از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی آینه‌ی الهی

ظهور حلم حق، سبط پیمبر
سرور جان زهرای مطهر
علی را وارث اورنگ شاهی
حسن، آیینه‌ی حسن الهی
شهی کز حلم او گاه تصور
خرد غرق است در بحر تحیر
همانا کوه از آن گسترده دامن
که چیند خوشه حلمش را ز خرمن
توانایی که گر گشتی مصمم
دمی بر هم زدی اوضاع عالم
زمین را آسمان کردی به ایما
برآوردی ثری را بر ثریا
بدان قدرت ز دشمن هر چه دیدی
تحمل کردی و بر جان خریدی
به خصم ار صلح کردی، پاس دین بود
که پاس دین به عهد وی چنین بود
حسن از صلح، دین را شد نگهبان
حسین از جنگ رونق داد بر آن
[صفحه ۹۵]
دو دستند این دو، از حلم و شهامت
گرفته رایت دین تا قیامت
مر این دو، ملک دین را شهریارند
به عرش پاک یزدان گوشوارند
خوش است اینجا سوی معنی گرایم
بیا تا عرش حقت وا نمایم
به هر دل کاین دو تن دارند منزل
بود عرش الهی بی‌شک آن دل
حسن را درد و محنت از برادر
اگر افزون نباشد، نیست کمتر
سزد بر آن در دریای لاهوت
سرشک از دیده باری همچو یاقوت
که بد گوهر ترین زمره‌ی ناس
زمرد ساخت لعل وی ز الماس
حسن از آب غلتان شد به بستر
بزد بر خرمن جان آبش آذر
بجز نعش حسن، نعشی به دوران
نگشت از بعد کشتن تیرباران
جراحاتی که از شمشیر و خنجر
شهید کربلا را بد به پیکر
حسن را بر جگر بودی بس افزون
ز تیر طعنه‌ی آن فرقه‌ی دون
«صغیر» از داغشان در شور و شین است
گهی ذکرش حسن، گاهی حسین است
[صفحه ۹۶]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *