حوادث، وقایع، هجرت

سخن امام حسن با امام علی پیرامون قتل عثمان و حوادث بعد از آن

هنگامی که امام علی علیه السلام برای مقابلهی با آشوبگران جمل و ناکثین عازم بصره بود در ربذه توقفی [صفحه ۲۵۹ ] نمود. امام
حسن علیه السلام بعد از نماز ظهر در مقابل آن حضرت نشست و گفت: من نمیتوانم با شما خیلی صحبت کنم. آنگاه گریه کرد و
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: گریه نکن و سخن خویش را بیان کن. امام حسن علیه السلام فرمود: قال علیه السلام: ان الناس حصروا
عثمان فسألتک ان تعتزلهم و تلحق بمکۀ حتی تؤب الی العرب عوازب احلامها فأبیت، ثم قتله الناس فسألتک أن تعتزل الناس فلو
کنت فی حجر ضب لضربت الیک العرب اباط الابل حتی یستحزجوک فغلبتنی، و أنا أس لک الیوم أن لا تقدم العراق، فأنی أخاف
علیک أن تقتل بمضیعۀ [ ۳۵۴ ]. امام حسن علیه السلام فرمود: (مردم عثمان را در محاصره گرفتند و من از شما درخواست کردم که از
آنها کناره گرفته و راه مکه در پیش گیری تا بردباری دور افتادهی عرب به او بازگردد و شما نپذیرفتید. سپس از شما درخواست
کردم که از چشم مردم دور بمانید چه آن که اگر در هر گوشهای پنهان شوی عرب چندان شتر به سوی تو خواهند دوانید تا تو را
بیابند. و امروزه با ناامیدی از اینکه پیشنهادم پذیرفته شود. از تو میخواهم که به سوی عراق نروی، زیرا من بر شما بیمناکم که مبادا
در گندمزاری کشته شوی.)
برگرفته از کتاب فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته: محمد دشتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *