امامت و رهبری، حاکمان زمان

زیاد و ماجرای استلحاق در حکومت معاویه

بر اساس اسنادی که در دست است زیاد بن ابیه فرزند زنی به نام سمیه است که فاحشهای رسمی در طائف بود و طبق رسوم آن روزگار پرچمی بالای در خانه خود به عنوان اعلام این وضعیت نصب داشت [۴۱۸].
[صفحه ۲۹۰]
در عین حال او را شوهری بود اسما که در کار مزدوری بود و از حال زن خبر داشت و در میکدهای قرار فحشاء این زن با ابیسفیان در جاهلیت بسته شد ضمن اینکه با مردان دیگری هم در رابطه بود.
زیاد زائیده این زن است و چون خود آن زن هم نمیدانست فرزند را به کدامیک از مشتریان نسبت دهد او را زیاد پسر پدرش (زیاد بن ابیه) خوانده بود. معاویه برای جلب خدمت او، بر بالای منبر آمد و او را در پلهای پائینتر از خود نشاند و از فردی گواهی نسب خواست و او از میفروشی خود و طلب فاحشه از او توسط ابیسفیان یاد کرد و گواهی داشت ابوسفیان با او زنا کرده و این فرزند از آن اوست. و زیاد به آن سخنان گوش فرا میداد!!
و بدین سان معاویه او را در مسجد!! در جلسهای علنی!! محصول زنای پدر!! و در نتیجه او را برادر!! خواند و خواهر و دختر معاویه در حضور زیاد از رخ حجاب برافکندند زیرا که او را محرم خود دانستند!!
بد نیست متذکر شویم معاویه را هم ابنجماعه خواندند زیرا مادر او هنده را وقتی به ابوسفیان ازدواج دادند که به وجود معاویه حامله بود. و سبب حمل او را جماعتی از اعراب دانستهاند نه فردی معین [۴۱۹].
و معاویه آنگاه به او حکم و منصب داد و او به علت آشنائی قبلی با شیعیان پس از رسیدن به حکومت در کوفه یک یک شیعیان را از آشیانه و پنهان گاه بیرون کشید و آنان را به وضع فجیعی کشت.
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *