امامت و رهبری، حاکمان زمان

شخصیت معاویه

در سال فتح مکه به همراه پدر و دیگر بستگان به اسلام ایمان آورد و سعی کرد جایگاه خوشی را برای خود پدید آورد و حتی کوشید راه صد ساله را دو ساله بپیماید و خود را به عنوان یک مسلمان مورد اعتماد جا بزند. اما او نتوانست پیامبر (ص) را بفریبد.
[صفحه ۱۰۴]
شنیدید که ابوسفیان سوار مرکبی بود و پسری از او مهار مرکب را به دست داشت و معاویه هم آن را از عقب میراند و پیامبر آنها را دید و فرمود خداوند راکب و مهار دار و راننده آن را لعنت کند! لعن الله الراکب و القائد و السائق (طبری)
زنی قصد ازدواج با معاویه را داشت و در این رابطه با رسول خدا (ص) مشورت کرد. پیامبر (ص) آن زن را از وصلت با معاویه بازداشت و به او متذکر شد که معاویه دزد است [۱۳۲].
و هم پیامبر شبی در خواب دید که بوزینگان بر منبر او بالا میروند. خداوند در تعبیر آن رویا این آیه را فرستاد و ما جعلنا الرویا اللتی اریناک الا فتنه للناس ۶۰ – اسراء و پیامبر (ص) آن بوزینگان را به بنیامیه تعبیر کرد و پس از این رویا دیگر خنده شادمانه نداشت [۱۳۳].
معاویه فردی فریبکار بود با دلی مملو از نفاق که گاهی بروزش میداد، ظواهر اسلام را حفظ و شعائر آن را رعایت میکرد. و این امر سبب شده بود که خلفا نسبت به او دید مثبتی داشته باشند و جلوه ظاهرش آنها را به یقین اخلاصش واداشت. و او به خانواده علی (ع) و پیامبر (ص) با دیده تردید نگاه میکرد [۱۳۴] و حتی بغض آنها را در دل میپروراند [۱۳۵].
او را فردی هوشمند و داهیه عرب نامیدهاند. طراحیهای سیاسی حساب شدهای داشت. ولی علی (ع) میفرمود که دهاء و زیرکی او با مکر و فجور همراه بود و این مسالهای است که اسلام آن را مورد امضاء قرار نمیدهد و اگر این امر مجاز بود من (علی (ع)) از زیرک ترین مردم میبودم: و لکنه یغدر و یفجر، و لولا کراهیه الغذر لکنت من ادهی الناس [۱۳۶].
برگرفته از کتاب در مکتب کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته آقای علی قائمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *