امامت و رهبری، حاکمان زمان

رسول الله و معاویه

و چه خوب تناسب دارد که در پایان این بخش در تناسب صحیح از معاویه به گفتار رسول الله (ص) و معصومان (ع) نگر کنیم. به لحاظ این که از جانب این جریان اجتماعی (بنیامیه) خطرهایی متوجه دین و امت اسلامی بوده، هشدارها از سوی رسول الله (ص) و پیشوایان پیشاپیش گوشزد شده است، گرچه امت اسلامی به این هشدارها بیاعتنا بودند!
[صفحه ۱۱۵]
از رسول الله (ص) در مورد معاویه و عمروعاص این چنین روایت شده است که: اللهم ارکسهما فی الفتنه رکسا اللهم دعهم الی النار دعا [۱۵۷] «خدایا این دو را در فتنه گرفتار و دچار آتش نما».
و نیز روایات فراوان از زبان رسول الله (ص) رسیده است که: اذا رایتم معاویه بن ابوسفیان علی منبری فاضربوا عنقه قال الحسن فما قتلوه و لا افلحوا. [۱۵۸] «هر گاه معاویه را در فراز منبر من دیدید (منبر رسول الله (ص) در مدینه) او را بکشید امام مجتبی توضیح میدهند مردم به دستور رسول الله (ص) توجه نکردند سعادت و رستگاری نصیب آنان نشد.» این سخن در واقع حکم قتل غیابی رسول الله (ص) نسبت به معاویه است.
حضرت به لحاظ پیشبینی غیبی سالها قبل خطر فریبهای معاویه را اطلاع رسانی نمودند. معاویه چگونه بر مدینه وارد میشود و در هر چه شرایطی برفراز منبر رسول الله (ص) قرار میگیرد و چه سخنانی بر زیان جاری میسازد؟
رسول الله (ص) با اصحاب خود بودند فرمودند از پشت این تپه فردی پدیدار میشود که بر دین من نخواهد مرد: یطلح علیکم من هذا الضج رجل یموت علی غیر ملتی [۱۵۹] «از پس این تپه فردی میآید که بر دین من ازدنیا نخواهد رفت آنگاه معاویه پدیدار شد.»
و نیز آمده: معاویه فی تابوت مقفل علیه فی جهنم [۱۶۰]، «معاویه در تابوتی آتش در بسته در جهنم است.» وزان هماه روایتی که آمده: ان
[صفحه ۱۱۶]
معاویه فی تابوت فی الدرک الاسفل من النار. [۱۶۱] معاویه همراه پدرش با شتر میرفتند یکی سوار بر شتر دیگری افسار شتر را در دست داشت حضرت آنان را دیدند فرمود خدا حامل و محمول و قائد و سائق را لعنت کند. [۱۶۲].
در معرفی معاویه از زبان علی سخن فراوان است در مورد ایمان وی میفرماید اسلام شما ایمان قلبی نیست: و ما اسلم مسلمکم الا کرها. [۱۶۳] «مسلمان شدن شما با رضایت خاطر نبوده است».انک والله ما علمت لاغلف القلب المقارب العقل [۱۶۴] «و تو معاویه آن گونه که من میدانم قلبی نادان و عقلی تباه داری.» و لا المهاجر کالطلیق و لا الصریح کاللصیق و لا المحق کالمبطل [۱۶۵] «و تو معاویه نیک میدانی که آنکه در راه خدا هجرت نموده همانند کسی که رسول الله (ص) وی را آزاد ساخته نیست و خاندانی که حسب و نسب شفاف دارند همانند کسی نیست که خود را به خاندان فضیلت بسته است، انسان حق باور یا باطلگرا یکسان نخواهد بود.» فان معاویه غمص الناس و سفه الحق [۱۶۶]، احتقر الناس عدو النبی [۱۶۷]، فاجر بن الفاجر [۱۶۸] به لشکرش دستور داد: سیروا الی اعداء الله سیروا الی بقیه الاحزاب قتله المهاجرین و الانصار [۱۶۹] «به سوی دشمنان خدا حرکت کنید، و به سوی بقایای احزاب متحد علیهاسلام و قاتل مهاجرین و انصار بسیج شوید».
[صفحه ۱۱۷]
ان معاویه کالشیطان الرجیم یاتی المرء من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و نیز میفرماید: علمتم ان رئیسهم منافق ابن منافق. «شما نیک میدانید که رهبری آنها را منافق فرزند منافق به عهده دارد». به همین خاطر است که بر زبان رسول الله (ص) جاری شده است که معاویه مسلمان از دنیا نخواهد رفت.
بین معاویه و امام حسین (ع) اینگونه گفتگو شد، معاویه رو کرد به حضرت و گفت خوب دانستی که شیعیان پدرت را چگونه کشتیم و حنوط کردیم و کفن نمودیم و برآنها نماز خواندیم و به خاک سپردیم! امام حسین (ع) در جواب وی فرمود: لیکن به خدای کعبه سوگند اگر ما شیعیان تو را به قتل برسانیم نه حنوط و کفن میکنیم ونه بر آنان نماز میگذاریم و نه آنان را دفن میکنم. زیرا که تجهیز میت غیر مسلمان روا نمیباشد.
رفتار معاویه و نیز گفتار رسول الله (ص) و دیگر فرزانگان معصوم پرده از چهرهی نفاق معاویه فرو میافکند و چهره اصلی معاویه به خوبی پدیدار میشود. به طور قطع معاویه بنابراین ویژگیها فردی توانمند در حکومت داری دنیایی است و رفتارهای سیاسی وی برای همگونهای وی الگوی میباشد. به یقین وی در برابر عترت اقدام به چالشگری و جریان سازی مینماید که بتواند با سیاست در برابر رقیب خویش مقاومت نماید و چه بسا بر آنان چیره شود. آنچه برای وی بیش از همه حایز اهتمام است رخنه در صفوف تشکل همسو و مقاومی است که همواره عترت پشتیبانی مینماید و خطر
[صفحه ۱۱۸]
اصلی بر اهداف معاویه میباشد. این تشکل در بستر زمان گرچه گاهی فروکش مینماید، لیکن همواره خاستگاه خیزشهای اجتماعی و در واقع چالشگری امواج فراگیری است که برای سیاست مداری معاویه خطر به شمار میرود. معاویه با جریان سازی باید خود را توانمند در برابر این خروش بسازد. در بخش بعدی به جریانهای اجتماعی میپردازیم که خاستگاه با تداوم آنها همسو با آرمانهای عترت (ع) و نیز چالشگریهای بنیامیه عترت آلرسول بوده است. و شکستن تشکل همسو هدف محوری آن تنشها بوده است.
همان سیاستی که با راه اندازی جریانهای اجتماعی تلخترین سم و زهر را به کام عترت و تشکل همراه عترت چکانید.
برگرفته از کتاب امام حسن علیه السلام الگوی زندگی نوشته: حبیب الله احمدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *