شهادت

سرور معاویه بعد از شهادت امام حسن

آری، مرگ حسن (ع) به واقع مردم را تکان داد و این خبر همه جا پیچید اسناد تاریخی نشانی میدهند مردم در کوفه، در بصره، حتی در شام و در خارج کاخ معاویه گریستند.
[صفحه ۴۵۴]
در مدینه که بازار را بسته بودند، و در مکه هم همین برنامه پیاده شد، چنان بود که گوئی خلایی در مردم پدید آمده بود.
تا روزی که زنده بود سر و صدائی نبود، و حتی ابراز وفاداری و ارادت نبود، شاید مردم احساس میکردند او زنده و در کنار آنهاست و نوعی خاطر جمعی داشتند، درست همانند کودکانی که در کنار پدر و مادر خویشند، و عرض ارادتی به والدین ندارند. و حتی ممکن است نسبت به آنها پرخاشهائی هم داشته باشند. ولی به هنگامی که پدر یا مادر از دست رفت فریادشان، آه و ناله و افسوسشان بلند میشود به گریه و مویه میپردازند.
بزرگان از نقاط مختلف کشور برای حسین (ع) تسلیت نامه فرستادند و آنها که حاضر و در شهر مدینه بودند که به خدمت رسیدند و عرض تسلیت کردند. حتی برخی از سرشناسان کوفه برای او نامه فرستاده و او را به کوفه برای رهبری دعوت کردند.
چه بسیار بودند مدیحه سرایانی که با سرودن اشعاری و خواندن آن در بین جمع بغض مردم را ترکاندند. قومی که جرات ذکر نام اهل بیت را نداشتند اینک چنان جرات یافتند که به آه و اشک و ناله پرداختند و حتی یاد علی را زنده کردند و مرثیه علی (ع) را آغاز کردند. برخی از اسناد نشان میدهد که باطن امام مجتبی (ع) کار خود را کرد و حتی معاویه هم گریست [۷۳۰].
مسالهپرسیها
مساله شهادت امام همه را بهت زده کرد و این که مسمومیتش توسط معاویه بود غیظ و خشم و نفرتی را در دلها برانگیخت. حتی آنها که در برابر مسائل و جریانات فیما بین امام و معاویه بیتفاوت بودند حساس شدند و شاید هم از جان خود ترسیدند، از آن بابت که معاویه را فوق العاده بیپروا یافتند و احساس کردند که او پایبند به هیچ عهد و پیمانی نیست.
ابننعیم گوید: در نزد عبدالله بن عمر حاضر بودم. مردی از عراق آمد و بر او وارد
[صفحه ۴۵۵]
شد. مسالهای شرعی را!! به نزد او مطرح کرد و آن مساله درباره کشتن پشهای بود و… عبدالله عمر مساله او را خوب شنید و پرسید از کجا میآئی و اهل کدام منطقهای؟ گفت از عراق عرب.
عبدالله بن عمر برآشفت و روی به مردم کرد و گفت، ای مردم، به این قوم بنگرید. پسر رسول خدا (ص) را میکوشند و برای مردم مسالهای پیش نمیآید، آن وقت از من درباره خون پشه سوال میکنند. در حالی که ریحانه رسول اله بود و پیامبر (ص) فرموده بود این دو (حسن (ع) و حسین (ع)) ریحانه و نو گل من از دنیا هستند. انهما ریحانتی من الدنیا، یعنی الحسن و الحسین (ع) [۷۳۱].
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *