از دیدگاه شعرا

در رثای امام حسن

امام از دنیا رفت. چه دلهائی که از غم مرگ او پریشان شد و چه دلهائی دیگر که از این ضایعه شادمان شدند. برخی گمان کرده بودند که این مرگ مایه راحتشان شده است، مثل معاویه و از آن اظهار سرور و شادمانی کردند اما این واقعیتی است که اثر مرگ او برای بشریت ضایعه بود.
امام خود از این همه رنجها و دشواریها راحت شد و به دیدار جد و پدر و مادر شتافت. او جز چند سال اول عمر را که در دامان پدر و مادر و در آغوش جد خویش گذرانده بود راحتی ندید. سراسر زندگیش توام با غم و اندوه، مصیبت و محرومیت بود.
آنچه که او را زنده نگه میداشت دلگرمی او به عنایات الهی بود و سرگرمی او به انجام وظیفه الهی که او زندگی را بدان خاطر میخواست که در راه خدا کار کند و سیر و حرکتی داشته باشد. وگرنه چه عیشی و چه لذتی؟ با معاویه سر کردن، و با سرزنش مردم ساختن خود هر آن یک مصیبت و یک مرگ است.
خاندان پیامبر (ص) از این مصیبت بسیار نگران شدند و الحق حلیمی بزرگوار و منبع دانش و فضیلتی را از دست داده بودند. برادرش حسین (ع) از این غم میسوخت، اگر چه دیگر برادران و خواهران نیز در غم او سوزی و اندوهی داشتند.
[صفحه ۴۴۸]
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *