محل دفن

درگیریها در مورد دفن امام حسن

درگیریها آغاز شد. از دفن جلوگیری به عمل آوردند. محمد حنفیه از روی خشم بر سر عایشه فریاد کشید که روزی بر شتر سوار میشوی و روزی بر قاطر و نمیتوان از شدت عداوت با بنیهاشم خودت را نگه داری، قاسم بن محمد بن ابوبکر، برادرزاده عایشه گفت ای عمه هنوز خونهائی را که در جنگ سرخ جمل بر زمین ریخته شده است نشستهایم، میخواهی روز خونین دیگری به نام روز قاطر درست کنی [۷۱۶] در سند دیگری آمده که گفته بود: عمه: هنوز داستان شتر سرخ آرام نشد میخواهی داستان استر خاکستری را راه بیندازی [۷۱۷].
عایشه بر سر حسین (ع) فریاد کشید که چرا طرفداری از محمد حنفیه میکند و با او درگیری پیدا نمیکند که او به عایشه گفته است روزی سوار شتر و روزی سوار قاطر [۷۱۸].
[صفحه ۴۴۳]
طرفین آماده قتال شدند. مروان با یاران خود مسلح و بنیهاشم هم آماده دفاع و مبارزه شدند حسین (ع) به میان آمد که وصیت برادرم را کنار نزنید او حاضر به خونریزی نبود – جنازه او را به سوی بقیع میبریم. به مهاجمان فرمود: اگر برادرم در جلوگیری از مبارزه از من تعهد نگرفته بود به شما نشان میدادم که قدرت از آن کیست. ظاهرا عبدالله بن عباس به عایشه گفته بود غرض دفن امام نیست بلکه غرض تجدید عهد و ارادت است – و عایشه گفت من حسن (ع) را دوست ندارم [۷۱۹].
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *