امامت و رهبری، حاکمان زمان

شایعه صلح قبل از تحقق زمان امام حسن

از دیگر توطئههای حکومت شام اشاعهی پیشنهاد صلح از سوی امام حسن مجتبی علیهالسلام به معاویه بود. شایعه این مطلب و مطالب غیر واقعی دیگر از سوی خوارج که با انگیزههای دیگری شرکت در جنگ داشتند روحیهی رزمندگان مسلمان را در هم میشکست، به خصوص آنان که پدر، برادر و یا فرزندان خود را در جنگ و مبارزه از دست داده بودند [۲۸۹] و حال آن که آغازگر صلح، معاویه پسر ابوسفیان بود. وی یک مرتبه توسط عبدالله بن نوفل و مرتبهی دیگر توسط عبدالله بن عامر صلح را خدمت امام مجتبی علیهالسلام مطرح کردند، لیکن حضرت با قاطعیت تمام آن را رد کرد و نپذیرفت. [۲۹۰].
[صفحه ۱۸۱]
پاسخهای متقابل
امام مجتبی علیهالسلام در برابر توطئههای معاویه و حکومت شام ایستاد و هیچ گونه سستی از خود نشان نداد. آن بزرگوار بارها حکام شام را تهدید به جنگ کرد. اینک به چند نمونه از آن موارد اشاره میشود:
۱)پس از آن که جاسوسان معاویه را اعدام کرد، نامهای به شرح زیر نوشت:
«اما بعد، فانک دسست الی الرجال، کانک تحب اللقاء، لا شک فی ذلک، فتوقعه انشاء الله [۲۹۱]؛ اما بعد، ای معاویه! تو به وسیلهی بعضی از نیروهایت در میان ما به جاسوسی پرداختهای، گویا فتنهی جنگ را دوست داری، البته شکی دز این امر وجود ندارد، پس منتظر باش با عنایت خداوندی به سراغت خواهم آمد.»
۲)گواه دیگر و بلکه بهترین گواه، حرکت امام حسن مجتبی علیهالسلام به ساباط مداین، جهت ترغیب به مشارکت افراد در جنگ صفین است. [۲۹۲].
۳)امام مجتبی علیهالسلام پسر عم خود «مغیره بن نوفل بن حرث بن عبدالمطلب» را در کوفه گمارد و به او سفارش کرد که از تحریک و تشویق مردم در جهاد و جنگ غفلت ننماید که او وظیفهی خود را انجام داد. امام مجتبی علیهالسلام در میان آنان آمد و سه نوبت نماز خواند و تا دیر عبدالرحمن همراهی نمود و عبیدالله بن عباس را فرمانده و قیس بن سعد و سعید بن قیس را به عنوان دو مشاور و معاون قوی تعیین کرد. [۲۹۳].
۴)از سوی معاویه گروهی جهت مذاکره دربارهی صلح به ساباط آمدند که حضرت تقاضای آنان را رد نمود. [۲۹۴].
[صفحه ۱۸۲]
معاویه توسط ستون پنجم خود شایع کرد که امام مجتبی علیهالسلام خواهان صلح است و با کمال تاسف، این شایعه به سرعت و به طور گسترده پیچید تا آن جا که گروهی تندرو، ناآگاه و فریب خوردهی معاویه در ساباط مداین آن حضرت را در حالی که خطبه میخواند و مردم را به جهاد فرامیخواند مورد سوء قصد قرار داده و مجروحش کردند، بعد از این ماجرا امام مجتبی علیهالسلام را به مداین منتقل کردند. [۲۹۵].
شایعات دیگر
ستون پنجم حکومت شام، هر خبری را که موجب تضعیف روحیهی لشگریان عراق میشد، توسط وابستگان فکری خود شایع میکرد، از آن جمله این که: فلان مرد جنگی و رزمنده پناهده شده و یا مجروح گردیده است و یا میگفتند: او شهید شده، مانند شایعه شهادت قیس بن سعد، که مناسبت با روحیه و وضعیت آن فرماندهی شجاع داشت؛ زیرا نمیتوانستند مطلب دیگری دربارهاش شایع کنند؛ در هر صورت، انتشار شایعه شهادت قیس بن سعد به گونهای بود که بعضی از نیروهای تازه نفس از میان راه بازگشتند [۲۹۶] و این خود سبب از همگسیختگی بیشتر شد؛ وضع بدان جا کشید که راهی غیر از مصالحه نبود و قرارداد صلح که از هر زهری کشندهتر بود امام ناگزیر بدان تن داد. شاعر وضعیت حضرت مجتبی علیهالسلام را در رباعی خود چنین میسراید:
در صلح حسن نهال دین نارس بود
میکرد همین به جای او هرکس بود
[صفحه ۱۸۳]
او خواست مجال تا شود وقت قیام
این صلح نبود بلکه آتشبس بود
قضاوتهای نادرست
آنگاه که صلح تحمیل گشت و حوادث ناگوار یکی پس از دیگری به وجود میآمد، بسیاری از یاران نزدیک و دور و دیگر افراد، آن حضرت را سرزنش میکردند. ابوسعید عقیصی گوید: آن بزرگوار در جواب آنان با صبر و تحمل میفرمود:
«و یحکم ما تدرون ما عملت، و الله للذی عملت لشیعتی خیر مما طلعت علیه الشمس او غربت، اما تعلمون انی امامکم و مفترض الطاعه علیکم، و احد سیدی شباب اهل الجنه بنص من رسول الله علی؟ فقالوا: بلی [۲۹۷]؛ وای بر شما! آیا میدانید من چه کردم، قسم به خدا آنچه را که من برای مصالح مسلمانان و حفظ شیعیان و پیروانم انجام دادهام بهتر است از آنچه که خورشید از حین طلوع تا زمان غروب بر آن میتابد. آیا توجه دارید که من امام شمایم و اطاعت من بر شما واجب است و من یکی از دو سرور و آقای جوانان بهشتم، طبق آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله دربارهی من تصریح کرده است؟ همگی در جواب گفتند: آری.»
برگرفته از کتاب حقایق پنهان نوشته آقای احمد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *