امامت و رهبری، حاکمان زمان

روشنترین دلیل بر امامت امام حسن

ابوسعید عقیما گوید: به حضرت امام حسن (ع)گفتم: چرا با معاویه صلح کردی و حال آنکه حق با تو بود و معاویه گمراه و ستمگر است. فرمود: آیا من پس از پدرم حجت خدا و امام نیستم؟ گفتم چرا، فرمود، مگر رسول خدا (ص) در حق من و برادرم نفرموده:
الحسن و الحسین امامان، قاما او قعدا، «حسن و حسین امامند چه قیام کنند و چه نکنند» گفتم آری فرمود: پس من امام هستم چه قیام کنم و چه نکنم. در اینجا امام مجتبی (ع)حقانیت و امامت خود را به حدیثی که خاصه و عامه در کتب معتبرهی خود، از رسول خدا (ص) روایت کردهاند و صراحت روشن بر امامت امام حسن و امام حسین دارد، مستدل فرمود که روشنترین دلیل است) امیرالمومنین (ع)قبل از وفات به فرزندش امام حسن خطاب کرد، فرمود:
[صفحه ۳۷]
انت ولی الدم و ولی الامر [۴۹] «ای فرزندم تو ولی دم و خونی، و ولایت و امامت بر مردم از آن تو است».
پس از شهادت امام علی (ع) مردم با امام حسن (ع) به امامت و خلافت بیعت کردند و در بیعت با آن حضرت بر یکدیگر سبقت میگرفتند و میگفتند این آقا، در نزد ما بسیار محبوب است و رعایت حق او فوقالعاده بر ما واجب است.
امام مجتبی (ع) با آن مردم شرط میکرد با هر که من صلح میکنم صلح نمائید و با هر که میجنگم، شما هم جنگ کنید این موضوع در روز جمعهی ۲۱ ماه رمضان چهلم هجری اتفاق افتاد و از عمر شریف آن بزرگوار سی هفت سال گذشته بود و پس از این نمایندگان خود را به اطراف و نواحی فرستاد.
غیر از مردم شامات و جیرهخواران معاویه، مردم عراق، حجاز یمن، ایران بینالنهرین و سایر نقاط کشور پهناور اسلامی در تحت پرچم خلافت و امامت آن بزرگوار بودند و حدود یکسال خلافت ظاهری آنحضرت طول کشید که داستان صلح با معاویه پیش آمد. [۵۰].
برگزیده از کتاب تعالیم امام حسن مجتبی(ع)به زبان دعا و حدیث نوشته آقای حسن کافی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *