو از آفریدههای خود در نهان شده. و از خود آنان
شاهدی (پیامبر) سوی آنان فرستاده است و در میان آنان پیامبران را هم بعنوان بشارت دهنده و هم به عنوان بیم دهنده برانگیخته
است. تا هر که نابود شود به آگاهی هلاک گردد. و هر که زنده گردد، از راه دلیل و منطق زنده شود و همچنین تا بندگان آنچه را
صفحه ۱۸۰ از ۳۲۶
که نمیدانند، از پروردگارشان دریافت کنند و به ربوبیت و صفت پرورش دهندهگی او، پس از آن که انکارش کردند، مجددا
اقرار کنند. و سپاس خدایی را که خلافت را در ما اهل بیت نیکو جای داد. عزای خود را در سوگ بهترین پدران، رسول الله صلی
الله علیه و آله و سلم به خدا وامیگذاریم و عزای خود را در سوگ امیرمؤمنان به خدا وامیگذاریم. همان کس که شرق و غرب از
سوگ او مصیبت زده شد. سوگند به خدا که درهم و دیناری از خویش به جای نگذاشت مگر چهارصد درهم که میخواست برای
خانواده خویش خدمتکاری تدارک بیند، و عزیزم: جدم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برایم فرمود که کار [ولایت] را
دوازده نفر از گزیدههای خاندان او در دست خواهند گرفت و کسی از ما [صفحه ۳۰۴ ] نبود مگر آن که کشته یا مسموم باشد.) و
در حدیث دیگری آمده است: پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام امام حسن علیه السلام بر منبر نشست، در حالی که متأثر بوده
و گریه نموده بود، فرمود: قال علیه السلام: الحمد لله رب العالمین، و انا لله و انا الیه راجعون، نحتسب عند الله مصابنا بأبینا رسول الله
صلی الله علیه و آله و سلم فانا لن نصاب بمثله أبدا، و نحتسب عند الله مصابنا بخیر الاباء بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ألا
انی لا أقول فیه الغداه، الا حقا، لقد اصیبت به البلاد و العباد و الشجر و الدواب. فرحم الله وجهه و عذب قاتله، ثم نزل فقال: علی بابن
ملجم … فقال: یا عدو الله قتلت أمیرالمؤمنین و خیر الناس بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؟ [ ۴۶۲ ]. امام حسن علیه السلام
فرمود: (سپاس خدای جهانیان راست و ما از آن خداییم و به سوی او رهسپاریم. برای رضای تحمل میکنیم، مصیبتمان را دربارهی
پدرمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که هرگز به مصیبتی چونان دچار نخواهیم شد و برای رضای خدا تحمل میکنیم
مصیبتمان را دربارهی بهترین پدران پس از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. همانا که من در این صبح جز حق نگویم و آن
اینکه به واسطهی [شهادت او] سرزمینها و مردمان و درختان و جانداران داغدار شدهاند. پس خدایش غریق رحمتش فرماید و قاتل
ایشان را معذب گرداند. سپس از منبر به زیر آمد و فرمود: ابنملجم را نزد من آرید … پس از آن که ابنملجم مرادی را حاضر
کردند، فرمود: ای دشمن خدا، امیرمؤمنان و بهترین مردم پس از رسول خدا را کشتی؟.)
برگرفته از کتاب فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته: محمد دشتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *