احادیث و سخنان

سخنرانی امام حسن پس از صلح

پس از صلح معاویه در حضور او به منبر رفت و اعلام موضع کرد. و بعد از امام درخواست و اصرار کرد که او هم به منبر برود و سخنی بگوید. امام به منبر رفت و سخنانی گفت که رووس آن عبارتند از:
حمد و ستایش خداوند، درود و رحمت بر رسول (ص) گرامی اسلام و معرفی اسلام به عنوان دین نجات بخش که به مردم سروری بخشیده است. آنگاه از پدر خود سخن گفت و از خدمات و مجاهدات او که در زمان پیامبر (ص) یار و همکار و همراه او بود. حلقوم خصم را فشرد و مشرکان را تار و مار کرد.
سپس فرمود که عدهای از شما کینه او را در دل دارید. معاویه گمان دارد که او شایستهتر از من به خلافت است و در حق من با من منازعه کرد. و من به خاطر مصلحت امت و حفظ خون مسلمانان امر حکومت را به او واگذاردم ولی بدانید:
به خدا قسم مادام که بنیامیه بر شما حکومت کند روی خوش را نخواهید دید. ای کوفیان شما تیری بر حلقوم بنیامیه زدید که آنها را تحت فشار قرار خواهد داد… و آنگاه به سرزنش معاویه پرداخت که از علی (ع) بدگوئی کرده بود و گفت خدا لعنت کند آن کس را که تباری پستتر است و مردم، آمین گفتند… معاویه از این اصرار در واداشتن امام به سخنرانی پشیمان شد و خود را سرزنش کرد [۳۸۶].
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *