اخلاق و فضائل

در مورد عطایای معاویه

اسنادی نقل میکنند که معاویه همه ساله عطایائی را برای امام مجتبی (ع) میفرستاد و یا در سفر شام به او هدیهها و ثروتهائی را بخشید. و یا نوشتهاند براساس قرار داد
[صفحه ۳۴۱]
صلح او همه سال برای امام مبلغی میفرستاد و…
اسناد معتبری نشان میدهند که اینها شایعاتی بیش نبودند، زیرا همان گونه که در قبل گفتهایم قرار داد پولی در مفاد صلحنامه از اعتبار چندانی برخوردار نیست. امام کاظم (ع) میفرماید ان الحسن (ع) و الحسین (ع) لا یقبلان جوائز معاویه بن ابیسفیان [۵۰۵] حسن و حسین جوائر معاویه را نمیپذیرفتند.
بر فرض که قبول آن از طرف امام مستند باشد اسنادی دیگر نشان میدهند. که امام آنها را خود تصرف و یا در راه زندگی و اعاشه خود صرف نمیکرد. روزی معاویه در شام به پیشکار خود دستور داده بود معادل آنچه از صبح تا به حال عطا کردیم (دربار عام معاویه) همه را بیاورند. آوردند و او آنها را به حسن (ع) داد و گفت ای ابامحمد بگیر که من فرزند هندهام. امام کل آن را به او برگرداند و فرمود ای اباعبدالرحمن همه آن را بگیر که من فرزند فاطمهام علیهاالسلام [۵۰۶].
از سوی معاویه پولی برای امام آوردند. امام کل آن را در بین مردم قسمت کرد و تنها ۵۰۰ دینار یا درهم باقی ماند که در این هنگام شتر سواری رسید. امام آن بقیه را به آن شخص عطا کرد. آن مرد گفت یابن رسول اله ما برای زیارت تو آمدیم – چه کسی تو را از وضع ما مطلع کرد. ما که درخواستی نکرده بودیم. امام فرمود، ما پیش از سوال عطا میکنیم. [۵۰۷] و یا نوشتهاند معاویه در شام چیزی به امام داده بود و امام کل آن را به مستخدم دم در عطا فرمود [۵۰۸].
تاثیر این اخلاق
اخلاق عظیم امام، بلند نظری و بلند همتی او دوست و دشمن را متوجه خود کرد و چه بسیار از دشمنان که راه دوستی او را در پیش گرفتند و چه بسیار دیگر که در عین دشمنی نتوانستند بزرگواری او را فراموش کنند و در ذهن خود احساس بدهکاری به
[صفحه ۳۴۲]
امام داشتند. در فرصتهائی سعی داشتند به نحوی خود را بری الذمه کنند و از شرمساری وجدان بدر آیند.
مروان دشمن سرسخت امام بود. و تاریخ پر است از مواضع سرسخت و دشمنانه او در برابر امام. او چه خونها به دل امام ریخت، و چه مواضع بدی در برابر او اتخاذ کرده بود. اما امام هم چنان با گذشت و بردباری با او برخورد میکرد.
امام مجتبی از دنیا رفت و مروان در زیر تابوت امام آمده و جنازه او را بر دوش کشید. حسین بن علی (ع) فرمود: تو دیروز خشم و اندوه به جانش میریختی و امروز پیکرش را بر دوش میکشی؟ مروان گفت: من این ارادت را نسبت به کسی معمول میدارم که شکیبائیش به سنگینی کوهها بود [۵۰۹].
[صفحه ۳۴۳]
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *