از دیدگاه شعرا

شعر در وصف امام حسن مجتبی اخگر الماس ریزه‌ها

بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله‌ی انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان تپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
پس آتشی ز اخگر الماس ریزه‌ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وآنگه سرادقی که ملک محرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه‌ی ستیزه در آن دشت، کوفیان
بس نخل‌ها ز گلشن آل‌عبا زدند
پس ضربتی کز آن جگر مصطفی درید
بر حلق تشنه‌ی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده موی
فریاد بر در حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
[صفحه ۱۴۵]
برگرفته از کتاب آینه بردباری سروده هایی از شاعران در وصف امام حسن مجتبی نوشته آقای محمود عباس و شاهرخی مشفق کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *