زیارت نامه و ادعیه

درس مهم امام مجتبی به زبان دعا

و آن دست استمداد به ذات پاک خدای تعالی دراز کردن، وتنها متکی به الله قدرت و عظمت را مربوط به او دانستن و غیر او را فانی و زوال پذیر و فاقد قدرت دانستن، زیرا موثر حقیقی در عالم، ذات مقدس او است که تنها تکیهگاه قابل اعتماد بوده و شایستگی دارد که انسان او را پشتیبان خود قرار دهد و اگر دنبال اسباب ظاهری هم میرود، باز بداند هر سببی هر تاثیری که دارد آن هم به فرمان خداست، یعنی در لابلای اسباب، قدرت خدا را که مسبب الاسباب است مشاهده کند.
در دعا میخوانیم: یا من الیه ملجاء العباد فی المهمات و الیه یفرع الخلق فی الملمات [۱۸۵] ای کسی که به سوی او است پناه بندگان در کارهای اندوهخیز به سوی او پناه برند خلایق، در پیشآمدهای ناگوار، این چنین عقیدهای، روح انسان را وسیع و افق فکر او را بالا میبرد که به بینهایت میپیوندد و از محیطهای محدود آزاد و رها میسازد.
استمداد از خداوند و پناه بردن به او فطری و در طبیعت بشر است
آدمی به حکم فطرت اصیل و سرشت خدادادی، طالب یک نیروئی است ثابت و غیر محدود، که تکیهگاه او باشد و به طور طبیعی تلاش میکند، وسیلهای و سببی را بیابد که واقعا موثر بوده و هیچگاه مغلوب و مقهور نشود و انهدام و زوالپذیری در او راه پیدا نکند، تا او را پناهگاه خود قرار دهد و با پیوند با او، یک آرامش درونی واقعی پیدا کند. از طرف دیگر، در جهان طبیعت، سببی وجود ندارد و تکیهگاهی نیست، که موثر واقعی باشد و هرگز مغلوب و فانی نشود.
و از آن جائی که انسان موجودی واقعگرا است و در جستجوی آن چیزی است که درست و حق باشد، یعنی اگر انسان به مقتضای طبیعت خود، میل به آب پیدا میکند به آب واقعی که تحقق خارجی دارد، میل پیدا میکند، نه آب خیالی، و برای بدست آوردن آب واقعی تلاش میکند. ادراکات و دریافتهای فطری و طبیعی بشر که لازمه ساختمان ویژه انسان است هرگز خطا نمیکند، چنانچه تشنگی را در درون خود، به جای سیرابی نمیگیرد. آن میل فطری و طبیعی بشر، به یک وسیله و سبب که موثر حقیقی، و غیر مقهور و زوالناپذیر، که تحقق عینی داشته
[صفحه ۸۳]
باشد، و از طرفی نبودن چنین سببی در جهان طبیعت، روشنترین دلیل بر وجود خدای تعالی است که قادر و توانای مطلق است و وجود و هستی او پاسخگوی میل فطری و اصیل و خواسته درونی بشر، بیک پناهگاه ثابت و واقعی است که او را از حوادث و خطرات گوناگون، نگه دارد و این چنین پناهگاهی نمیتواند غیر خدای تعالی باشد، و این همان حقیقی است که امام حسن مجتبی (ع) در فرازهائی از دعاهای مذکور در بالا تعلیم میدهد و از او استمداد میکند و به او پناه میبرد.
همه جا در همه وقت از او کمک می گیریم
انسان، در این جهان طبیعت، با خطرات و نیروهای گوناگونی روبهرو است. هم از نظر نیروهای طبیعی و هم از نظر نیروهای درونی و خلاصه، از درون و برون، در خطر است. برای اینکه بتواند بر همه خطرات درونی و برونی و عوامل مخرب و منحرف کننده غلبه کند و در برابر آنها مقاومت نماید، نیازمند به یار و مددکاری است که قادر به حفظ و نگهداری او باشد و آن، همان خداوندی است که در لسان دعا میخوانیم:
یا عصم من استصعمه و یا ناصر من استنصره و یا حافظ من استحفظه، یا معین من استعانه، یا مغیث من استغاثه، یا من لا مفر الا الیه، یا من لا مفزع الا الیه، یا من لا مقصد الا الیه، یا من لا ملجاء الا الیه، یا من لا یرغب الا الیه، یا من لا حول و لا قوه الا به، یا من لا یستعان الا به، یا من لا یتوکل الا علیه، یا من لا یرجی الا هو. [۱۸۶] ای نگهدار کسی که نگهداریش طلبد، ای یاور کسی که او را به یاری طلبد، ای خدای نگهبان کسی که او را به نگهبانی میطلبد و دادرس کسی که از او دادرسی خواهد و کم کار کسی که از او کمک جوید و فریادرس کسی که به فریادش خواهد، ای خدائی که گریزگاهی نیست جز به سوی او، ای که پناهگاهی نیست جز، به سوی او، ای که مقصدی نیست جز، درگاهش، ای که راه نجاتی نیست، جز، خود او ای که رغبت و اشتیاقی نباشد، جز، به درگاه او، ای خدائی که جنبش و نیروئی نیست، مگر به وسیله او، ای که توکل نشود جز، به او، ای خدائی که امیدوار نتوان بود، جز به او
[صفحه ۸۴]
برگزیده از کتاب تعالیم امام حسن مجتبی(ع)به زبان دعا و حدیث نوشته آقای حسن کافی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *