دیدگاه های دیگران

دامنه و نوع اتهامات به اهل بیت

دامنه اتهامات درباره امام مجتبی (ع) (و هم دیگر حضرات معصومین (ع)) وسیع و زیاد است. او را خلیفهای بیهوش سیاستمداری ضعیف، پیشوائی کم تجربه، ترسو و جبون… معرفی کردهاند در حالی که دیدیم صلح او با معاویه حکایت از هیچ یک از این شرائط نداشت. او پیشوائی مجرب و روشن بین و سیاستمداری دور اندیش بود. با صلح خود باب جدیدی را در مبارزه گشوده و جنگی را در قالب صلح مطرح کرده بود که آثارش بعدها روشن شده بود.
ما در این بحث به نمونههائی از اتهامات و شایعات دربارهاش اشاره کرده و خوانندگان را به تفکر و اندیشه درباره آن وامیداریم.
۱- ترسو بودن: بنیامیه او را فردی ترسو و جبون معرفی کردهاند و این پس از صلح برای سرکوب کردن امام و کاستن قدر و منزلت او در دلهای مردم بود. مورخ عرب فیلیپ حتی مینویسد او مرد مقاومت و استقامت نبود. [۶۶۹] عبدالله زبیر آن منافق معروف به امام گفته بود تو ترسوئی و…
دیدیم که امام چگونه به او پاسخ گفت (فصل ۵۹ همین کتاب) و حرف او تا چه حد
[صفحه ۴۲۲]
بیاساس بود. او که عمری را در جنگ و جهاد گذرانده بود و بنا به نوشته اهل سنت در عصر خلفا دائما در ایران و آفریقا و نقاط دیگر در جنگ با دشمن بود این اتهام به او نمیچسبد (بخش ۳ همین کتاب) و دیدیم که او در جنگ چنان بیپروا به پیش میرفت که علی (ع) میفرمود: او را نگهدارید، نگذارید،به میدان برود، و برای او خطر مرگ را احتمال میداد: املکوا عنی هذا الغلام… ( نهج البلاغه)
۲- صلح برای پول: او را متهم کردند که برای پول، مال و گرفتن خراج اهواز و دارابگرد صلح کرد [۶۷۰] به معاویه گفت وامهای مرا پرداخت کن من خلافت را به تو واگذارم و معاویه چنین کرد!! [۶۷۱].
و شگفتا وجدانها و آگاهیها تا چه حد خفته و ناآگاه است. او که چند بار، به اعتراف اهل سنت همه مال و هستی خود را در راه خدا داده بود و یا آن را در راه خدا تقسیم کرده بود کارش به جائی میرسید که برای پول صلح کند؟ مگر او از مال دنیا کم داشت که چنین کند؟ آن همه بخششها و آن همه انفاقها را جز رضای خدا چه کسی بر او تحمیل کرده بود؟ و آیا این اتهام ناجوانمردانه نیست؟ مگر او نبود که در خرسالی روزه گرفت و سه روز به همراه پدر و مادر افطاریه خود را به دیگران بخشید؟ آیا چنین کسی در رابطه با پول چنان معاملهای بس سنگین را انجام میدهد.
۳- مستمری بگیری: و شگفت آور سخنان آن کسی است که او را مستمری بگیر معاویه معرفی کرده است. فیلیپ حتی مینویسد او از خلافت کناره گرفت و به مستمری سالیانهای از معاویه قناعت کرد [۶۷۲] و عجیب این است که برخی از اهل سنت نوشتهاند: که او در برابر پولی که معاویه میخواست به او بپردازد فرموده بود مرا به این پولها نیازی نیست، من فرزند فاطمهام: لا حاجه لی فیها یا ابا عبدالرحمن و رددتها و انا بن فاطمه بنت رسول الله… و یا در فصول پیشین خواندهاید پولی را به او دادهاند او به مستخدم دم در بخشید و…
[صفحه ۴۲۳]
۴- درگیری با حسین (ع): نوشتهاند حسین فردی انقلابی بود و با برادرش حسن درگیری پیدا کرد که چرا با معاویه صلح کرده است. و حسن در برابر مخالفتش میخواست او را به بند بکشاند [۶۷۳] و میخواست در خانهاش را گل بگیرد (ابنعساکر) و…
در حالی که دیدیم حسین (ع) به خاطره بزرگداشت برادر حتی در محضر او سخن نمیگفت. و یا علی (ع) در حین مرگ حسین (ع) را به اطاعت از برادرش خوانده – و یا حسین (ع) بارها صلح امام را تایید کرده و گفته است که این بهترین راه و اقدام ممکن بود. او چگونه ممکن است با حسن بن علی درافتد و او هم درب خانهاش را گل بگیرد!! البته استاد محمود عقاد در کتاب ابوالشهداء به این شبهات پاسخ گفته است.
۵- داستان تعدد زوجات: در فصل پیش خواندهایم که او را دارای زنان و همسران متعدد خواندهاند. و کسی بوده که مرتبا زن میگرفت و طلاق میداد و مردم علیرغم نهی علی (ع) که به فرزندم زن ندهید افتخار میکردند که دخترشان با امام باشد و زنان هم میخواستند از این طریق خود را بهشتی کنند!! نه از طریق بندگی خدا!!
و ما در فصل بعد بیاساس بودن این سخنان را نشان دادهایم.
۶- اتهامات دیگر: منصور دوانیقی او را متهم کرد که او در برابر مقدار لباس و پول حکومت را به معاویه فروخت و شیعیان را تسلیم او کرد. [۶۷۴] ولی او را فردی رفاه طلب و خواستار آرامش و سکون معرفی کردند. و حتی نوشتند او را حال و هوای سیاسی نبود، به زندگی و گذران اوقات در میان زنان بیشتر راغب بود!!
که اینها همه حکایت از جهل، غفلت، و یا خیانت دارد. شان و رتبت امام بالاتر از این وساوس و اتهامات است و ما در فصول پیشین با اتکای به اسناد و منافع، به ویژه منابع اهل سنت زیراب همه این حرفها را زدهایم و اینکه افرادی چون منصور دوانیقی را هم در این راه میبینید بدان خاطر است که او برای حکومت خود نیاز داشت:
– از یک سو بنیامیه را طرد کند تا خلافت را از دست آنها بدر آورد.
– و از سوی دیگر اهل البیت (ع) را رد کند تا برای او زحمتی ایجاد نکنند.
[صفحه ۴۲۴]
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *